باکتری ها ...
مقدمه در عمل باکتریهایی که دارای خواص یکسانی باشند بندرت
یافت میشوند، حتی باکتریهایی که از یک سلول منشا میگیرند ممکن است از نظر
یک یا چند صفت با یکدیگر متفاوت باشند. این تفاوتها نتیجه تغییراتی است که
به علت جهش ژنی یا موتاسیون در سلولهای باکتریایی پدید میآید. این
باکتریهای تغییر یافته ، موتانت Mutant نامیده میشوند که از نظر بعضی از
خواص نظیر ساختمان آنتی ژن ، حساسیت در مقابل آنتی بیوتیکها و ... با سایر
باکتریهای مشابه اختلاف دارند.سهولت تغییرپذیری
در باکتریها مربوط به سرعت تقسیم آنهاست. زمان تقسیم یا مدت زمانی که برای
تولید یک سلول جدید در باکتریها لازم است، حدود 2 دقیقه و در مورد انسان
20 سال است. مثلا یک سلول باکتری در مدت 18 ساعت 54 نسل بوجود میآورد.
درحالیکه برای ایجاد همین تعداد نسل انسان بیش از 1000 سال زمان لازم است.
پس جهش ژنی در باکتریها نسبت به موجودات عالی خیلی سریع و قابل ملاحظه استتفاوت یوکاریوتها با باکتریها در
کره خاکی تنها دو نوع سلول توسط کلیه ارگانیسمهای زنده تولید میشود.
سلولهای پروکاریوت (یا هسته ابتدایی). در این گروه هسته ، فاقد غشا است و
شامل کلیه باکتریهاست. پروکاریوتها شامل یوباکتریها (باکتریهای حقیقی) و
آرکئی باکترها (باکتریهای قدیمی) است. اما گروه دیگر یوکاریوتها هستند که
دارای غشای هسته و هسته حقیقی میباشند. اینگونه هسته در تمام ارگانیسمهای
دیگر مانند Algae (جلبکها) Fungi (قارچها) ، پروتوزوئرها (protozoa) و
گیاهان (Plant) و جانوران (Animals) یافت میشود. پاتوژنهای انسانی تنها در
میان یوباکتریها یافت میشوندمشخصات سلول باکتری اکثر
باکتریها پوشش سلولی (cell envelope) تولید میکنند که شامل غشای پلاسمایی
، دیواره سلولی (cell wall) و پروتئینها و پلی ساکاریدهای تشکیل دهنده آن
میباشد. بعضی از باکتریها کپسول یا لایه چسبنده تولید میکنند. فیلامانهای
خارجی (فلاژل و پیلی) ممکن است در باکتریها بوجود آید. دیواره سلولی ،
ساختمان سخت و مقاومی است که پروتوپلاست را احاطه کرده و آن را از آسیب
فیزیکی و شرایط کاهش فشار اسمزی محیط خارج حفاظت میکند. معمولا به باکتری
اجازه میدهد تا در برابر سطح وسیعی از شرایط محیطی ایستادگی کند
پروتوپلاست از غشای سیتوپلاسمی و محتویات آن تشکیل شده است.از
نظر محتویات سلولی ، باکتریها سلولهای سادهای هستند. ساختمان اصلی
سیتوپلاسم آنها شامل شبکه فیبریلی کروماتین مرکزی یا نوکلئوتید (Nucleoid)
میباشد که توسط سیتوپلاسم بیشکل حاوی ریبوزومها احاطه شدهاست. اجسام
انکلوزیون سیتوپلاسمی یا گرانولهای ذخیره انرژی ، بسته به گونههای باکتری
ماهیت شیمیایی متفاوتی دارند و مقدار آنها به مرحله رشد و محیط بستگی دارد.
