X
تبلیغات
MICROBIOLOGY

MICROBIOLOGY

باکتریها گروهی از موجودات تک یاخته‌ای ذره بینی هستند که پوشش بیرونی نسبتا ضخیمی آنها را احاطه کرده است. این موجودات ساختار ساده‌ای دارند و به گروه پروکاریوتها تعلق دارند



ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:34 ] [ Morteza ]
آدم هـا می آینـد

زنـدگی می کننـد

می میـرنـد و می رونـد …

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِتــو

 

جای خالی ات قده خود توست

بزرگ نیست

کوچک هم؛

که نه هجوم و ازدحام اطراف آن را پر می کند

و نه کوچکتر از تو، در آن جای می گیرد.

درست اندازه ی حضور توست..

 

آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه

آدمی می رود امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد

و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود

کـه تـــو می میـری

در حالـی کـه زنــده ای …

[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:31 ] [ Morteza ]

 ایمان و باور ما  در ابتدای هر مسئولیت دشواری

 

 تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند.


وقتی انتظار بهترین پیشامد را دارید

 

 نیروی مغناطیسی از مغزتان خارج می شود که بهترین ها را جذب می کند .


اگر انتظار بدترینها را داشته باشید

 

 از مغز قدرت دافعه ا ی رها می کنید که سبب می شود بهترینها از شما بگریزد !

 

(( ویلیام جیمز ))

خرد ، آدمی را گرانبهاترین چیز است ، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است .

 و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجوید ، چه دانشور سرور سروران است .

 و اگر از آن هم بی بهره بود باید دلیر باشد و در میدان نبرد بی باک باشد ،

 تا در نظر پادشاه گرامی و پیوسته شاد و فرمانروا باشد .

و اگر این نیز نداشت دیگر درخور زنده ماندن نیست ، و بهتر است که مرگ وی را دریابد .

(( بزرگمهر ))

 

 

 

[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:29 ] [ Morteza ]

هنگامی که درگیر یک رسوایی می شوی ، در می یابی

دوستان واقعی ات چه کسانی هستند .

(( الیزابت تیلور ))

[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:27 ] [ Morteza ]
عشقبازی به همین آسانی است…

که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
…رنگ زیبای خزان با روحی
…نیش زنبور عسل با نوشی
کارهمواره باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو،برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
وشب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانی است

[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:26 ] [ Morteza ]
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بفهمی زندگی بی عشق نازیباست

دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی

به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

بخوانی نغمه ای با مهر 

دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

خورشید مهری رخ بتاباند

دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی

بیاید راه چشمت را

سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر

دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا

تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری

و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد

مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

بخوانی خالق خود را

اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

پیدا شوی در او

دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

با او بگویی:

بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

دعایت می کنم، روزی

نسیمی خوشه اندیشه ات را

گرد و خاک غم بروباند

کلام گرم محبوبی

تو را عاشق کند بر نور

دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی

با موج های آبی دریا به رقص آیی

و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی

بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی

لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی

به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

در میان هستی بی انتها باید تو می بودی

بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا

برایت آرزو دارم

که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو

اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بگیرد آن زبانت

دست و پایت گم شود

رخساره ات گلگون شود

آهسته زیر لب بگویی، آمدم

به هنگام سلام گرم محبوبت

و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را

ندانی کیستی

معشوق عاشق؟

عاشق معشوق؟

آری، بگویی هیچ کس

دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی

ببندی کوله بارت را

تو را در لحظه های روشن با او

دعایت می کنم ای مهربان همراه

تو هم ای خوب من

گاهی دعایم کن

[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:25 ] [ Morteza ]

من در ابتدا خداوند را یک ناظر ؛ مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاها ئی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم ؛ شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم ...!

وقتی قدرت فهم من بیشتر شد؛ به نظرم رسید که گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه سواری با یک دوچرخه دو نفره است و دریافتم که خدا در صندلی عقب در پا زدن به من کمک میکند...

نمیدانم چه زمانی بود که خدا به من پیشنهاد داد جایمان را عوض کنیم؛ از آن موقع زندگی ام بسیار فرق کرد؛ زندگی ام با نیروی افزوده شده او خیلی بهتر شد؛ وقتی کنترل زندگی دست من بود من راه را می دانستم و تقریبا برایم خسته کننده بود ولی تکراری و قابل پیش بینی و معمولا فاصله ها را از کوتاهترین مسیر می رفتم...

اما وقتی خدا هدایت زندگی مرا در دست گرفت؛ او بلد بود...
از میانبرهای هیجان انگیز و از بالای کوهها و از میان صخره ها و با سرعت بسیار زیاد حرکت کند و به من پیوسته می گفت : « تو فقط پا بزن ».

من نگران و مظطرب بودم پرسیدم « مرا به کجا می بری ؟ »
او فقط خندید و جواب نداد و من کم کم به او اطمینان کردم !

وقتی می گفتم : « میترسم » . او به عقب بر میگشت و دستم را می گرفت و میفشرد و من آرام می شدم ...

او مرا نزد مردم میبرد و آنها نیاز مرا بصورت هدیه میدادند و این سفر ما، یعنی من وخدا ادامه داشت تا از آن مردم دور شدیم ...

خدا گفت : هدیه را به کسانی دیگر بده و آنها بار اضافی سفر زندگی است و وزنشان خیلی زیاد است؛ بنابراین من بار دیگر هدیهها را به مردمانی دیگر بخشیدم و فهمیدم « دریافت هدیه ها بخاطر بخشیدن های قبلی من بوده است » و با این وجود بار ما در سفر سبک تر است ...

من در ابتدا در کنترل زندگی ام به خدا اعتماد نکردم؛ فکر میکردم او زندگی ام را متلاشی میکند؛ اما او اسرار دوچرخه سواری « زندگی » را به من نشان داد و خدا میدانست چگونه از راههای باریک مرا رد کند و از جاهای پر از سنگلاخ به جاهای تمیز ببرد و برای عبور از معبرهای ترسناک پرواز کند...

ومن دارم یاد می گیرم که ساکت باشم و در عجیب ترین جاها فقط پا بزنم و من دارم ازدیدن مناظر و برخورد نسیم خنک به صورتم در کنار همراه دائمی خود « خدا » لذت میبرم و من هر وقتی نمیتوانم از موانع بگذرم؛ او فقط لبخند میزند و می گوید : پا بزن...


ضعیف‌الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود.

[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:22 ] [ Morteza ]
چندی پیش در یکی از جلسات یکی از اعضا خاطره جالبی از سفرش به ژاپن نقل کرد. این خاطره جالب شاید یکی از دلایلی باشد که نشان میدهد چرا ژاپن درحال پشت سرگذاشتن همه قدرت‌های صنعتی در دنیا است.
وی گفت:
ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.
البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحبش بده.
روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.
تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می‌کنند نمی‌توانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می‌شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟
این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می‌گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.
آنها با دهان باز نگاه می‌کردند می‌گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی‌اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد
چقدر شبیه ایرانیان هستند!!!!؟
[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:20 ] [ Morteza ]

 

 

 

 

اطلاعاتی درباره باکتریها

● رده بندی باکتریها

قبل از کشف میکروارگانیسم ها تمام موجودات زنده را به دو سلسله جانوری و گیاهی تقسیم می کردند. پس از آگاهی بر وجود میکروارگانیسم ها ، طبقه بندی آنها در یکی از دو سلسله فوق با اشکال روبرو شد. بر این اساس پروتوزئرها را به علت اینکه متحرک بوده و خاصیت فتوسنتز نداشتند، جزء جانوران و جلبکها و قارچها را که به نظر بی حرکت می رسیدند، جزء گیاهان قرار دادند. در این میان باکتریهای بی جا و مکان ماندند، تا اینکه ارنست هکل ، گیاه شناس آلمانی ، در سال ۱۸۶۶ راه حلی منطقی برای این مشکل ارائه داد و آن پیشنهاد سلسله سومی به نام پروتیستا یا آغازیان بود که پروتوزوئرها ، جلبکها ، قارچها و باکتریها را دربر می گرفت.

از آنجا که باکتریها از نظر ساختار یاخته بطور اساسی با سه گروه دیگر تفاوت دارند، لذا پروتوزوئرها ، جلبکها و قارچها را به علت داشتن هسته مشخص و کاملتر در یک گروه قرار دادند که یوکاریوتیک نامیده شدند و مجموع آنها تحت عنوان پروتیستا مورد بررسی قرار گرفتند. از سوی دیگر باکتریها را به مناسبت داشتن ساختار ابتدایی تر و نداشتن هسته مشخص پروکاریوتیک نام نهادند و آنها را تحت عنوان سلسله مستقل پروکاریوت بررسی می کنند.

● مبانی تشخیصی و رده بندی باکتریها

ارزش عملی رده بندی میکروبها ارائه روش مطمئنی جهت شناسایی و تشخیص میکروارگانیسمهای ناشناخته است. برای نامگذاری میکروارگانیسمها از روش دو نامی استفاده می شود که در آن کلمه نخست مشخص کننده نام جنس (با حرف لاتین بزرگ شروع می شود) و کلمه دوم معرف گونه (با حرف لاتین کوچک) است. امروزه تشخیص و رده بندی باکتریهای بر مبنای ویژگیهای زیر استوار است.

● ویژگیهای ریخت شناسی

این ویژگیها شامل شکل ظاهری باکتریها (گرد ، میله ای ، هلالی ، فنری ، مارپیچی و غیره) و نیز چگونگی قرار گرفتن آنها در کنار یکدیگر (منفرد ، دوتایی ، رشته ای ، توده ای و غیره) و همچنین دارا بودن هاگ ، کپسول ، تاژک و امثال آن است که می توانند به عنوان ویژگیهای تشخیصی میکروسکوپی باکتریها مورد استفاده قرار گیرند.

● رنگ آمیزی افتراقی

این روش شامل رنگ آمیزیهای گرم و اسید فاست است. از آنجا که این روشها بیشتر مبتنی بر ساختار دیواره یاخته ای باکتریهاست، بنابراین برای تشخیص باکتریهای فاقد دیواره یا واجد دیواره غیر معمولی مناسب نیستند.

● آزمونهای زیست شیمیایی

این آزمونها عمدتا مبتنی بر فعالیتهای زیست شیمیایی باکتریها هستند. به عنوان مثل باکتریهای روده ای گروه بزرگی از باکتریها هستند که شامل اشریشیا ، آنتروباکتر ، سالمونلا و شیگلا می شوند. مبنای تشخیص اشریشیا و آنتروباکتر از سالمونلا و شیگلا این است که دو گروه اول قادر به تخمیر لاکتوز و تولید اسید و گاز هستند، در حالی که دو گروه دوم چنین توانی ندارند. استفاده از محیطهای کشت افتراقی که منجر به تولید کلنیهای ویژه میکروبی بر روی محیط کشت می شوند، نیز در باکتری شناسی تشخیصی پزشکی موارد استفاده زیادی دارند.

● آزمونهای سرم شناختی

این آزمونها مبتنی بر استفاده از سرم خون انسان و اصول ایمنی شناسی است. به عنوان باکتری مولد بیماری حصبه با سرم خون حاوی پادتن ضد میکروب حصبه واکنش نشان داده و رسوب می کند. این عمل به کمک آزمون آگلوتیناسیون بر روی لام انجام می گیرد.

● آزمون حساسیت به باکتریوفاژ

از آنجا که باکتریوفاژها تنها بطور اختصاصی می توانند باکتری میزبان خود را آلوده کنند، یعنی رابطه فاژ و باکتری نوعی رابطه اختصاصی است، لذا امکان آلوده شدن و متلاشی شدن گروهی از باکتریها بوسیله یک فاژ ویژه نزدیکی آنها به یکدیگر از نظر رده بندی ، است.

● ترادف آمینو اسیدها در پروتئینهای مهم زیستی

در این روش یک یا چند پروتئین اصلی و حیاتی انتخاب شده و ترادف آمینو اسیدها در مولکولهای این پروتئینها با یکدگیر مقایسه می شود. از آنجا که این ترادف نشانه ترادف نوکلئوتیدها در رشته DNA است، بنابراین میزان تفاوت موجود در این ترادف می تواند نشان دهنده فاصله باکتریها در روند تکاملی باشد.

● تجزیه پروتئینی

در روش بررسی ترادف آمینو اسیدها تنها یک یا چند مولکول پروتئین حیاتی به عنوان معیار و مقیاس مورد بررسی قرار می گیرد. در حالی که در روش تجزیه پروتئینی کلیه پروتئینهای یک یا چند بخش از یاخته میکروبی متلاشی شده استخراج می گردند و به کمک پلی آکریل آمید ، ژل الکتروفورز (ADGE) شناسایی می شوند. در این روش هر مولکول ، بر حسب اندازه و بار الکتریکی خود مسافتی را بر روی ژل طی می کند و در محل شخص قرار می گیرد که پس از رنگ آمیزی قابل شناسایی است. در پایان ، ترکیب رنگی هر ستون نشان دهنده انواع پروتئینهای موجود در هر باکتری است. مقایسه این ستونها می تواند نشان دهنده نزدیکی یا دوری ساختار پروتئینی یک بخش حیاتی از باکتریها مانند سیتوکروم و در نتیجه قرابت باکتریها با یکدیگر باشند.

● شاخه فتوباکتریها

فتوباکتریها یا باکتریهای فتوسنتز کننده انرژی خود را از نور خورشید بدست می آوردند و به سه رده تقسیم می شوند.

▪ فتوباکتریهای سبز _ آبی یا سیانوباکتریها که سابقا آنها را جلبکهای سبز _ آبی می نامیدند.

▪ فتوباکتریهای قرمز

▪ فتوباکتریهای سبز

● شاخه اسکوتوباکتریها

اسکوتوباکتریها یا باکتریهای غیر فتوسنتز کننده از انرژی شیمیایی استفاده می کنند و به سه رده تقسیم می شوند.

▪ باکتریهای دارای دیواره

▪ باکتریهای بدون دیواره

باکتریهای که زندگی درون یاخته ای اجباری دارند. این گروه شامل دو دسته است: ریکتسیا و کلامیدیا

ـ باکتریهای دارای دیواره

باکتریها دسته ای از موجودات زنده میکروسکوپی هستند، با اندازه ای کوچک و ساختاری نسبتا ساده. سیتوپلاسم آنها عاری از واکوئل است، هسته فاقد غشا و جزئیات آن نامشخص است. اطراف باکتری را پرده ضخیمی به نام دیواره می پوشاند. باکتریها اکثرا متابولیسم خود را از راه شیمیوسنتز اداره می کنند. برخی فاقد دیواره اند و عده ای زندگی درون یاخته ای اجباری دارند.

ـ باکتریهای بدون دیواره

این باکتریها شامل جنس میکوپلاسما هستند. میکوپلاسماها برخلاف سایر باکتریها ، فاقد دیواره اند و از این رو خاصیت چند شکلی بودن دارند. نسبت به پنی سیلین و سایر آنتی بیوتیکهای متوقف کننده سنتز دیواره یاخته مقاوم هستند، ولی در مقابل تغییرات فشار اسمزی و عوامل محیطی بسیار حساس هستند. میکوپلاسما از صافیهای باکتریولوژیک عبور می کنند و کوچکترین میکروارگانیسمی هستند که به صورت آزاد به سر می برند. برخلاف اکثر باکتریها ، باکتریوفاژها بر روی میکوپلاسماها بی اثرند. این میکروارگانیسم ها دارای سیستم آنزیمی کامل و متابولیسم مستقلی هستند و می توانند روی محیطهای مصنوعی بدون وجود یاخته زنده رشد کنند.

● ریکتیسیا

سابقا آنها را حد فاصل باکتریها و ویروسها می دانستند، ولی اکنون در شمار باکتریها محسوب می شوند، با این تفاوت که اندازه آنها کوچکتر و ساختارشان ساده است و فقط می توانند درون یاخته های زنده زندگی می کنند.

● کلامیدیا

چون اندازه آنها کوچکتر از باکتریهاست و از صافیهای باکتریولوژیک قابل عبورند و انگلهای درون یاخته ای اجباری هستند، لذا آنها را جزء ویروسها می دانستند. ولی امروزه به لحاظ برخورداری از ویژگیهایی نظیر حساسیت به آنتی بیوتیکها و دارا بودن دیواره یاخته ای و ریبوزوم و طرز تکثیری همانند باکتریها و داشتن هر دو نوع ملکول DNA و RNA آنها را جزء باکتریها به شمار می آورند.

● گروههای عمده باکتریها از نظر پزشکی

باکتریهایی که در انسان و سایر موجودات تولید بیماری می کنند زیاد است که به صورت تیتر وار به آنها اشاره می شود. اسپیروکتها ، باکتریهای مارپیچی و خمیده ، کوکوسها و باسیلهای گرم منفی ، باسیلهای گرم منفی بی هوازی اختیاری ، کوکوسهای گرم مثبت ، باسیلهای گرم مثبت بدون اسپور ، اکتینومیستها و میکروبهای وابسته ، ریکتسیاها و مایکوپلاسماها.

[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:15 ] [ Morteza ]
گروه های عمده باکتری ها
باکتریها ارگانیسمهای تکسلولی هستند که اکثرا به صورت آزاد زندگی میکنند و دارای اطلاعات ژنتیکی و تولید انرژی و سیستمهای بیوسنتتیک لازم برای رشد و تولید مثل خود میباشند. باکتریها متنوعترین میکروارگانیسمها هستند که شامل گروههای زیادی میباشند.
دید کلی

باکتریها مهمترین و متنوعترین میکروارگانیسمها هستند و تعداد کمی در انسان جانوران و سایر موجودات بیماریزا بوده و بطور کلی بدون فعالیت آنها حیات بر روی زمین مختل میگردد. تنها تعداد کمی از باکتریها مانند کلامیدیاها و ریکتزیاها اجبارا انگل داخل سلولی هستند. باکتریها از جنبههایی با یوکاریوتها تفاوت دارند. باکتریها ریبوزومهای 80S ، اندامکهای غشادار مانند هستهمیتوکندری ، کروموزوم حلقوی بدون پوشش دارند. باکتریها (به غیر از میکوپلاسماها) دارای دیواره سلولی هستند.

بطور یقین موجودات زنده یوکاریوتیک از موجودات زنده باکتری مانند بوجود آمدهاند و نظر به اینکه باکتریها ساختمان سادهای داشته و میتوان به آسانی بسیاری از آنها را در شرایط آزمایشگاه کشت داد و تحت کنترل درآورد ، میکروب شناسان مطالعه وسیعی درباره فرآیندهای حیاتی آنها انجام دادهاند. در این مبحث باکتریهای شایع با تاکید بر انواع بیماریزا در انسان معرفی میگردد.



،
اسپیروکتها

این باکتریها در آبهای آلوده ، فاضلابها ، خاک و مواد آلی در حال پوسیدن یافت میشوند. به شکل فنر پیچیده و متحرک هستند. اندازه آنها از چند میکرون تا 500 میکرون است. سه جنس از اسپیروکتها بیماریزا هستند:


  • تروپونما: شامل گونه تروپونما پالیزم است که این باکتری عامل مولد بیماری سیفلیس

    میباشد.
  • بورلیا: این باکتری عال مولد بیماری تب راجعه میباشد.

  • لپتوسپیرا: این باکتری از راه شکافها و زخمهای پوست وارد میشود و شایعترین شکل بیماری ، عفونت کلیه است.
کوکوسها و باسیلهای گرم منفی هوازی

جالبترین باکتریها در این گروه انواع متعلق به جنس سودوموناس است یکی از گونههای سودوموناس ، سودوموناس آئروجینوزا میباشد که این باکتری عفونتهای مجاری ادراری ، عفونتهای زخمی و سوختگیها ، آبسه و مننژیت را ایجاد میکند. باکتریهای این گروه قادر به ساختنآنزیمهای متعددی هستند و بدین نحو در تجزیه مواد شیمیایی نظیر حشره کشهایی که به خاک افزوده میشوند، کمک میکنند. مقاومت این گروه به آنتی بیوتیکها از نظر پزشکی حائز اهمیت است.
باسیلهای گرم منفی بیهوازی اختیاری





آنتروباکتریاسه

این خانواده شامل گروهی از باکتریهای ساکن روده انسان و سایر جانوران است. جنسهای باکتریهای روده عباتند از: اشیرشیا ، شیگلا ، کلبسیلا ، آنتروباکتر و ... . اشیرشیاکلی یکی از ساکنین اصلی روده بوده و آشناترین میکروبی که پژوهشهای فراوانی بر روی آن صورت گرفته است. سالمونلا یکی از باکتریهای بیماریزا است که یکی از گونههای آن مولد بیماری تب تیفوئید میباشد. گونههای شیگلا عامل اسهال خونی است. کلبسیلا عامل عفونت مجاری تنفسی ذاتالریه است. سرشیا عامل عفونت ادراری و تنفسی است و آنتروباکتر در عفونتهای مجاری ادراری نقش برعهده دارند.
ویبریوناسه

جنسهای مهم این خانواده شامل ویبریو و آئروموناس میباشد. گونه بیماریزا ویبریوکلرا است که عامل بیماری وبا میباشد. باکتریهای متعلق به آئروموناس عامل بیماری ذاتالریه و اختلالات روده میباشند.
هموفیلوس

یکی از گونههای آن به نام هموفیلوس آنفلوآنزا عامل مننژیت در کودکان و جوانان میباشد.
باکتریهای گرم منفی بیهوازی

در این گروه دو جنس مهم از نظر پزشکی به نامهای نایسریا و موراگزلا وجود دارد. نایسریا از اهمیت ویژهای برخوردار است و انگل غشاهای مخاطی در انسان بوده و درجه حرارت نزدیک درجه حرارت بدن انسان زندگی میکند، گونههای بیماریزا شامل باکتری مولد بیماری سوزاک و باکتری مولد مننژیت میباشد. باکتریهای جنس موراگزلا در التهاب بافت ملتحمه چشم دخالت دارند.
کوکوسهای گرم منفی بیهوازی

این باکتریها اختصاصا به صورت دوتایی ، گاهی تکتک ، خوشهای یا زنجیری قرار میگیرند. و همگی بدون حرکت و بدون اسپور هستند. باکتریهای متعلق به جنس ویلونلا بخش از میکروفلور طبیعی دهان و پلاک دندانی هستند.
کوکوسهای گرم مثبت

این گروه از باکتریها از نظر پزشکی شامل دو جنس استافیلوکوکوس و استروپتوکوکوس هستند. عدهای از باکتریهای استافیلوکوکوس مواد سمی تولید میکنند که گویچههای قرمز خون و گویچههای سفید خون را نابود میکنند. چندین نوع عفونت استافیلوکوکی بوسیله گونه استافیلوکوکوس اورائوس ایجاد میشود که در ایجاد عفونتهای پوستی ، ذاتالریه و آبسههای مغزی دخالت دارند. استرپتوکوکها در تب زایمان ، تب مخملک ، گلودرد ، تب روماتیسمی و پوسیدگی دندان دخالت دارند.




باسیلها و کوکوسهای اسپوردار

دو جنس مهم اسپوردار باسیلوس و کلسترویدیوم میباشند. باسیلوس آنتراسیس عامل بیماری سیاه زخم که معمولا در گاو ، گوسفند و اسب بیماری تولید میکند، میتواند به انسان انتقال پیدا کند. باکتریهای متعلق به جنس کلستریدیوم بیهوازی اجباری هستند و بیماریهایی که تولید میکنند شامل کزاز و بوتولیسم میباشد.
باکتریهای میلهای شکل گرم مثبت بدون اسپور

مهمترین این گروه جنس لاکتو باسیلوس میباشد. لاکتوباسیلوسها در روده و حفره دهانی زندگی میکنند. در دهان این باکتریها نقشی در پوسیدگی دندان به عهده دارند. در صنعت از این باکتریها برای تولید کلم شور ، دوغ و ماست استفاده میشود. باکتری بیماریزای متعلق به این گروه "یستریا منوسایتوجنز" است که در تولید آبسه ، انسفالیت و آندوکاردیت ، دخالت دارد.
اکتینومیستها

از جنسهای مهم این گروه میتوان کورینه باکتریوم ، مایکوباکتریوم ، نوکاردیا ، اکتینومیسس و استرپتومایسس را نام برد.


  • معروفترین و شناخته شده ترین گونه کورینه باکتریوم ، کورینه باکتریوم دیفتریا میباشد که عامل بیماری دیفتری میباشد.
  • دو گونه مهم مایکوباکتریوم توبرکلوزیسکه عامل سل و مایکوباکتریوم لپرا که عامل جذام میباشد.
  • گونههای متعلق به نوکاردیا در عفونتهای ریوی و عفونت مخرب دست و پا دخالت دارند.
ریکتیساها

این گروه شامل ریکتسیا و کلامیدیا میباشند. این دسته از باکتریها ، انگلهای درون سلولی اجباری هستند که فقط در درون سلول میزبان قادر به تولید مثل هستند و از این لحاظ به ویروسها شباهت دارند. یکی از بیماریهایی که عامل مولد آن ریکتسیا میباشد، تیفوس است که بوسیه شپش منتقل میشود ، گونههایی از کلامیدیاها موجب کوری در انسان میشوند.