بعضی از ساختمانهای سلولی از قبیل آندوسپورها فقط به تعداد کمی از
باکتریها محدود میشوند. طبقه بندی باکتریها باکتریهای پست این
باکتریها تک یاختهای بوده و اگر کروی یا بیضوی باشند، کوکوس و اگر
میلهای شکل یا دراز باشند، باسیل و اگر خمیده باشند ویبریون و چنانچه
مارپیچی شکل و غیرقابل انعطاف باشند، اسپریل و اگر فنری و قابل انعطاف
باشند، اسپیروکت نامیده میشوند. باکتریهای عالی یا رشتهای این
باکتریها رشته مانند و اغلب غلافدار هستند و اغلب اوقات شاخههای حقیقی
ایجاد کرده ، میسلیوم تشکیل میدهند و چون تشکیلات منشعب ایجاد میکنند،
لذا اکتینومیست نامیده میشوند. بنابراین باکتریها از نظر شکل به 6 گروه
گرد ، دراز ، خمیده ، مارپیچی ، فنری و منشعب تقسیم میشوند. اجزای ساختمانی باکتریها فلاژلها (Flagella) فلاژلها
، فیلامانهای پروتئینی به طول و قطر یکنواخت میباشند و موجب تحرک شبیه به
شنای سریع و مستقل اغلب باکتریها پاتوژنیک میگردند فلاژل در سه قسمت
فیلامان ، قلاب و جسم پایه تشکیل شده است. پایه فلاژل در غشای پلاسمایی
قرار گرفته است. لنگرگاه و تعداد فلاژل در باکتریها فرق خواهد کرد. فیمبریاها فیمبریاها
که پیلی هم نامیده میشوند، فیبریلهای شبیه مو هستند به اندازه 0.004 تا
0.008 میکرون هستند. این ارگانل با میکروسکوپ الکترونی در سطح باکتریهای
مختلف قابل رویت هستند. آنها مستقیمتر ، نازکتر و کوتاهتر از فلاژلها
هستند. این رشتهها در غشای پلاسمایی سلول میکروبی لنگر میاندازد. هسته باکتری هسته
سلول را میتوان بعد از رنگ آمیزی اختصاصی با میکروسکوپ نوری مشاهده کرد.
در مقایسه با سلولهای عالی مواد ژنتیکی باکتریها و سایر سلولهای پست
پراکنده ، ساده و بدون پوشش و کروموزوم حلقوی است غشای هسته وجود ندارد و
کروموزوم به مزوزوم فرورفته در غشای سیتوپلاسمی چسبیده است. در سالهای اخیر
پروتئینهای شبیه هیستون در باکتریها کشف شده است که احتمالا نقش مشابه
هیستونها را در کروماتینهای سلولهای یوکاریوت ایفا میکنند. سیتوپلاسم بیش
از 50 درصد پروتئین سلول در سیتوپلاسم قرار دارد و آنزیمهای متابولیسمی
راههای گلیکولیز و بسیاری از آنزیمهای چرخه کربس ، انواع کاتالازها ،
دهیدروژنازها ، و مواد حد واسط چرخه های متابولیکی در سیتوپلاسم وجود دارد.
روابط اتمی ، یونی و الکترونی بین ترکیبهای مختلف سیتوپلاسمی با نظم خاص
فعالیتهای حیاتی را ظاهر میسازد. پوشش سلول (Cellenvelope) کپسول و لعاب (Capsoles) قدرت
بیماریزایی پاتوژنها اغلب با تولید کپسول همراه است. باکتریهای کپسولدار
در محیط جامد ، کلنیهای مخاطی (Mucoid) یا صاف (Smooth) میسازند. در
مقابل باکتریهای فاقد کپسول کلنیهای خشن (Rough) دارند. اگر باکتری قدرت
کپسولسازی خودش را از دست بدهد در مقابل قدرت ویرولانس (بیماریزایی) خود
را از دست داده و در مقابل دستگاه ایمنی بدن میزبان تاب مقاومت نخواهد
داشت. دیواره سلولی دیواره سلولی
باکتریها بینهایت پیچیده است و لایه سفت و سختی را در اطراف باکتریها
ایجاد میکند که سلول را از گسیختگی و متلاشی شدن در مقابل فشار اسمزی خارج
سلول محافظت میکند. همچنین دیواره محل تجمع عوامل آنتی ژن میباشد که
باکتریها را توسط این آنتی ژنها از هم تمیز میدهند. باکتریها با روش
رنگآمیزی گرم (Gram stain) به دو دسته تقسیم میشوند.گرچه
هر دو گروه یعنی باکتریهای گرم مثبت و منفی دارای دیواره میباشند ولی فرق
بین این دو گروه مربوط به خواصی است که در ساختمان دیواره سلولی آنها وجود
دارد. اساس ساختمان در دیواره سلولی باکتریهای گرم مثبت یک لایه ضخیمی است
از پپتیدوگلیکان (Poptidoglycan) ، ولی در باکتریهای گرم منفی ضخامت آن به
حداقل میرسد.غشای سیتوپلاسمی غشای
سیتوپلاسمی غشای داخلی نیز نامیده میشود. غشای سیتوپلاسمی باکتریها مشخص
بوده و از فسفو لیپید و پروتئین ساخته شده است. این غشا در پروکاریوتها از
غشای سیتوپلاسمی در یوکاریوتها به علت نداشتن استرول متمایز میشود.
چینخوردگیهای غشای سیتوپلاسمی به درون سلول ساختارهای ویژهای به نام
مزوزوم ایجاد میکند که کروموزومهای باکتریها به مزوزومها متصل هستند. غشا
همچنین به عنوان یک سد اسمزی برای سلول عمل میکند و دارای سیتوپلاسم
انتقال دهنده برای مواد محلول است و انتقال تولیدات سلولی را در مقابل با
محیط خارج سلولی تنظیم میکنند. تولیدمثل باکتری باکتریها
به روشهای تقسیم مستقیم ، آمیختگی ، قطعه قطعه شدن یا بوسیله کنیدی و
همچنین جوانه زدن تکثیر مییابند. برخی باکتریها توانایی ایجاد هاگ درونی
را دارند. هاگ سبب مقاومت باکتری در برابر عوامل نامساعد محیط میشود. هر
باکتری فقط یک هاگ میسازد و از هر هاگ یک باکتری بوجود میآید.جلبک هاجلبکها
سادهترین موجودات واجد کلروفیل هستند. سه تفاوت عمده بین جلبکها و گیاهان
عالی وجود دارد. اولا جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند، ثانیا در
اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکها یاختههای محافظ وجود ندارد،
ثالثا جنین در جلبکها دیده نمیشود. در طبیعت جلبکها در محیطهای گوناگون
یافت میشوند. آب محیطی است که بیشترین جلبکها را در خود جای داده است.در
سطح خاکهای مرطوب نیز تعداد بسیار زیادی جلبک یافت میشود. بخشهای هوایی
درختان و همچنین سنگها و صخرهها محلهای دیگری هستند که جلبکها میتوانند
بر روی آنها رشد کنند. بعضی از جلبکها میتوانند در محیطهای غیر معمولی ،
مثل دریاچههای نمک ، چشمههای آب گرم و یخچالهای طبیعی و حتی در درون بدن و
بافتهای موجودات زنده زیست کنند.مشخصات تال در جلبکها اندازه
تال در جلبکها از چند میکرون تا چندین متر میرسد. همچنین تال به اشکال
مختلف از قبیل تک یاختهای (متحرک و غیر متحرک) ، کلونی ، ریسهای ،
پارانشیمی و سیفونی دیده میشود. ساختار یاختهای جلبکها نیز به دو صورت
پروکاریوتی و یوکاریوتی است. ساختار پروکاریوتی مربوط به جلبکهای سبز - آبی
و ساختار یوکاریوتی مربوط به بقیه جلبکهاست. دیواره یاختهای دیواره
یاختهای در جلبکها بسیار حائز اهمیت است. علت آن وجود مواد مختلفی است که
بعضی از آنها کاربرد صنعتی ، دارویی و پزشکی دارند. یاختههای زایشی از
قبیل گامتها و زئوسپورها فاقد دیواره یاختهای هستند. دیواره یاختهای در
جلبکها معمولا از 2 لایه تشکیل شده است لایه بیرونی لایهای است ژلاتینی از
مواد پکتینی ساخته شده و در آب گرم حل میشود. لزج بودن جلبکها بدلیل وجود
این لایه بیرونی است. لایه درونی از جنس سلولز است که در آب گرم نامحلول
است. هر دو این مواد نوعی پلی ساکارید هستند در اکثر موارد ترکیبات دیگر از
قبیل پروتئین ، کربنات کلسیم ، آهن ، سیلیس ، کتین و غیره در ساختار
دیواره یاختهای جلبکها دیده میشود. کلروپلاست یا کروماتوفور یکی
از مهمترین اجزای یاختهای در جلبکها کلروپلاست یا کروماتوفور است در داخل
کلروپلاست اغلب جلبکهای سبز ، اجسام کروی شکل حاوی نشاسته وجود دارد که آن
را پیرنوئید میگویند. پیرنوئید در جلبکهای سبز وجود دارد که ممکن است در
داخل یا خارج کلروپلاست قرار گیرد. به علاوه کلروپلاست جلبکهای سبز متحرک
حاوی لکه نارنجی رنگی به نام استیگما (لکه چشمی) است که جهت یاخته را به
سمت نور متمایل میسازد. در بعضی از جلبکها ممکن است لکه چشمی خارج از
کلروپلاست باشد. در داخل کلروپلاست ، رنگیزههایی از انواع کلروفیل ،
کاروتنوئید و بیلی پروتئینها وجود دارند که باعث میشوند تا کلروپلاست و در
نتیجه یاخته جلبکها به انواع رنگهای مختلف دیده شود. تاژک اغلب
جلبکها یا خود متحرکاند و یا یاختههای زایشی آنها متحرک است. در بین
جلبکها فقط دو گروه یعنی جلبکهای سبز - آبی و جلبکهای قرمز از این قاعده
مستثنی هستند. فرمهای متحرک و یاختههای زایشی متحرک در آنها دیده نمیشود.