مایکوپلاسما

مایکوپلاسما باکتریهای فاقد دیواره سلولیدستگاه تنفس و ندرتا مانند سایر ذاتالریهها ، عارض میشود. هستند. مهمترین گونه بیماریزا در انسان مایکوپلاسما نومونیا است که عامل ذاتالریه ابتدایی آتیپیک میباشد.
novin هم اکنون آنلاین است.  
[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:12 ] [ Morteza ]

باکتریها گروهی از موجودات تک یاختهای ذره بینی هستند که پوشش بیرونی نسبتا ضخیمی آنها را احاطه کرده است. این موجودات ساختار سادهای دارند و به گروه پروکاریوتها تعلق دارند.
مقدمه

در عمل باکتریهایی که دارای خواص یکسانی باشند بندرت یافت میشوند، حتی باکتریهایی که از یک سلول منشا میگیرند ممکن است از نظر یک یا چند صفت با یکدیگر متفاوت باشند. این تفاوتها نتیجه تغییراتی است که به علت جهش ژنی یا موتاسیون در سلولهای باکتریایی پدید میآید. این باکتریهای تغییر یافته ، موتانت Mutant نامیده میشوند که از نظر بعضی از خواص نظیر ساختمان آنتی ژن ، حساسیت در مقابل آنتی بیوتیکها و ... با سایر باکتریهای مشابه اختلاف دارند.

سهولت تغییرپذیری در باکتریها مربوط به سرعت تقسیم آنهاست. زمان تقسیم یا مدت زمانی که برای تولید یک سلول جدید در باکتریها لازم است، حدود 2 دقیقه و در مورد انسان 20 سال است. مثلا یک سلول باکتری در مدت 18 ساعت 54 نسل بوجود میآورد. درحالیکه برای ایجاد همین تعداد نسل انسان بیش از 1000 سال زمان لازم است. پس جهش ژنی در باکتریها نسبت به موجودات عالی خیلی سریع و قابل ملاحظه است.




تفاوت یوکاریوتها با باکتریها

در کره خاکی تنها دو نوع سلول توسط کلیه ارگانیسمهای زنده تولید میشود. سلولهای پروکاریوت (یا هسته ابتدایی). در این گروه هسته ، فاقد غشا است و شامل کلیه باکتریهاست. پروکاریوتها شامل یوباکتریها (باکتریهای حقیقی) و آرکئی باکترها (باکتریهای قدیمی) است. اما گروه دیگر یوکاریوتها هستند که دارای غشای هسته و هسته حقیقی میباشند. اینگونه هسته در تمام ارگانیسمهای دیگر مانند Algae (جلبکها) Fungi (قارچها) ، پروتوزوئرها (protozoa) و گیاهان (Plant) و جانوران (Animals) یافت میشود. پاتوژنهای انسانی تنها در میان یوباکتریها یافت میشوند.
مشخصات سلول باکتری

اکثر باکتریها پوشش سلولی (cell envelope) تولید میکنند که شامل غشای پلاسمایی ، دیواره سلولی (cell wall) و پروتئینها و پلی ساکاریدهای تشکیل دهنده آن میباشد. بعضی از باکتریها کپسول یا لایه چسبنده تولید میکنند. فیلامانهای خارجی (فلاژل و پیلی) ممکن است در باکتریها بوجود آید. دیواره سلولی ، ساختمان سخت و مقاومی است که پروتوپلاست را احاطه کرده و آن را از آسیب فیزیکی و شرایط کاهش فشار اسمزی محیط خارج حفاظت میکند. معمولا به باکتری اجازه میدهد تا در برابر سطح وسیعی از شرایط محیطی ایستادگی کند پروتوپلاست از غشای سیتوپلاسمی و محتویات آن تشکیل شده است.

از نظر محتویات سلولی ، باکتریها سلولهای سادهای هستند. ساختمان اصلی سیتوپلاسم آنها شامل شبکه فیبریلی کروماتین مرکزی یا نوکلئوتید (Nucleoid) میباشد که توسط سیتوپلاسم بیشکل حاوی ریبوزومها احاطه شدهاست. اجسام انکلوزیون سیتوپلاسمی یا گرانولهای ذخیره انرژی ، بسته به گونههای باکتری ماهیت شیمیایی متفاوتی دارند و مقدار آنها به مرحله رشد و محیط بستگی دارد. بعضی از ساختمانهای سلولی از قبیل آندوسپورها فقط به تعداد کمی از باکتریها محدود میشوند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:11 ] [ Morteza ]

مقدمه

قبل از کشف میکروارگانیسم‌ها تمام موجودات زنده را به دو سلسله جانوری و گیاهی تقسیم می‌کردند. پس از آگاهی بر وجود میکروارگانیسم‌ها ، طبقه بندی آنها در یکی از دو سلسله فوق با اشکال روبرو شد. بر این اساس پروتوزئرها را به علت اینکه متحرک بوده و خاصیت فتوسنتز نداشتند، جزء جانوران و جلبکها و قارچها را که به نظر بی‌حرکت می‌رسیدند، جزء گیاهان قرار دادند. در این میان باکتریهای بی‌جا و مکان ماندند، تا اینکه ارنست هکل ، گیاه شناس آلمانی ، در سال 1866 راه حلی منطقی برای این مشکل ارائه داد و آن پیشنهاد سلسله سومی به نام پروتیستا یا آغازیان بود که پروتوزوئرها ، جلبکها ، قارچها و باکتریها را دربر می‌گرفت.
از آنجا که باکتریها از نظر ساختار یاخته بطور اساسی با سه گروه دیگر تفاوت دارند، لذا پروتوزوئرها ، جلبکها و قارچها را به علت داشتن هسته مشخص و کاملتر در یک گروه قرار دادند که یوکاریوتیک نامیده شدند و مجموع آنها تحت عنوان پروتیستا مورد بررسی قرار گرفتند. از سوی دیگر باکتریها را به مناسبت داشتن ساختار ابتدایی‌تر و نداشتن هسته مشخص پروکاریوتیک نام نهادند و آنها را تحت عنوان سلسله مستقل پروکاریوت بررسی می‌کنند.

مبانی تشخیصی و رده بندی باکتریها

ارزش عملی رده بندی میکروبها ارائه روش مطمئنی جهت شناسایی و تشخیص میکروارگانیسمهای ناشناخته است. برای نامگذاری میکروارگانیسمها از روش دو نامی استفاده می‌شود که در آن کلمه نخست مشخص کننده نام جنس (با حرف لاتین بزرگ شروع می‌شود) و کلمه دوم معرف گونه با حرف لاتین کوچک است. امروزه تشخیص و رده بندی باکتریهای بر مبنای ویژگیهای زیر استوار است.

ویژگیهای ریخت شناسی

این ویژگیها شامل شکل ظاهری باکتریها (گرد ، میله‌ای ، هلالی ، فنری ، مارپیچی و غیره) و نیز چگونگی قرار گرفتن آنها در کنار یکدیگر (منفرد ، دوتایی ، رشته‌ای ، توده‌ای و غیره) و همچنین دارا بودن هاگ ، کپسول ، تاژک و امثال آن است که می‌توانند به عنوان ویژگیهای تشخیصی میکروسکوپی باکتریها مورد استفاده قرار گیرند.

رنگ آمیزی افتراقی

این روش شامل رنگ آمیزیهای گرم و اسید فاست است. از آنجا که این روشها بیشتر مبتنی بر ساختار دیواره یاخته‌ای باکتریهاست، بنابراین برای تشخیص باکتریهای      فاقد دیواره یا واجد دیواره غیر معمولی مناسب نیستند.

آزمونهای زیست شیمیایی

این آزمونها عمدتا مبتنی بر فعالیتهای زیست شیمیایی باکتریها هستند. به عنوان مثل باکتریهای روده‌ای گروه بزرگی از باکتریها هستند که شامل اشریشیا ، آنتروباکتر ، سالمونلا و شیگلا می‌شوند. مبنای تشخیص اشریشیا و آنتروباکتر از سالمونلا و شیگلا این است که دو گروه اول قادر به تخمیر لاکتوز و تولید اسید و گاز هستند، در حالی که دو گروه دوم چنین توانی ندارند. استفاده از محیطهای کشت افتراقی که منجر به تولید کلنیهای ویژه میکروبی بر روی محیط کشت می‌شوند، نیز در باکتری شناسی تشخیصی پزشکی موارد استفاده زیادی دارند.

آزمونهای سرم شناختی

این آزمونها مبتنی بر استفاده از سرم خون انسان و اصول ایمنی شناسی است. به عنوان باکتری مولد بیماری حصبه با سرم خون حاوی پادتن ضد میکروب حصبه واکنش نشان داده و رسوب می‌کند. این عمل به کمک آزمون آگلوتیناسیون بر روی لام انجام می‌گیرد.

 

آزمون حساسیت به باکتریوفاژ

از آنجا که باکتریوفاژها تنها بطور اختصاصی می‌توانند باکتری میزبان خود را آلوده کنند، یعنی رابطه فاژ و باکتری نوعی رابطه اختصاصی است، لذا امکان آلوده شدن و متلاشی شدن گروهی از باکتریها بوسیله یک فاژ ویژه نزدیکی آنها به یکدیگر از نظر رده بندی ، است.

ترادف آمینو اسیدها در پروتئینهای مهم زیستی

در این روش یک یا چند پروتئین اصلی و حیاتی انتخاب شده و ترادف آمینو اسیدها در مولکولهای این پروتئینها با یکدگیر مقایسه می‌شود. از آنجا که این ترادف نشانه ترادف نوکلئوتیدها در رشته DNA است، بنابراین میزان تفاوت موجود در این ترادف می‌تواند نشان دهنده فاصله باکتریها در روند تکاملی باشد.

تجزیه پروتئینی

در روش بررسی ترادف آمینو اسیدها تنها یک یا چند مولکول پروتئین حیاتی به عنوان معیار و مقیاس مورد بررسی قرار می‌گیرد. در حالی که در روش تجزیه پروتئینی کلیه پروتئینهای یک یا چند بخش از یاخته میکروبی متلاشی شده استخراج می‌گردند و به کمک پلی آکریل آمید ، ژل الکتروفورز (ADGE) شناسایی می‌شوند. در این روش هر مولکول ، بر حسب اندازه و بار الکتریکی خود مسافتی را بر روی ژل طی می‌کند و در محل شخص قرار می‌گیرد که پس از رنگ آمیزی قابل شناسایی است. در پایان ، ترکیب رنگی هر ستون نشان دهنده انواع پروتئینهای موجود در هر باکتری است. مقایسه این ستونها می‌تواند نشان دهنده نزدیکی یا دوری ساختار پروتئینی یک بخش حیاتی از باکتریها مانند سیتوکروم و در نتیجه قرابت باکتریها با یکدیگر باشند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 آذر1390 ] [ 21:7 ] [ Morteza ]
یشرفتهایی که در سده اخیر نصیب علم ژنتیک شده است، تا حدود زیادی مرهون مطالعه و بررسی وراثت در باکتریها است. امروزه ثابت شده است که مکانیسمها ژنتیکی در باکتریها از نظر واکنشهای شیمیایی مشابه یاخته‌های یوکاریوت است. پروکاریوتها موجودات ساده و مناسبی برای بررسیهای ژنتیکی هستند. زیرا در آنها تنها یک مولکول DNA در هر یاخته وجود دارد و این DNA دارای ساختار کروموزمی پیچیده‌ای نیست. استفاده از میکروارگانیسمها به عنوان ابزار مطالعه ژنتیکی دارای نقاط ضعفی نیز است.

اول آنکه کوچکی اندازه این موجودات بررسی ویژگیهای ظاهری هر یاخته را دشوار می‌سازد. دوم آنکه تولید مثل جنسی در این موجودات وجود ندارد و یا بطور ناقص دیده می‌شود. پس از اینکه ساختار مولکولی DNA که نخستین بار بوسیله واتسون و کریک معرفی و ارائه شد، نحوه بیوسنتز آن را نیز در یاخته مشخص کردند. در اواخر سالهای 1950 ، کریک اصل بنیادی را مطرح کرد. این اصل بیان کننده چگونگی انتقال اطلاعات ژنتیکی از مولکول DNA به RNA و ترجمه آن در پروتئینها است.

img/daneshnameh_up/7/7b/14.png

همانندسازی DNA

در مطالعات اولیه برای همانندسازی سه الگو مطرح شد که شامل الگوهای حفاظتی ، نیمه حفاظتی و پراکنده است. در الگوی حفاظتی از روی مارپیچ دو رشته‌ای DNA ، یک مولکول کامل DNA ساخته می‌شود. در الگوی نیمه حفاظتی ابتدا دو رشته DNA از هم باز شده و در مقابل هر یک از رشته‌ها ، رشته مکمل ساخته می‌شود. در الگوی پراکنده ابتدا مولکول DNA به قطعاتی تقسیم می‌گردد و هر یک از قطعه رشته مکمل خود را سنتز می‌کند. واتسون و کریک با پژوهشهای خود بر روی مولکول DNA ، الگوی نیمه حفاظتی را منطقی و تنها راه همانند سازی می‌دانستند. سپس مزلسون و استال با انجام آزمایشهای بسیار ظریف و مهم ، درستی چنین الگویی را به اثبات رساندند.