وسیله حرکت یاختهای متحرک ، تاژک نام دارد که از نظر شکل ظاهری بر دو نوع
است. یکی تاژک شلاقی که سطح آن صاف و دیگری تاژک پر مانند که سطحی ناصاف و
همانند پر دارد. همچنین تعداد تاژک و محل قرار گرفتن در جلبکهای گوناگون
متفاوت است.تولید مثل در جلبکها تولید
مثل در جلبکها به دو روش غیر جنسی و جنسی صورت میگیرد. تولید مثل غیر
جنسی یا رویشی توسط یاختههای رویشی معمولی انجام میشود بدون آنکه در
دیواره یاخته اصلی تغییری حاصل گردد قطعه قطعه شدن کلونی ، ریسه یا بطور
کلی تال ، تقسیم یاختهای به صورت دوتایی و تغییر شکل یاختههای رویشی و
تبدیل آنها به یاختههای مقاوم و زایشی از انواع تولید مثل رویشی بشمار
میآیند. تولید مثل غیر جنسی ، روش معمولی و طبیعی جلبکهاست که در این حالت
هاگهای متحرک به نام زئوسپور و یا غیر متحرک بنام آپلانسپور در کیسههایی
به نام هاگدان بوجود میآیند.تولید مثل جنسی
نتیجه آمیزش دو یاخته جنسی نر و ماده به نام گامت است. هنگام آمیزش گامتها
، مراحلی به نام یاخته تخم ایجاد میگردد. گامتها ممکن است از نظر شکل و
اندازه با هم برابر باشند که در این صورت آنها را ایزوگامت گویند گاهی یکی
از گامتها بزرگتر از دیگری است و آنیزوگامت مینامند. صرف نظر از اندازه
گامتها ، اگر یکی از گامتها کوچکتر و متحرک و گامت دیگر بزرگتر و غیر متحرک
باشد در این صورت آنها را هتروگامت گویند. در جلبکهای تکامل یافته ،
یاختههای زایشی در ساختارهای ویژهای بوجود میآیند ساختاری که یاختههای
نر را بوجود میآورد بنام آنتریدیوم وساختاری که یاختههای ماده را تولید
میکند اوئوگونیوم نامیده میشود. چرخه زندگی جلبکها چرخه
زندگی جلبکها از دو قسمت تشکیل شده. مرحله هاپلوئیدی یا گامتوفیتی که طی
آن یاختههای نر و ماده بوجود میآیند و پس از ترکیب آنها با یکدیگر یاخته
دیپلوئید تخم حاصل میشود. مرحله بعدی با ایجاد یاخته تخم آغاز میگردد که
آن را مرحله اسپروفیتی گویند. حال اگر رویش تخم با تقسیم به روش میوز انجام
گیرد مجددا مرحله گامتوفیتی یا هاپلوئیدی بوجود میآید در این حالت مرحله
اسپورفیتی بسیار کوتاه است. در صورتی که رویش تخم با تقسیم به روش میوز
همراه نباشد گیاه دیگری به نام اسپروفیت تولید میشود که تعداد کروموزوم آن
دو برابر گیاه اول است و در نتیجه مرحله اسپروفیتی طولانی میگردد. انواع چرخه زندگی بر
حسب آنکه مرحله گامتوفیتی و یا اسپروفیتی طولانی باشد و یا گیاه گامتوفیت
با گیاه اسپروفیت مشابه با یکدیگر باشند و یا نباشند، چرخه زندگی در جلبکها
را به چهار گروه هاپلانتیک ، دیپلانتیک ، ایزومورفیک و هترومورفیک تقسیم
میکنند. رده بندی جلبکها به منظور رده بندی
جلبکها ، ویژگیهایی از قبیل ساختار تال ، دیواره یاخته ، تعداد تاژک ، نوع
تاژک و محل قرار گرفتن آنها و ... در نظر میگیرند. سیانوفیتا یا جلبکهای سبز – آبی پستترین
جلبکها به شمار میروند. ساختار یاختهای از نوع پروکاریوتی و بسیار شبیه
به باکتریهاست. تال میکروسکوپی داشته و به اشکال تک یاختهای ، کلونی ،
ریسهای بدون هتروسیت و ریسهای دارای هتروسیت تقسیم میشوند. یاختههای
هتروسیت ممکن است در ابتدای ریسه و یا در بین یاختهها رویشی بوجود آیند.
رنگ این یاختهها سبز زیتونی و دارای دیوارهای دو لایهاند. این یاختهها
حاوی آنزیم ویژهای هستند که میتوانند نیتروژن موجود در هوا را به صورت
نیتروژن آمونیاکی در خود تثبیت کنند. تولید مثل جنسی در جلبکهای سبز – آبی
وجود ندارد و تولید مثل به صورت تقسیم دوتایی ، قطعه قطعه شدن و تشکیل
هورموگونیوم و اکینیت انجام میشود. جلبکهای سبز به
رنگ سبز علفی هستند تال آنها بسیار متنوع است و به اشکال تک یاختهای
متحرک ، تک یاختهای غیر متحرک ، کلونی متحرک ، کلونی غیر متحرک ، ریسهای
ساده و منشعب ، پارانشیمی و سیفونی دیده میشوند. انواع تولید مثل رویشی
غیر جنسی و جنسی در آنها متداول است. کلامیدوموناس جلبک سبزی است متحرک و
دارای 2 تاژک از نوع شلاقی در ناحیه سر. کلامیدوموناس را میتوان منشا
جلبکهای سبز بشمار آورد. از تقسیمات یاخته کلامیدوموناس جلبک ریسهای ساده
یا اولوتریکس حاصل میشود.کلادوفورا نیز از
جلبکهای واجد تال ریسهای منشعب است. جلبک ادوگونیوم به علت دارا بودن
اندامهای جنسی آنتریدیوم و ائوگونیوم از دیگر جلبکهای ریسهای کاملا متمایز
است. از دیگر جلبکهای سبز اسپیروژیر است. که شناسایی آن به علت داشتن
کلروپلاست مارپیچی به آسانی صورت میگیرد. لیکن دیگر از ویژگیهای جلبکهای
سبز وجود کلروپلاست به اشکال مختلف در آنهاست.اوگلنوفیتا اوگلنها
موجوداتی تک یاختهای و متحرکاند. به علت نداشتن دیواره یاختهای شکل
ثابت ندارند. و بعضی موارد بسیار شبیه به پروتوزوآ عمل کرده و سبزینه خود
را از دست داده و از مواد آلی استفاده میکنند. کاروفیتا خصوصیات
ویژهای دارند که آنها را از بقیه جلبکی ، متمایز میسازد. علت آن شکل
ظاهری و اندامهای تولید مثلی آنهاست. اولا اندامهای تولید مثلی ساختار
پیچیده داشته و ثانیا توسط یاختههای نازا احاطه شدهاند. همچنین چگونگی
رویش تخم در آنها متفاوت است. کریسوفیتا رنگ این
جلبکها اغلب سبز مایل به زرد ، زرد ، طلایی ، زرد مایل به قهوهای است.
رنگ آنها به علت وجود رنگیزههای کاروتن و گزانتوفیل به تعداد زیاد در
کلروپلاست آنهاست. دیاتومها یا رده باسیلاریوفیته جمعیت بزرگی از جلبکها را
تشکیل میدهند. دیاتومها دارای دیواره دو قسمتی و یا دو کفهای سیلیسی
هستند دیاتومها به اشکال منظم و مهندسی جزء زیباترین پلانکتونهای گیاهی
بشمار میآیند. جلبکهای قهوهای تال پر یاخته و
ماکروسکوپی است این جلبکها تنها گروهی هستند که تال تک یاختهای و کلونی در
آنها وجود ندارد. حتی اشکال ریسهای نیز به تعداد کم در آنها دیده میشود.