آزمایش مزلسون و استال

مزلسون و استال برای اثبات فرآیند همانند سازی آزمایشی انجام دادند که به شرح زیر می‌باشد. آنها ابتدا یاخته‌های باکتری اشرشیاکلی را در محیط کشت ویژه‌ای که نیتروژن آن از نوع سنگین (N15) بود، برای زمان معین کشت دادند و سپس یاخته‌ها را به محیط کشت عادی که نیتروژن آن از نوع سبک (N14) بود، انتقال دادند و در محدوده‌های زمانی معین از یاخته‌های نسلهای اول ، دوم و سوم حاصل از محیط کشت جدید ، نمونه برداری کرده و DNA آنها را به روشهای اختصاصی جدا ساختند. نمونه‌های DNA بر روی گرادیان (شیب) چگالی کلرور منیزیم سانتریفوژ شده و در این روش ترکیبات مختلف بر اساس چگالی آنها جدا سازی می‌شوند.

بدین ترتیب DNA واجد وزنهای متفاوت از یکدیگر جدا می‌شوند. DNA معمولی که N14 دارد (DNA سبک) به علت داشتن چگالی کمتر در بالای لوله قرار می‌گیرد. در حالی که مولکول DNA با (N15 سنگین) در محلی پایین تر از DNA سبک واقع می‌شود. DNA های واجد مقادیر متفاوت N15 و N14 نیز در بینابین این دو حد جای می‌گیرند.

با کشت یاخته‌های دارای DNA واجد نیتروژن سنگین در محیط کشت حاوی نیتروژن سبک مشاهده می‌شود که مولکول DNA ماهیت سبک - سنگین پیدا می‌کند. یعنی دو رشته DNA کاملا از هم باز شده و رشته‌هایی در تکمیل هر یک از دو رشته قبل ساخته می‌شود. این رشته‌های جدید همگی دارای نیتروژن سبک (محیط کشت جدید) هستند. با ادامه کشت در نسلهای دوم و سوم ملاحظه می‌شود که از میزان DNA سبک - سنگین کم شده و به DNA سبک افزوده می‌شود.

نتیجه آزمایش مزلسون و استال

مزلسون و استال با چنین مشاهداتی نتیجه گرفتند که همانند سازی در مولکول DNA به طریق نیمه حفاظتی صورت می‌گیرد که مستلزم باز شدن دو رشته از هم و سنتز مولکول DNA جدید در مقابل هر رشته قدیم است. این پدیده به نام همانند سازی مشهور است.

آنزیمهای لازم در همانند سازی

آنزیمهای پلیمراز

آنزیمهایی هستند که پلیمر شدن زنجیره‌های پلی‌نوکلئوتیدی را کاتالیز می‌کنند. تا کنون سه نوع آنزیم پلیمراز به نامهای Ι و ΙΙ و ΙΙΙ جداسازی و مشخصات آنها ارائه شده‌اند. از بین آنها آنزیم پلیمراز ΙΙΙ نقش اصلی را در سنتز DNA دارد. از خصوصیات مهم آن ، این است که منحصرا نوکلئوتیدها را در جهت '5 به '3 بهم متصل می‌کنند و در جهت عکس نمی‌تواند عمل کند. آنزیم پلیمراز ΙΙ نیز در مرحله‌ای از سنتز DNA وارد شده و سنتز را در جهت '3 به '5 پیش می‌برد. و آنزیم پلیمراز I عمل ترمیم همانند سازی را انجام می‌دهد.

آنزیم هلیکاز

این آنزیم به مولکول DNA دو رشته‌ای متصل شده و با عمل خود موجب باز شدن دو رشته از یکدیگر می‌شود.

آنزیم لیگاز

در مرحله‌ای از سنتز DNA وارد عمل شده و دو رشته DNA را بهم پیوند می‌دهد.

آنزیم پریماز

آنزیمی است که در ساختن قطعه کوچک RNA پرایمر ، هنگام همانند سازی وارد عمل شده و نوکلئوتیدهایی از نوع اسید ریبونوکلئوتید را به یکدیگر متصل می‌کند. تعدادی پروتئینهای ویژه وجود دارند که پس از باز شدن دو رشته DNA از یکدیگر به محلهای باز شده متصل شده و مانع اتصال مجدد دو رشته به یکدیگر می‌شوند.

img/daneshnameh_up/c/cb/Molecules-01.gif

همانند سازی متوالی

در روی مولکول DNA نقاطی وجود دارند که همانند سازی از آنها آغاز می‌شود. این نقاط مبدا همانند سازی خوانده می‌شوند. در DNA باکتریها ، یک مبدا همانند سازی و در DNA موجودات عالی ، تعدادی زیادی از این مبدا وجود دارند. هنگام همانند سازی ابتدا آنزیم هلیکاز به مارپیچ دو رشته‌ای DNA متصل شده و پیچش DNA را در آن نقطه باز می‌کند. پرتئینهای DBP به ناحیه باز شده هجوم آورده و با اتصال به DNA تک رشته‌ای مانع از جفت شدن بعدی DNA می‌شوند.

ناحیه‌ای را که هلیکاز به آن متصل می‌شود، چنگال همانند سازی می‌نامند. همانند سازی به صورت دو سویه است. آنزیم پلیمراز ΙΙΙ که اتصال نوکلئوتیدها را به یکدیگر به عهده دارد، فقط می‌تواند همانند سازی را در جهت 3 به 5 پیش ببرد. در این حالت دو رشته مولکول DNA در خلاف جهت یکدیگر هستند. در نتیحه رشته‌ای که در جهت '5 به '3 سنتز می‌شود، به راحتی سنتز DNA را آغاز کرده و پیش می‌برد. این رشته به نام رشته راهنما معروف است. در همانند سازی این رشته را متوالی می‌نامند.

همانند سازی نامتوالی

در مولکول DNA رشته‌ای که '5 آزاد دارد، سنتز DNA طبق آنچه درباره رشته راهنما ذکر شد، انجام نمی‌گیرد. دلیل آن این است که آنزیم پلیمراز ΙΙΙ نمی‌تواند نوکلئوتیدها را در جهت 3 به 5 کاتالیز کند. لذا می‌بایست مکانیسم دیگری برای سنتز این رشته از DNA وجود داشته باشد. این رشته DNA به نام رشته عمل کننده یا پیرو معروف است. در این حالت ابتدا دو رشته DNA در فواصل معینی از یکدیگر باز شده و آنزیم پریماز در آن محل قرار می‌گیرد و با استفاده از ریبونوکلئوتیدها ، RNA کوچکی ساخته می‌شود که RNA پرایمر نام دارد.

انتهای 3 این RNA کوچک که از روی الگوی DNA ساخته شده است، می‌تواند به آنزیم پلیمراز III امکان دهد تا دزاکسی ریبونوکلئوتیدها را به انتهای آن متصل کند. لذا در این رشته از مولکول DNA قطعاتی از DNA سنتز می‌شوند که قطعات اوکازاکی نام دارد. (اوکازاکی نخستین کسی بود که این قطعات سنتز شده DNA را با میکروسکوپ الکترونی مشاهده کرد).

در این حالت آنزیم پلیمراز I وارد عمل شده و به ترتیب یکی یکی ریبونوکلئوتیدها را در جهت 5 به 3 برداشته و به جای آنها نوکلئوتیدهای از انواع دزاکسی جایگزین می‌کند تا این که قطعات همه از نوع دزاوکسی شوند. سپس انتهای قطعات ساخته شده بوسیله آنزیم لیگاز به هم متصل شده و یک رشته ممتد DNA حاصل می‌شود. اندازه هر قطعه اوکازاکی حدود 1000 تا 2000 نوکلئوتید است

[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 21:6 ] [ Morteza ]

 جمعیت از نظر ژنتیکی عبارت است از گروهی از موجودات یک گونه که با یکدیگر آمیزش پیدا می‌کنند. گروهی محدود از جمعیت که با هم ، آمیزش دارند، ژنتیک مندلی هم گفته می‌شوند. ژنتیک جمعیت ، شاخه‌ای از علم ژنتیک است که رفتار ، خصوصیات ، فراوانی و عمل متقابل ژنها را در یک جمعیت مندلی که دارای ذخایر ژنی مشترک هستند، بطور ریاضی بر اساس قانون تعادل هاردی _ وینبرگ ، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد.
تصویر

سیر تحولی

اختلاف نظر بین صاحبنظران در مورد نقش ژنتیک در تکامل موجودات با پیدایش علم سنتتیک جدیدی به نام ژنتیک جمعیت (Population genetics) در دهه 1920 از بین رفت و متعاقبا دانشمندان مختلف از جمله هاردی ، ریاضیدان انگلیسی و وینبرگ در سال 1908 مطالعه نحوه رفتار ژنها و تغییرات فراوانی آنها در جمعیت و نقش آنها در تکامل موجودات زنده را دنبال و مهمترین قانون مرتبط با ژنتیک جمعیت را زیر عنوان قانون هاردی _ وینبرگ در اوایل این قرن پیشنهاد کردند. بطوری که به کمک این قانون می‌توان بسیاری از جنبه‌های مختلف ژنتیک جمعیت را مورد بحث قرار دارد.

ژن و سرنوشت آن

سرنوشت یک جفت ژن در یک جمعیت به چه صورت است؟ قدرت تولید مثل یک موجود که دارای ژن بخصوصی است، بستگی به فراوانی آن ژن در جمعیت ، و عواملی دیگری از جمله رابطه بین آن جمعیت و محیط دارد. بنابراین هر چند افراد حامل ژن می‌باشند، ولی سرنوشت این افراد و ژنی را که حمل می‌کنند، بستگی به جمعیت و عوامل موثر در آن دارد. جمعیت چه هاپلوئید و چه دیپلوئید و ... باشد، دارای دو صفت ویژه است: فراوانی ژنی و حوضچه ژنتیکی.
[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 21:5 ] [ Morteza ]

پس از آنکه اسیدهای نوکلئیک بوجود آمدند، احتمال می‌رود که پیدایش جانداران جدید با سرعت بسیار زیادتری انجام گرفته باشد. این شتاب عظیم را ژنها ، که القاب کنونی اسیدهای نوکلئیک هستند امکان‌پذیر ساخته‌اند. اکنون جانداران بر طبق دستورالعمل‌هایی که ژنهایشان فراهم می‌آورند، به تولید مثل می‌پردازند و به سبب اینکه نسلهای متوالی جانداران ، ژنها را به ارث می‌برند. پدید آمدن یک جاندار جدید به صورت فرایندی کنترل شده و غیر تصادفی درآمده است. آنچه جاندار به ارث می‌برد تا حد زیادی بقای او را تعیین می‌کند، بنابراین وراثت از نظر سازگاری جانداران حائز اهمیت است.

اما چیزی که جانداران به ارث می‌برند، ماهیچه نیرومند ، برگ سبز ، خون قرمز یا مانند آن نیست، بلکه ژنها و دیگر محتویات سلولهای زاینده است. سپس در فردی که از این سلولها ناشی می‌شود، صفات قابل رویت تحت نظارت ژنهایی که به ارث برده است، پدید می‌آید. محصول این گونه وراثت موجود زنده منحصر به فردی است که در بعضی از صفات کلی خود به والدینش شباهت دارد و در بسیاری از صفات جزئی با آنها تفاوت دارد. اگر این تفاوتها کشنده نباشند یا سبب عدم باروری نشوند، جاندار حاصل می‌تواند زنده بماند و ژنهای خود را به نسلهای بعدی انتقال دهد.



تصویر


 

تاریخچه

«ویلیام هاروی» ، در سال 1651 ، این نظریه را بیان کرد که تمام موجودات زنده از جمله ، انسان ، از تخم بوجود آمده‌اند و اسپرم فقط فرایند تولید مثل نقش دارد. هاروی همچنین تئوری اپی‌ژنز را ارئه داد که طبق این تئوری در مرحله رشد جنینی ، ارگانها و ساختمانهای جدیدی از ماده زنده تمایز نیافته ، بوجود می‌آید. پژوهشهای جدید درباره وراثت بوسیله گرگور مندل که کشیشی اتریشی بود، در نیمه دوم قرن 19 آغاز شد. وی دو قانون مهم را کشف کرد که همه پیشرفتهای بعدی علم وراثت بر پایه آنها بنا نهاده شده است.