ساختار درونی تال در جلبکهای قهوهای بسیار تکامل یافته و از لایههای
مختلف تشکیل شده. تولید مثل جنسی نیز در این جلبکها روند تکاملی را طی
میکند جلبکهای قهوهای چرخه زندگی از نوع ایزومورفیک و تولید مثل به صورت
ایزوگامی است.در جلبکهای متوسط چرخه زندگی به صورت هترومورفیک و تولید مثل
به روش ائوگامی صورت میگیرد. در جلبکهای قهوهای تکامل یافته ، چرخه زندگی
به صورت دیپلانتیک دیده میشود که در آن تنها گیاه اسپروفیت وجود دارد و
گیاه گامتوفیت کاملا از بین رفته است. جلبکهای قرمز به
علت داشتن رنگیزههای فیکوسیانین (سبز مایل به آبی) فیکواریترین (قرمز) به
رنگهای بنفش ، سبز زیتونی ، ارغوانی و صورتی و غیره دیده میشوند و به
خاطر داشتن این رنگیزهها قادرند از اعماق آب زیست کنند. تال کوچک و ظریف
دارند. فرآیند تولید مثل در جلبکهای قرمز پیچیدهتر از جلبکهای قهوهای
است. از بعضی جلبکهای قرمز به عنوان منبع غذایی سرشار از پروتئین استفاده
میکنند. دینوفیتا گروهی از پلانکتونهای گیاهی
موجود در آبهای شورند که اکثرا تک یاختهای و متحرکاند. وسیله حرکت آنها
دو تاژک است که یکی از آنها در شیاری واقع است که مانند کمربندی در پیرامون
یاخته وجود دارد و دیگری از شیار خارج میشود. با آنکه وجود این موجودات
در زنجیره غذایی آبزیان بسیار مفید است ولی رشد و تجمع بیش از حد آنها باعث
وارد ساختن سمومی در آب میشود.ساختمان سلول پروکاریوتنگاه اجمالی واحد
بنیادی حیات ، سلول نام دارد. بطور کلی سلولها به دو گروه عمده پروکاریوت و
یوکاریوت تقسیم میشوند. اصطلاح پروکاریوت مرکب از دو واژه پرو (Pro) به
معنی پیش و کاریوت به معنی هسته است و این اصطلاح در مورد سلولی بکار
میرود که فاقد هسته و اندامکهای محدود به غشا است. اندازه یک سلول
پروکاریوت 1 تا 10 میکرومتر است. باکتریها شاخصترین نوع پروکاریوتها
هستند. مقایسه ساختمان سلول پروکاریوت و یوکاریوت حجم
یک سلول یوکاریوتی (سلولهای جانداران و گیاهان عالی و سلولهای انسانی)
هزاران بار بزرگتر از نوع پروکاریوتی است. ماده ژنتیکی یک سلول یوکاریوتی
عمدتا در هسته (Nucleus) متمرکز است. بخش اندکی نیز درون اندامکهای درون
سلولی نظیر میتوکندری ، کلروپلاست و گلیاکسیزوم دیده میشود. در حالیکه
ماده ژنتیکی سلول پروکاریوتی که از لحاظ کمیت 700 مرتبه کمتر از ماده
ژنتیکی نوع یوکاریوتی است، در ناحیه شبه هستهای موسوم به نوکلوئید
(Nucleoid) متمرکز شده است.دو نوع سلولی
پروکاریوتی و یوکاریوتی از لحاظ جنس وسیله حرکتیشان یعنی تاژک نیز متفاوت
میباشند. بطوریکه تاژک سلول یوکاریوتی عمدتا از جنس پروتئین استوانهای
شکل میکروتوبول است. در حالیکه تاژک سلول پروکاریوتی از جنس پروتئین
فلاژلین میباشد. فرایندهای آندوسیتوز و اگزوسیتوز را فقط در انواع
یوکاریوتی میتوان یافت و پروکاریوتها فاقد آن هستند.طبقه بندی باکتریها میکوپلاسما میکوپلاسما که باکتری فاقد دیواره سلولی است کوچکترین ذره واجد حیات است. باکتری گرم مثبت (+G) این
باکتریها واجد دیواره سلولی تکلایه و ضخیم با قطری حدود 20 تا 80 نانومتر