ژن به عنوان یک واحد عملکردی

تمام نوکلئوتیدها در DNA ، گهگاه دستخوش دگرگونی‌هایی می‌شوند که جهش (Mutation) نام دارد. پس از هر جهش ، ژن جهش یافته (Mutant) به جای ژن اولیه به سلولهای فرزند انتقال می‌یابد و به ارث برده می‌شود. DNA جهش یافته ، آنگاه صفات تازه‌ای بوجود می‌آورد که ارثی هستند. ژنهایی که جز ژنهای ساختمانی هستند، مسئول ساختن زنجیره‌های پلی پپتیدی هستند.

اگر جهشی در یکی از این ژنها ، روی دهد، مجموعه صفات و ویژگی‌هایی که ژن جهش یافته مسئول بخش کوچکی از آن می‌باشد، بطور مستقیم یا غیر مستقیم ، تحت تاثیر قرار خواهند گرفت و از آنجایی که بیشتر پروتئین‌ها نقش آنزیمی بر عهده دارند، این جهش بر واکنشهایی که آنزیم مربوطه در آن دخالت دارد، اثر می‌گذارد. ژنهای دیگر که نقش تنظیم کننده دارند، فعالیت ژنهای دیگری را کنترل می‌کنند و جهش در این ژنها بر کنترل ژنهای ساختمانی اثر می‌گذارد. DNA هر موجود از تعدادی ژنهای مختلف تشکیل شده است.

در هنگام رشد ، هر ژن دقیقا ژن همانند خود را پدید می‌آورد. هنگامی که یک ژن جهش می‌یابد، ژن جهش یافته در تقسیمات بعدی سلول ، ژنهای جهش یافته همانند خود را بوجود می‌آورد و اگر این ژن یک ژن ساختمانی باشد، جهش منجر به تولید پروتئین جهش یافته می‌گردد. ژن جهش یافته و ژن اولیه نسبت بهم آللومورف (Allelomorph) نامیده می‌شوند.



تصویر


 

ژن و کروموزوم

یاخته‌های یک گیاه یا یک جانور دارای تعداد معینی کروموزوم است که ویژه آن گونه گیاهی یا جانوری می‌باشد و تعداد این کروموزومها در همه یاخته‌های آن فرد پایدار و یکسان است. بنابراین همه یاخته‌های یک فرد دارای مجموعه‌های ژنی یکسانی می‌باشند، مثلا در مگس سرکه در حدود 10 هزار ژن شناخته شده است. افراد مختلف یک گونه دارای آللهای متفاوت یک ژن در سلولهای خود می‌باشند. در هر کروموزوم ، ژنها بطور خطی قرار گرفته‌اند و نظام آنها پایدار و ثابت است. جایگاه ثابت هر ژن در کروموزوم که ویژه آن ژن است، لوکوس (Locus) نامیده می‌شود.

دو ژن آلل نمی‌توانند بطور همزمان در یک جایگاه وجود داشته باشند و در یک زمان هر جایگاه می‌تواند پذیرایی تنها یکی از ژنهای آلل باشد. برخی از ژنها به ویژه ژنهایی که در ساختن RNA دخالت دارند، چندین بار در یک مجموعه کروموزومی تکرار می‌شوند. در پدیده میتوز ، پیش از تقسیم هسته ، ژنها و در نتیجه کرومزوم‌ها، دو برابر شده‌اند و هر یک از دو یاخته حاصل از تقسیم ، یکی از مجموعه‌های کروموزومی را دریافت می‌کند و از اینرو مجموعه‌های کروموزومی دو سلول دقیقا یکسان خواهد بود.

ژن و گوناگونی افراد

در یاخته‌های بدنی گیاهان و جانوران کروموزوم‌ها به صورت جفت وجود دارند و از نظر ظاهری یکسان می‌باشند (به جز کروموزوم‌های جنسی). در هر لنگه از یک جفت کروموزوم ، نظام جایگاههای ژنی ، همانند نظام جایگاههای لنگه دیگر می‌باشد و ژنهایی که در جایگاههایی همانند قرار دارند، ممکن است یکسان بوده و یا آلل یکدیگر باشند. در حالت نخست فرد از نظر دو ژن هموزیگوت و در حالت دوم هتروزیگوت می‌باشد. شماره کروموزوم‌ها در یاخته‌های حاصل از تقسیم میوز یا گامتها ، 2/1 تعداد کروموزوم‌ها در سلولهای پیکری است و در هر یک از گامتها ، تنها یک لنگه از یک جفت کروموزوم همانند ، در برخی از جایگاهها باهم متفاوت هستند.

در نتیجه گامتها نیز با هم متفاوت خواهند بود و چون توزیع کروموزومها در هر گامت از قانون احتمالات پیروی می‌کند، در نتیجه احتمال تولید گامتهای مختلف در صورتی که تعداد کروموزوم‌ها را در نظر بگیریم، خواهد بود. این حالت ، تفکیک مستقل نامیده می‌شود. تقاطع کروموزومی (Crossing-Over) نیز به ایجاد تفاوتهای بیشتر بین گامتها ، کمک می‌کند.

سازمان یابی و ساختمان ژن

در ساده‌ترین حالت ، یک ژن را می‌توان به صورت قطعه‌ای از یک مولکول DNA و حاوی رمز برای توالی اسید آمینه‌ای یک رشته پلی پپتیدی و توالی‌های تنظیم کننده لازم برای بروز آن در نظر گرفت. به هر حال این توصیف برای ژنهای موجود در ژنوم انسان ، ناکافی است، زیرا تعداد ناچیزی ژن به صورت توالی‌های رمزدار پیوسته وجود دارد. بلکه در عوض در بین اکثریت ژنها ، یک یا بیش از یک ناحیه فاقد رمز موجود است. این توالی‌های حد فاصل که اینترون (intron) نامیده می‌شوند، ابتدا در هسته به RNA رونویسی می‌شوند، اما در RNA پیامبر بالغ در سیتوپلاسم وجود ندارند.

لذا اطلاعات توالی‌های اینترونی ، بطور طبیعی در فرآورده پروتئینی نهائی نمایانده نمی‌شود. اینترونها یک در میان با توالی‌های رمزدار یا اگزون (exon) که نهایتا توالی اسید آمینه‌ای پروتئین را رمز گردانی می‌کنند، قرار دارند. اگرچه تعداد کمی از ژنها در ژنوم انسان فاقد اینترون می‌باشند، اکثر ژنها حداقل یک و معمولا چندین اینترون دارند. ژن دیستروفین وابسته به جنس که حاوی 2 میلیون جفت باز است، کمتر از یک درصد آن حاوی اگزونهای رمزدار است. اینترونها در ساختار ژنها ، نقش حفاظت از اگزونها را در برابر جهشها بر عهده دارند.



تصویر


 

خصوصیات ساختمانی یک ژن معمولی انسان

ژن نه تنها توالی‌های رمزدار واقعی است، بلکه دارای توالی‌های نوکلئوتیدی مجاور لازم برای بروز مناسب ژن ، یعنی برای تولید یک مولکول RNA پیامبر طبیعی ، به مقدار صحیح ، در محل درست و در زمان صحیح حین تکامل و یا در طی چرخه سلولی نیز می‌باشد. توالی‌های نوکلئوتیدی مجاور ، پیامهای مولکولی شروع و پایان را برای ساخت RNA پیامبر رونویسی شده از ژن فراهم می‌کنند. ژن دارای دو انتهای به است. در انتهای ژن ، یک ناحیه پیشبر وجود دارد که شامل توالی‌های مسئول شروع مناسب رونویسی است.

پیشبرها و نیز عناصر تنظیم کننده می‌توانند محلهایی برای جهش در بیماریهای ژنتیکی که قادرند مانع بروز طبیعی ژن شوند، باشند. این عناصر تنظیم کننده شامل تقویت کننده‌ها ، خاموش کننده‌ها و نواحی کنترل کننده جایگاه ژنی هستند. در انتهای ژن ، یک ناحیه ترجمه نشده مهم یافت می‌شود که حاوی پیامی برای اضافه شدن یک توالی از واحدهای آدنوزین به اصطلاح دم پلی A به انتهای RNA پیامبر بالغ است.

مبانی بروز ژن

جریان اطلاعات از ژن به پلی پپتید ، شامل چندین مرحله است.

  • رونویسی یک ژن در محل شروع رونویسی روی RNA کروموزومی ، بلافاصله از توالی‌های رمزدار آغاز می‌شود و در طول کروموزوم ادامه یافته، از چند صد جفت باز تا بیش از یک میلیون جفت باز و در هر دو گروه اینترونها و اگزونها و ناحیه بعد از پایان توالی‌های رمزدار را رونویسی می‌کند.

  • پس از تغییر یافتن در هر دو انتهای و رونوشت اولیه RNA ، بخشهای مربوط به اینترونها برداشته می‌شوند و قطعات مربوط به اگزونها به یکدیگر چسبانده می‌شوند.

  • پس از برش و چسباندن RNA ، RNA پیامبر حاصل که اینک فقط حاوی بخشهای رمزدار ژن است، از هسته به سیتوپلاسم سلول برده می‌شود و در آنجا نهایتا به توالی اسید آمینه‌ای پلی پپتید رمزگردانی شده ، ترجمه می‌گردد. هر یک از این مراحل ، در معرض بروز خطا هستند و جهشهایی که در هر یک از این مراحل مداخله می‌کنند، در ایجاد تعدادی از اختلالات ژنتیکی دخیل دانسته شده‌اند.
[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 21:4 ] [ Morteza ]
واژه کروموزم به مفهوم جسم رنگی ، که در سال 1888 بوسیله والدیر بکار گرفته شد. هم اکنون این واژه برای نامیدن رشته‌های رنگ‌پذیر و قابل مشاهده با میکروسکوپهای نوری بکار می‌رود که از همانندسازی و نیز بهم پیچیدگی و تابیدگی هر رشته کروماتین اینترفازی در سلولهای یوکاریوتی تا رسیدن به ضخامت 1000 تا 1400 نانومتر ایجاد می‌شود. در پروکاریوتها نیز ماده ژنتیکی اغلب به حالت یک کروموزوم متراکم می‌شود. در برخی باکتریها علاوه بر کروموزوم اصلی که اغلب ژنها را شامل می‌شود کروموزوم کوچک دیگری که بطور معمول آن را پلاسمید می‌نامند، قابل تشخیص است گر چه تعداد کمی از ژنها بر روی پلاسمید قرار دارند.

اما از آنجا که در بیشتر موارد ژنهای مقاومت به آنتی بیوتیکها بر روی آن جایگزین شده‌اند، از نظر پایداری و بقای نسل باکتری اهمیت زیادی دارد. کروماتین در ساختمان کروموزوم به شکل لوپ دیده می‌شود. لوپها توسط پروتئینهای اتصالی به DNA که مناطق خاصی از DNA را تشخیص می‌دهند پابرجا می‌ماند. سپس مراحل پیچ خوردگی نهایتا نوارهایی را که در کروموزومهای متافازی دیده می‌شود ایجاد می‌کند. هر تیپ کروموزومی یک نوع نواربندی اختصاصی را در ارتباط با نوع رنگ آمیزی نشان می‌دهد. این رنگ آمیزیها منجر به مشخص شدن تعداد و خصوصیات کروموزومهای هر گونه از موجودات زنده می‌گردد. که این خصوصیات تعدادی و مورفولوژیک کروموزومها را کاریوتیپ می‌نامند.



img/daneshnameh_up/e/e9/chromatn.2.jpg

مراحل تبدیل رشته کروماتین به کروموزوم

برای تبدیل یک رشته کروماتینی 10 تا 30 نانومتری به یک کروموزوم ، علاوه بر لزوم همانندسازی رشته کروماتین سطوح سازمان یافتگی‌ای را در نظر می‌گیرند که ضمن آن با دخالت H3 ، H1 و پروتئین‌های غیر هیستونی پیچیدگیها و تابیدگیهای رشته کروماتین افزایش می‌یابد، طول آن کم ، ضخامت و تراکمش زیاد می‌شود و به کروموزوم تبدیل می‌گردد. این سطوح سازمان یافتگی و اغلب به صورت رسیدن از رشته 10 تا 30 نانومتری به رشته 90 تا 100 نانومتری تشکیل رشته 30 تا 400 نانومتری و در مراحل بعد با افزایش پیچیدگیها و تابیدگیها ، ایجاد رشته 700 نانومتری و بالاخره تشکیل کروموزوم دارای دو کروماتید و با ضخامت تا 1400 نانومتر در نظر می‌گیرند.

اولین مرحله پیچیدگی و تراکم رشته کروماتین برای تبدیل به کروموزوم با فسفریلاسیون شدید هیستونهای H3 ، H1 همراه است. پس از رها شدن DNA از اکتامر هیستونی ، با دخالت آنزیمهای مسئول همانندسازی ، پیوندهای هیدروژنی بین دو زنجیره گسسته می‌شود، هر زنجیره مکممل خود را می‌سازد و به تدریج با ادامه همانندسازی ، دو مولکول DNA بوجود می‌آید که در هر مولکول یک زنجیره قدیمی و زنجیره دیگر نوساخت است. بخشهای مختلف این دو مولکول DNA که نظیر همدیگر هستند به تدریج که همانندسازیشان پایان می‌پذیرد، با اکتامرهای هیستونی که نیمی از آنها اکتامرهای والدی و نیمی جدید هستند ترکیب می‌شوند.

بعد از تشکیل ساختمان نوکلئوزومی ، دو رشته کروماتین 10 نانومتری و سپس رشته‌های 30 نانومتری ایجاد می‌شوند. هر رشته کروماتین 30 نانومتر سطوح سازمان یافتگی را می‌گذارند، با مجموعه‌ای از پروتئینهای غیر هیستونی زمینه‌ای یا اسکلتی آمیخته می‌شود و به یک کروماتید تبدیل می‌شود. مجموعه دو کروماتید نظیر هم که از محل سانترومر بهم متصل‌اند کروموزوم متافازی را ایجاد می‌کنند.

اجزای ساختمانی کروموزوم

در متافاز که کروموزومها سازمان یافتگی بیشتری دارند، برای هر کروموزوم بخشهای زیر در نظر گرفته می‌شود.

کروماتید

کروماتید بخشی از کروموزوم متافازی است که نیمی از سراسر طول کروموزوم را می‌سازد. دو کروماتید هر کروموزوم از ناحیه سانترومر بهم متصل‌اند. هر کروماتید از ابر پیچیدگیهای رشته کروماتین و آمیختگی آن با پروتئینهای غیر هیستونی اسکلتی یا زمینه‌ای بوجود آمده است. دو کروماتید هر کروموزوم متافازی را که در حکم تصویر آینه‌ای یکدیگر هستند، کروماتیدهای خواهر یا کروماتیدهای نظیر می‌نامند.

در پروفاز و گاهی در اینترفاز ، کروموزوم به صورت رشته‌های بسیار نازکی است که آنها را کرومونما می‌نامند این رشته‌ها مراحل مقدماتی تراکم کروماتید را نشان می‌دهند. کروماتید و کرومونما ، نامی برای مشخص کردن دو ساختمان یکسان اما با دو درجه سازمان یافتگی است. کرومومر نیز از تجمع ماده کروماتینی به صورت دانه‌های کروی ایجاد می‌شود.



img/daneshnameh_up/5/56/chromatin.1.jpg

سانترومر

محل اتصال دو کروماتید خواهر هر کروموزوم متافازی را سانترومر نامند. سانترومر بخش نازکی از کروموزوم که جایگاه آنرا فرورفتگی اولیه نیز می‌نامند. ناحیه سانترومر ناحیه بسیار هتروکروماتینی است و بویژه در بخشهای کناری خود دارای ژنها یا ترتیب‌های نوکلوتیدی تکراری است. این بخشهای هتروکروماتین با رنگهای بازی شدت رنگ می‌گیرند. هر کروموزوم علاوه بر سانترومر اصلی ممکن است دارای سانترومر یا سانترومرهای فرعی در محل فشردگیهای ثانویه باشد. فشردگیهای ثانویه با داشتن پیچیدگیهای کمتر از فشردگی اولیه قابل تشخیص‌اند.

کینه توکور

طرفین سانترمر هر کروموزوم را دو بخش پروتئینی پیاله مانند و متراکم به اسم کینه توکور می‌پوشاند. هر کینه توکور دارای سه بخش بیرونی و میانی و درونی است. در ساختمان هر بخش پروتئینهای رشته‌ای با تراکم متفاوتی قابل تشخیص هستند بخش بیرونی متراکم و بخش میانی کم تراکم است. بخش درونی بطور فشرده‌ای با سانترومر اتصال دارد. کینه توکورها از مراکز سازماندهی میکروتوبولها و رشته‌های دوک میتوزی هستند.

تلومر

این اصطلاح برای بخشهای انتهایی کروماتید بکار گرفته می‌شود. تلومرها دارای ویژگیهای سلول شناسی خاصی هستند. در مگس سرکه ترتیب‌های DNAای تلومری که در انتهای همه کروموزومها وجود دارد جدا سازی و بررسی شده است. تلومرها انتهاهای مولکولهای طویل و خطی DNAای هستند که در هر کروماتید وجود دارد. از سوی دیگر وقتی کروموزومها بوسیله عواملی مثل پرتوهای X یا اثر آلکالوئیدها شکسته شوند، انتهاهای آزاد بدون تلومر آنها چسبنده می‌شود و با سایر کروموزومها ادغام می‌شود. علاوه بر نقشی که تلومرها در پایداری کروموزومها دارند، در برخی گونه‌ها به حالت مهیا و بعضی بین دو کروموزوم عمل کرده و نوک به نوک اتصال موقتی پیدا می‌کنند.

فرورفتگی ثانویه

یکی دیگر از ویژگیهای ریخت شناسی کروموزومها هستند که از نظر موقعیت و فواصلشان بر حسب گونه‌ها جای ثابتی دارند. وجود آنها از نظر تشخیص کروموزومها بویژه در یک مجموعه کروموزومی مفید است فرورفتگیهای ثانویه به دلیل عدم ایجاد انحرافهای زاویه‌دار در قطعات کروموزومی از فرورفتگیهای اولیه شناخته می‌شوند.

سازمان دهندگان هستکی

این نواحی فرورفتگیهای ثانویه‌ای هستند که دارای ژنهای رمزدار کننده RNAهای ریبوزومی جز rRNA5S می‌باشند و در تشکیل هستک دخالت دارند. پدیدار شدن فرورفتگی ثانویه به دلیل رونویسی بسیار فعال ژنهای rRNAای است که آنها را از فرورفتگی‌های اولیه مشخص می‌سازد. در انسان سازمان دهندگان هستکی در فرورفتگیهای ثانویه کروموزومهای 13 و 14 و 15 و 21 و22 قرار دارند که همه از کروموزمهای آکروسانتریک و دارای ماهواره هستند.

ماهواره

جسم کوچکی کروی است که از بقیه کروموزوم بوسیله یک فرورفتگی ثانویه جدا می‌شود. ماهواره و فرورفتگی ثانویه از نظر شکل و بزرگی برای هر کروموزوم ویژه ، ثابت هستند. ماهواره‌های کروموزومی بخشهایی از کروموزوم از دیدگاه ریخت شناسی هستند و نبایستی آنها را با ماهواره‌های DNAای که دارای ترتیب‌های DNAای بسیار تکراری می‌باشند اشتباه کرد.



img/daneshnameh_up/7/70/ch.3.jpg

انواع کروموزمها از نظر تعداد سانترومر

کروموزومها را از نظر تعداد سانترومرهایشان به کروموزمهای یک سانترومری ، دو سانترومری و چند سانترومری تقسیم می‌کنند وقتی تحت تاثیر عواملی مثل پرتوهای X کروموزمها خرد شوند و قطعاتشان ادغام شود، کروموزومهای به اصطلاح بدون سانترومر ایجاد می‌کنند. این کروموزومها هنگام تقسیم سلولی رفتار عادی مثل سایر کروموزومها را ندارند.

انواع کروموزوم از نظر محل سانترومر

  • کروموزمهای تلوسانتریک: سانترومر در یکی از دو انتهای کروموزومها قرار گرفته است.

  • کروموزومهای آکروسانتریک: سانترومر آنها نزدیک به یکی از دو انتهای کروموزوم قرار گرفته در نتیجه یکی از بازوها نسبتا به دیگری بسیار کوچک است از قطعات کروموزومی از محل قرار گرفتن سانترومر از بازوهای کروموزومی می‌نامند.

  • کروموزمهای متاسانتریک: سانترومر آنها در وسط کروموزوم قرار گرفته و در نتیجه بازوهای کروموزم هم اندازه هستند اکثر کروموزمها دارای یک سانترومر هستند. برخی گونه‌ها سانترومرهای بخش شده‌ای دارند در رشته‌های دوکی به تمامی طول کروموزوم متصلند این کروموزومها را هولوسانتریک گویند.
[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 21:3 ] [ Morteza ]

علم ميكروبيولوژي كه گرايشي ازعلم زيست شناسي است ,به بررسي و مطالعه ي ميكروارگانيسم ها مي پردازد .دراين علم ارتباط ميكروارگانيسم ها با خودشان و هم چنين با موجودات عالي ترمانند انسان,حيوانات وگياهان مورد بررسي قرارمي گيرد.گفتني است كه علم ميكروبيولوژي گرايش هاي مختلفي دارد كه عبارت انداز :

1.گرايش پزشكي

دراين گرايش ميكروب هايي كه براي انسان بيماري زا هستند وچگونگي فعاليت آنها بررسي مي شود .البته اين گرايش قسمت كوچكي ازعلم ميكروبيولوژي را به خود اختصاص مي دهد,چون ازميان ميكروب هاي شناخته شده فقط حدود 170نوع ميكروب,بيماري زاهستند وبقيه ي آنها كه تا كنون شناخته شده اند ,ميكروب هاي مفيدند.

2.ميكروبيولوژي غذايي

بسياري ازمواد غذايي مثل ماست ياپنير به ياري ميكروب ها توليد مي شوند .

3.ميكروبيولوژي صنعتي

دراين گرايش ازميكروب هاي مفيد براي توليد مواد صنعتي مانند اسيدهاوكمپوست  ميكروبي (تهيه كود به ياري مواد زايد وزباله ها)استفاده مي شود.هم چنين ازميكروب ها دررفع آلودگي هاي محيط زيست استفاده مي شود.رشته ي ميكروبيولوژي كه با ميكروارگانيسم ها (موجودات ريزذره بيني )سروكاردارد,دوجنبه ي مهم دارد .يكي مبارزه با ميكروارگانيسم هاي  خطرناك وبيماري زاكه حیات­ انسان ها,حيوانات وگياهان رابه خطر مي اندازند و ميكروبيولوژيست با شناسايي روش ومسيرايجاد بيماري ها مي تواند اين مسيررامتوقف كرده واز چرخه وسير بيماري جلوگيري كند وجنبه ي ديگر استفاده ي بهينه ومناسب ازميكروارگانيسم ها براي توليدموادغذايي وتبديل بهينه ي صنايع غذايي مثل تهيه ي پنير,ماست ياحتي نان وهم چنين توليد داروهاي پزشكي ودام پزشكي است.درواقع علم ميكروبيولوژي درموردچگونگي استفاده ي بهينه از ميكروارگانيسم ها وجلوگيري ازضررها وزيان هايي كه ميكروارگانيسم ها مي توانند به حيات انسان ها ,دام ها و گياهان وارد كنند بحث مي كند.

ميكروبيولوژي يا زيست شناسي سلولي ومولكولي

گاه مي شنويم كه ازرشته ي ميكروبيولوژي باعنوان زيست شناسي سلولي و مولكولي ياد مي شود .تعدادي از داوطلبان آزمون سراسري تصور مي كنند كه رشته ي ميكروبيولوژي همان رشته ي علوم سلولي ومولكولي است ودر نتيجه هنگام انتخاب رشته با مشكلاتي روبه رومي شوند .درحقيقت علم ميكروبيولوژي مادرعلوم سلولي و مولكولي است.زماني كه راجع به فيزيولوژي سلول(چگونگي كاركردن و سوخت وسازسلول) صحبت مي شود، درواقع ساختارسلول به عنوان يك ميكروارگانيسم موردبررسي قرارمي گيرد ،اما اين باعث نمي شود كه دورشته ي بالارا يكي بدانيم،چون علوم سلولي ومولكولي از حيطه ي فعاليت هاي بيروني ميكروب خارج شده و وارد فعاليت هاي دروني آن مي شود،در حالي كه در علم ميكروبيولوژي تاثيرات بيروني ميكروارگانيسم ها مطالعه مي شوند .

براي مثال شما درعلم ميكروبيولوژي نگاه مي كنيد كه ميكروارگانيسم هاي مورد نظر شما چه نوع بيماري ايجاد كرده واز روي آثار بيماري حدس مي زنيد ميكروارگانيسمي راكه بررسي مي كنيد ،چه نوع ميكروبي است.با توجه به اينكه امروزه علوم،بسيار ريز ،جزئي و تخصصي شده است ،بهتر است كه دو علم ميكروبيولوژي و علوم سلولي و مولكولي دركنار يك ديگر و با نام تخصصي خود به علم زيست شناسي خدمت كنند نه اينكه يك علم ،ديگري را احاطه كند.اگر بخواهيم ميكروبيولوژي را زير مجموعه اي از علوم سلولي و مولكولي بدانيم ،اشتباه است چون گاهي علوم سلولي كاري به ميكروارگانيسم ها ندارد ودر مورد سلول هاي يوكاريوتي يا سلول هاي انساني صحبت مي كند .

توانمندي هاو ويژگي هاي لازم

صبرو حوصله وعشق وعلاقه دو نكته ي اساسي براي موفقيت دررشته ي ميكروبيولوژي است كه تمام استادان و دانشجويان اين رشته به آن اشاره مي كنند،زيرا تحقيق در آزمايشگاه هاي ميكروبيولوژي و كشت دادن يك ميكروب  نيازمند صبرو حوصله است وتحقيق ذرمورد بيماري هاي ميكروبي ومبارزه با آنها عشق وعلاقه ي فراوان مي طلبد .

علاوه برنكات ذكر شده دانشجوي اين رشته بايد از دو توانايي مهم نيز برخوردار باشد،يكي­حافظه اي قوي است،چون بيش تر مطالب اين رشته تئوري است ودوم قدرت تجزيه وتحليل است،زيرا اگر دانشجويي نتواند از اطلاعاتي كه در حافظه اش جمع كرده است ،بهره برداري مناسب كرده وتحليل مناسبي داشته باشد،مثل يك كامپيوتر خاموش مي ماند كه هيچ استفاده اي از آن نمي شود .دانشجوي اين رشته بايد در درس زيست شناسي به خصوص دربخش هايي كه به علوم سلولي ومولكولي مي پردازد ودرس شيمي قوي و توانا باشد

فرصت هاي شغلي

ميكروبيولوژي پايه واساس بسياري ازعلوم از قبيل : بيوشيمي ،بيوتكنولوژي،ژنتيك وپزشكي است .براي مثال يكي از پايه هاي مستحكمي كه پزشكي برآن استوار است ،ميكروب شناسي است،چون علم ميكروب شناسي است كه توانسته در مقابل حمله هاي سهمگين بيماري هاي بسيار خطرناك وجهان گير مانند فلج اطفال يا طاعون با تشخيص،درمان يا تهيه ي واكسن راه هاي اساسي و موثري دراختيار بشرقرار مي دهد وباز علم ميكروب شناسي است كه بايد راهي براي نجات انسان از چنگال بيماري هاي عفوني جديد پيدا كند .يكي از كاربردهاي رشته ي ميكروبيولوژي حداقل در بعد سنتي،تشخيص بيماري است،چون در آزمايشگا ه هاي تشخيص طبي،محققان عمدتا با بيماري هاي عفوني ميكروارگانيسم ها سروكار دارند،يعني يا به طور مستقيم به تشخيص ميكروارگانيسم ها يا به تشخيص آثارحياتي آنها مي پردازند كه نهايتا اين آثار حياتي ما را به سوي يك ميكروارگانيسم هدايت مي كند.مثل ترشح­ يك آنزيم يا تبديل قند به اسيد كه دراين مورد ،ما خود ميكروارگانيسم را نمي بينيم اما از آثار حياتي آن مي توانيم تشخيص دهيم كه با چه ميكروارگانيسمي سروكار داريم واين ميكروارگانيسم چه بيماري را ايجاد كرده است.

باتوجه به اين كه امروزه دنيا با خطر شيوع مجدد يبماري هاي ميكروبي قديمي و شيوع بيماري هاي جديدروبه رواست ،رشته ي ميكروبيولوژي درتشخيص بيماري ها اهميت بسيار زيادي دارد.هم چنين رشته ي ميكروبيولوژي در پيش گيري و جلوگيري از بيماري ها كاربرد دارد ،مثل علم واكسينه لوژي كه علم جديدي است و وظيفه ي آن ساخت واكسن ها و سرم هاي مختلف است .

توليد مواد غذايي مختلف تحت اثر ميكروارگانيسم ها بسيار قابل توجه است. هم چنين رشته ي ميكروبيولوژي دركشاورزي به طور بسيار وسيعي در تشخيص آفت هاي گياهي،مبارزه با آفت هاي گياهي وايجاد مقاومت گياهي نسبت به آفت ها (ايجادگياهاني مقاوم به آفت ها وحشرات )مورد استفاده قرارمي گيرد.در صنايع ومعادن نيز ميكروارگانيسم ها براي استخراج فلزات سنگين ودر تصفيه ي نفت براي گوگردزدايي از نفت مورد استفاده قرار مي گيرند .رشته ي ميكروبيولوژي درگوگردزدايي بسيار مهم است،چون در تصفيه ي نفت مرحله ي گوگردزدايي بسيار گران است اما ميكروارگانيسم هايي هستند كه گوگرد را در خودشان تثبيت مي كنند وجدا مي شوند وبه اين وسيله مي توان بهترين نفت بدون گوگرد راخيلي ارزان به دست آورد .درمحافظت ازمحيط زيست نيز ميكروارگانيسم هايي هستند كه در تصفيه ي فاضلاب ها و مبارزه ي بيولوژيك با عفونت ها وآلودگي هاي فاضلابي مورد استفاده قرار مي گيرند وآب سالم ودرحقيقت بدون آلودگي تحويل مي دهند .هم چنين درآلودگي هاي نفتي ميكروب هاي نفت خواري هستند كه پارافين وخود نفت رابه عنوان مواد غذايي استفاده مي كنند وتوده اي سلولي مي سازند كه به مصرف تغذيه ي آب زيان مي رسد ،يعني ميكروارگانيسم ها نفتي راكه باعث ازبين رفتن آنها مي شود،به يك ماده ي غذايي تبديل مي كنند كه مورد استفاده ي آب زيان قرار مي گيرد.تا حدودي همين كار در خليج فارس براي تصفيه ي آلودگي چاه ها ي نفتي كويت انجام شد. حتي در صنعت نساجي نيز اين علم به ياري بشر آمده است .درصنعت نساجي از ميكروارگانيسم ها براي تثبيت نشاسته وآهار دادن پارچه استفاده مي شود

[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:49 ] [ Morteza ]

اصطلاحات مربوط به قارچها

ميکوريز (قارچ-ريشه) :
پيوستگي يک قارچ با ريشه گياهان عالي که در موارد بسيار پيش مي آيدرا ميکوريز گويند. که داراي دو نوع اصلي است
1-برون روي که در آن قارچها بيرون از ياخته هاي (سلولهاي ) ريشه قرار گرفته و پوششي به وجود مي آورد که ريشه هاي فرعي گياه را کاملا فرا ميگيرد مانند کاج.
2- درون روي که در آن قارچ در درون ياخته هاي ناحيه کورتکس ريشه قرار ميگيرند مانند ثعلب
همزيستي بين قارچ و گياه براي هر دو مفيد و ضروري است (مانند کاج) و وجود گياه نيز براي رشد و توليد مثل قارچ لازم است.
ميکوزها :
بيماري هايي در جانوران که مولد آن قارچ است.
ميکوتروفيک :
گياهاني که داراي ميکوريز هستند.


ادامه مطلب
[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:33 ] [ Morteza ]

قارچ شناسي (ميکولوژي)

قارچها دسته اي از موجودات شامل قارچهاي کلاهدار -کپکها-زنگها-مخمرهاو غيره هستند.شاخه اي از موجودات اورکاريوتيک ساده ميباشند که فاقد سبزينه يا کلروفيل هستند. تک سلولي بوده و يا اينکه از رشته هاي لوله اي شکل به نام هيف تشکيل شده اند.هماوري جنسي و غير جنسي آنها با توليد هاگ انجام ميپذيردکه در بيشتر موارد به تعداد زياد توليد ميگردند.
بيشتر قارچها ميکروسکوپس هستند ولي اندامهاي بارده پاره اي از آنها به ويژه قارچهاي کلاهدار تا حد قابل ملاحظه اي بزرگ ميشود. قارچها چون فاقد سبزينه هستند از اين رو يا به طور کود رست و يا انگل بر روي گياهان و جانوران ديگر زندگي ميکنند قارچها به عنوان عوامل بيماري زاي گياهي داراي اهميت بسيار هستند. پاره اي از آنها در گياهان و جانوران ديگر نيز ايجاد بيماري ميکنند .
در خاک قارچها به همراه موجودات ديگر نقش مهمي در تجزيه بقاياي گياهي و جانوري بازي ميکنند اين گروه همچنين در صنايع گوناگون به کار گرفته شده اند مانند توليد مشروبات الکلي- تهيه نان و فرآورده هاي تخمير يافته ديگر. در ساليان اخير قارچها در توليد آنتي بيوتيکها- ويتامينها- آنزيمها-اسيدهاي آلي و پاره اي مواد ديگر به مقياس بزرگ مورد استفاده قرار گرفته اند .
رده بندي قارچها در چند سال اخير تغييراتي کرده است .به عنوان مثال رده قديمي فيکو ميستها که شامل قارچهاي لوله اي بدون ديواره عرضي بود از رده هاي امروزي حذف شده است .

 

[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:32 ] [ Morteza ]
یوستیلاجینال (Ustilaginales)

قارچهای سیاهک :

راسته Ustilaginales شامل قارچهای بیمارگر گیاهی بوده و عموما بعنوان قارچهای سیاهک شناخته می شوند. این نام به گرد سیاه توده تلیوسپور برمی گردد که به صورت دوده روی گیاهان بیمار مشاهده می گردند.همه این قارچها به عنوان مولد بیماری، روی اندام زنده فعالیت دارند و مراحل ورت غیربیمارگر می باشند. حدود 1200 گونه از قارچهای سیاهک وجود دارد که در 50 جنس جای می گیرند. این قارچها به حدود 4000 گونه گیاه نهان دانه در بیشتر از 75 خانواده حمله می نمایند و علامت بیماری ایجاد می کنند. با اینکه بعضی قارچهای سیاهک از نظر جغرافیایی به مناطق کوچکی محدود می شوند ولی بقیه در هر جا که میزبان رشد نماید پیدا می شوند. گونه ای که غالبا در همه جا پیدا می شود Ustilago maydis می باشد که سیاهک معمولی ذرت را به وجود می آورد. گونه U. avenae سیاهک آشکار یولاف و گونه Urocystis magica که سیاهک پیاز و گونه های Tilletia بیماریهای سیاهک پنهان را در انواع غلات ایجاد می کنند.


ادامه مطلب
[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:31 ] [ Morteza ]


قارچ شناسی (Mycology)


قارچ شناسی به معنای Mycology می‌باشد. این واژه توسط پیرآنتونیو میچلی در قرن 18 پیشنهاد شده است. قارچها موجوداتی هستند فاقد کلروفیل و تولید اسپور می‌نمایند. ساختمان سلولی یوکاریوتیک داشته دارای هسته (به تعداد یک عدد یا بیشتر) می‌باشد. هسته‌ها ممکن است هاپلوئید یا دیپلوئید باشند.
سلولهای قارچی دارای دیواره سلولی‌اند. قارچها برخلاف گیاهان عالی فاقد اندامهایی نظیر ریشه ، ساقه ، برگ و سیستم آوندی می‌باشند. پیکره قارچها ممکن است تک سلولی یا پرسلولی باشند. پیکره قارچها از رشته‌های متعددی به نام ریسه یا هیف تشکیل می‌یابد. تولید مثل در آنها به طریق جنسی یا غیر جنسی می‌باشد که تکثیر غیر جنسی رایج‌تر است.

[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:29 ] [ Morteza ]
 

ارزش غذایى قارچ
قارچها از گیاهانى هستند که به طور استثنایى کلروفیل ندارند و داراى مقدار سرشارى پروتئین هستند که پروتئین آنها از لحاظ مقدار نزدیک به گوشت است و در نتیجه قارچها سبزى منحصر به فردى از این لحاظ مى باشند که بیشتر از سبزى به گوشت شباهت دارند.
قارچهاى خوردنى سرشار از ویتامین مخصوصا ویتامینهاى ((ب ۱)) و ((ب ۲)) و ((پ پ )) و ((د)) مى باشند.
قارچها داراى چهار تا پنج درصد مواد نشاسته اى هستند. موشها و خوکچه هاى هندى در آزمایشگاه توانسته اند با خوردن قارچ به جاى مواد پروتئین تغذیه کنند و کمترین کمبود از نظر پروتئین در آنها پیدا نشده است .
قارچها هیچگونه مواد قندى ندارند و همچنین فاقد چربى هستند و از این جهت داراى ارزش غذایى زیاد هستند. متاءسفانه سللوز گوشت قارچ که (در دم بیشتر از کلاهک آن است ) غیر قابل هضم است به همین جهت است که مصرف این ماده غذایى را که ((عموى گوشت ))است براى کسانى که هضم مشکلى دارند به ندرت تجویز مى کنند.
ولى در هر حال براى هر غذا شصت تا صد گرم قارچ را مى توان مصرف کرد بدون این که عوارض سوء هضم آن ما را ناراحت کند. مقدار مصرف قارچ در هر غذا از صد و پنجاه گرم تا دویست گرم که تجاوز کرد هضم آن به علت سللوزها مشکل مى شود.

چه کسانى نباید قارچ بخورند؟
مصرف قارچ به علت این که دیر هضم مى شود براى پیران ، زنان حامله و کسانى که بچه شیر مى دهند مناسب نیست .
کسانى که مبتلا به اختلال کلیه هستند باید مثل تمام مواد پروتئینى از مصرف زیاد قارچ خوددارى کنند.
کسانى که اختلال هاضمه دارند و یا از کبد علیل و رنجورند و یا کولیت روده دارند و یا به ورم مفاصل مبتلا هستند و یا به علت اسیداوریک موجود در خون مبتلا به نقرس شده اند نباید قارچ مصرف کنند.

چه کسانى باید قارچ بخورند؟
کسانى که دیابت دارند باید قارچ بخورند زیرا قارچ هیچگونه ماده قندى ندارد.
قارچ براى کسانى که یبوست دارند مفید است زیرا سللوزهاى آن به رفع یبوست آنان کمک مى کند.
اشخاصى که چاق هستند باید قارچ را با سرکه یا آب لیمو بخورند زیرا قارچ هیچگونه ماده چربى ندارد و در نتیجه آنها را چاق نمى کند.
کسانى که مسلول هستند اگر قارچ بخورند موجب باز شدن اشتهاى آنها مى شود و در نتیجه با اشتها غذا مى خورند و حال عمومى آنها بهبود مى یابد.

چگونه باید قارچ را انتخاب کرد؟
توصیه ما در مورد مصرف قارچ به شما این است که هیچ وقت قارچى را که کاملا نمى شناسید مصرف نکنید. وقتى خودتان نمى دانید قارچى را که پیدا کرده اید سمى یا غیر سمى است از مصرف آن صرفنظر کنید. اگر به خوردن قارچ علاقه دارید بهتر است آن را از فروشنده مطمئنى بخرید و یا از قوطیهاى کنسرو قارچ استفاده کنید.
از انواع قارچها، نوعى از آن که معروف به ((آمانیت فالوئید)) است کشنده و مرگبار است و بقیه اقسام سمى قارچ مسمومیت هاى شدید به بار مى آورد که اگر زود به پزشک مراجعه نشود موجب هلاکت مى گردد، بنابراین در مورد انتخاب و مصرف قارچ باید احتیاط کامل را رعایت کرد.

[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:28 ] [ Morteza ]
راساس گزارش وایرد نیوز، نه تنها ژنوم این مگا ویروس از 1 میلیون و 259 هزار و 197 زوج پایه تشکیل شده و هزار و 200 پروتئین را رمزگذاری می کند، بلکه همچنین ساختار پروتئینی محتوی اسید نوکلئوتید در این ویروس 440 نانومتر قطر دارد که این ابعاد برای یک ساختار ویروسی بسیار بزرگ است.

باکتریها و ویروسها به دو دلیل با یکدیگر تفاوت دارند. اول اینکه ویروسها بسیار کوچکتر از باکتریها هستند و دوم اینکه نمی توانند به تنهایی تکثیر شوند و برای تکثیر به یک سلول میزبان نیاز دارند. درحالی که ابعاد این مگاویروس از بسیاری از باکتریها بزرگتر است.

خوشبختانه در تفاوت با سایر ویروسهای DNA از قبیل ویروس آبله و ویروس تبخال، به نظر نمی رسد که مگا ویروس برای انسان خطرناک باشد.


[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:23 ] [ Morteza ]
انواع طعم وبوي آب با اصلاحات زير شناخته مي شوند:

¯    خاكي «Earthy»

¯    ما ستي يا كپكي «Musty»

¯    ماهي «Fishy»

¯    علفي«Grassy»

¯    چوب«Woody»

ميكروارگانيسم هاي مسئول در ايجاد طعم وبو با توجه به مسائل زيبايي شناختي آب:

1-باكتري هاي هتروتروفيك

2-اكتينوميست ها

3-قارچ هاي كوچك يا مخمرها

4-باكتري هاي احيا كننده سولفات «مثل دي سولفوويبريو ودي سولفوريكانس»

5-باكتري هاي احيا كننده سولفيت مثل كلستر يديوم

6-باكتري هاي رسوب دهنده آهن مثل گاليونلا و لپتوتريكس ....


ادامه مطلب
[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:20 ] [ Morteza ]

دلیل وقوع بابزیا اسیس، یک انگل خونی از جنس بابزیا است. امروزه بیش از صد گونه از بابزیا گزارش شده است، ولی فقط تعداد محدودی به عنوان عامل بیماری زایی انسان شناسایی شده است. بابزیا میکروتی و بابزیا دیورجنز شناسایی شده است که در بسیاری از موارد ولی ندرتا درگونه های مختلف جانوری مورد توجه و تحقیق واقع شده است.

این بیماری بیشتر در بخش های مرطوب و پر باران که امکان شیوع بیماری مالاریا زیاد است و امکان شیوع توسط خون وجود دارد، زیاد است.

بابزیا توسط کنه منتقل می شود و اثرش بر روی گوساله های جوان است که باعث ایجاد اسهال خونی در آنها می شود. در چرخه زندگی بابزیای میکروتی، دو میزبان وجود دارد که در ابتدا یکی موش پا سفید است.

 


ادامه مطلب
[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:12 ] [ Morteza ]

حفره دهان فضایی است غیر منظم و تا حدودی بیضی شکل که اولین توقفگاه مواد غذایی در بدن به شمار می‌رود. پس از جویدن غذا مقداری از آن در دهان و بین دندان‌ها و حد فاصل میان دندان‌ها و لثه قرار می‌گیرد. از آنجا که این مواد غذایی مورد استفاده فلور نرمال (فلور دهان شامل گروه متنوعی از ارگانیسم‌ها بوده و در بر گیرنده باکتری‌ ها، قارچ‌ ها، میکوپلاسما ها، تک یاخته‌ ها و احتمالا فلور ویروسی می‌باشد) دهان قرار می‌گیرد، باعث رشد میکرو ارگانیسم‌های دهان و تشکیل بیو فیلم های باکتریایی بر روی سطح و ریشه دندان ها می‌شود و در نهایت پوسیدگی دندان‌ها، بیماری های مرتبط با دهان را ایجاد می‌نماید.
با توجه به اینکه زیستگاه خاصی که میکرو ارگانیسم‌ها مرتبط با آن فعالیت کرده و زنده می‌ مانند را اکوسیستم می گویند، فعالیت هر میکرو ارگانیسم در زیستگاه خاص، مربوط به نقشی است که آن در بین اجتماع میکرو ارگانیسم‌ها دارا می‌باشد. این نقش توسط خواص بیولوژی هر توده یا جمعیت مشخص می‌گردد. دهان به عنوان یک اکوسیستم با چندین زیستگاه می‌باشد. به طوری که هر یک مناسب رشد و فعالیت تعدادی میکرو ارگانیسم است. زیستگاه‌ های دهان را می‌توان مخاط، لب‌ ها، گونه‌ ها، زبان، سطوح دندان‌ها، لثه، بزاق، ناحیه لوزه‌ ها و سطح دندان‌های مصنوعی نام برد.
خواص زیستگاه‌ های دهان هرگز به صورت طولانی پایدار نبوده و همواره دستخوش تغییرات وسیعی می‌شود. با کشیدن دندان، گذاشتن دندان مصنوعی، جرم گیری و پر کردن دندان، اکوسیستم دهان تغییر می‌کند. تغییرات موقت اکوسیستم دهان بر حسب نوع غذای مصرفی و آنتی بیوتیک‌ها نیز ممکن است اتفاق بیفتد. دندان‌ها و بزاق، دهان را از دیگر زیستگاه‌ های موجود در بدن انسان و سایر موجودات متمایز می‌سازد. قبل از رویش دندان‌های شیری و دوره‌ های دندان‌های شیری و دندان‌های دائمی، هر یک شرایط اکولوژی خاصی را در دهان بوجود می آورند.
هر یک از دندان‌ها برای سکونت توده خاصی از میکروب‌ها مناسب بوده، این حالت به ماهیت فیزیکی سطح و خطوط دندان‌ها بستگی دارد. نواحی بین دندان‌ها و شقاق لثه‌ای به علت ابقای مواد غذایی باعث رشد و تکثیر میکروب‌ها شده و اغلب پوسیدگی دندان در این نواحی پدید می‌آید.

فاکتورهای میکروبی زیستگاه دهان
میکروب‌ها در محیط دهان می‌توانند چه در تحریک و چه در مهار باکتری‌های مجاور با هم اثر متقابل داشته باشند. مکانیسم‌های دخیل در این مورد عبارتند از:
۱- رقابت برای گیرنده ها جهت اتصال به وسیله اشغال زودتر نواحی کلونیزه شدن و جلوگیری از اتصال آنهایی که دیرتر می‌ رسند.
۲- ساخت توکسین‌ها مثل باکتریوسین که سلول‌های همان گونه یا دیگر گونه‌های باکتری‌ها را می‌کشند. مثل استرپتوکوک سالیواریوس که مهار کننده‌ای (enosin) می‌ سازد که استرپتوکوک پایوژنز را مهار می‌کند.
۳- تولید محصولات نهایی متابولیکی مانند اسیدهای کربوکسیلیک کوتاه زنجیره که pH را کاهش می دهند و همچنین مانند عوامل آنتاگونیست مضر عمل می‌کنند.
۴- استفاده از محصولات نهایی متابولیکی دیگر باکتری‌ها برای اهداف تغذیه‌ای. مثلا رده ویلونلا از اسیدهایی که استرپتوکوک موتانس می‌سازد، استفاده می‌کند.
۵- تجمع با گونه‌ های مشابه و یا گونه‌ های مختلف باکتری‌ها

فلور نرمال دهان
دهان نوزاد در بدو تولد استریل است، به جز شاید تعداد کمی از ارگانیسم‌هایی که از کانال زایمان مادر گرفته می‌شود. کمتر از چند ساعت بعد ارگانیسم‌ها از دهان مادر و یا پرستار و محیط به دهان راه می‌یابند. معمولا استرپتوکوک‌ها گونه‌ های پیش‌قدم هستند. فعالیت متابولیکی اجتماع پیش‌قدم محیط دهان را برای تسهیل در تشکیل سایر جمعیت ها تغییر بدهند. هنگامی‌ که ترکیبات این اکوسیستم پیچیده شامل تعداد متغیری از جنس‌ها و گونه‌ های مختلف رشد کرده و به یک تعادلی می رسند، گفته می‌شود که یک اجتماع به اوج رسیده (cilmax community) بوجود می‌آید که این یک سیستم بسیار دینامیک است.

[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:9 ] [ Morteza ]

سالمونلا از طریق دهان، وارد روده انسان، حیوانات و پرندگان می شود و سبب مسمومیت های غذایی، سپتی سمی و تب روده ای (حصبه یا تیفوئید) می گردد.


این باکتری باسیل، گرم منفی، بدون اسپور، فاقد کپسول، متحرک و دارای فلاژل پری تریش است. در این جنس، فقط سالمونلا گالیناروم و پولوروم بدون حرکت می باشند. سالمونلا ها هوازی و بی هوازی اختیاری هستند.

تشخیص آزمایشگاهی
بررسی میکروسکوپی مستقیم
در عفونت گاسترو آنتریت سالمونلائی، در صورتی که اسمیر مستقیم مدفوع بررسی شود، گلبول های سفید در مدفوع اسهالی دیده می شود.

کشت
برای تشخیص تب تیفوئیدی قبل از تجویز آنتی بیوتیک، از بیمار نمونه جهت انجام کشت باید گرفته شود.

[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 20:6 ] [ Morteza ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ شخصی من خوش آمدید. خوشحال می شوم که درباره مطالب وبلاگ من نظر بدهید. از وقتی که برای مطالعه وبلاگ من صرف می کنید متشکرم.

امکانات وب

IranSkin go Up

فال امروز


نیت کنید و اشاره فرمایید