میباشند. در ساختار دیواره سلولی این باکتریها هتروپلیمر دیگری که اسید
تیکوئیک نام دارد، شرکت میکند. به باکتری گرم مثبت بدون دیواره سلولی
پروتوپلاست میگویند. باکتریهای گرم منفی (-G) این
باکتریها حداقل واجد دو لایه و گاهی چند لایه دیواره سلولی متمایز
میباشند. خارج دیواره سلولی باکتری گرم منفی بوسیله غشایی که غشای خارجی
نام دارد، احاطه میشود. بین غشای خارجی و دیواره سلولی فضایی وجود دارد که
فضای پری پلاسمیک نامیده میشود. در فضای پری پلاسمیک سموم و آنزیمهای
باکتری با غلظت زیادی تجمع یافتهاند که این سموم و آنزیمها روی اجزای سلول
باکتری تاثیر نداشته و فقط در جهت هضم موادی عمل میکنند که برای باکتری
مضر میباشد.اجزای مختلف ساختمان سلول پروکاریوتسیتوپلاسم بیش
از 50 درصد پروتئین سلول در سیتوپلاسم قرار دارد و آنزیمهای متابولیسمی
راههای گلیکولیز و بسیاری از آنزیمهای چرخه کربس ، انواع کاتالازها ،
دهیدروژنازها ، و مواد حد واسط چرخه های متابولیکی در سیتوپلاسم وجود دارد.
روابط اتمی ، یونی و الکترونی بین ترکیبهای مختلف سیتوپلاسمی با نظم خاص
فعالیتهای حیاتی را ظاهر میسازد. غشای سلولی ساختمان
غشای سلول یوکاریوتی و پروکاریوتی تقریبا با همدیگر مشابه است که البته از
لحاظ حضور لیپید و پروتئین و کربوهیدراتهای خاص با همدیگر تفاوتهایی نیز
دارند. منتها از لحاظ برهمکنش فیزیکی و شیمیایی مولکولهای تشکیل دهنده
شباهتهای زیادی دارند. غشا شامل دو لایه فسفولیپیدی همراه با پروتئینها
میباشد. غشای سلول باکتری فاقد استرول است. کپسول کپسول باکتری که واجد خاصیت آنتیژن است، در خارج دیواره سلولی دیده میشود و از جنس پلیساکارید است. دیواره سلولی برخلاف
سلولهای جانوری و انسانی باکتریها دارای دیواره سلولی هستند. این دیواره
سلولی باکتری از جنس مولکول هیبریدی موسوم به پپتیدوگلیکان است. بخش قندی
دیواره سلولی متشکل از واحدهای ان_استیل گلوکز آمین و ان_استیل مورامیک
اسید است. واحدهای مزبور رشتههای پلیمری قندی ایجاد میکنند که رشتههای
مذکور توسط زنجیرههای کوتاه پپتیدی بهم وصل میشوند.آنتی
بیوتیک و پنیسیلین ضمن غیرفعالسازی آنزیم ترانس پپتیداز از سنتز
اتصالات پپتیدی ممانعت میکند و به این ترتیب از تشکیل دیواره سلولی باکتری
جلوگیری میکند. دیواره سلولی باکتری سلول را در مقابل شرایط نامساعد
محیطی محافظت میکند. عمده خصوصیات آنتی ژنی باکتری از دیواره سلولی آن
ناشی میشود.تاژک حدود نیمی از باکتریهای
شناخته شده قادر به تحرک میباشند. اینها واجد وسیله حرکتی هستند که تاژک
(Flagellum) خوانده میشود. جنس تاژک از پروتئینی موسوم به فلاژلین است. یک
باکتری ممکن است فاقد تاژک یا واجد یک ، دو یا چندین تاژک باشد. باکتری
Ecoli که همان اشرشیاکلی میباشد، با طول دو میکرومتر مسافتی معادل 25
برابر طولش یعنی 50 میکرومتر را در یک ثانیه میپیماید.اگر
شناگری با دو متر قد مسافتی معادل 50 متر در ثانیه را طی کند، قادر خواهد
بود رکورد جهانی شنا را بشکند. تاژک باکتری به یک قلاب انعطافپذیر وصل است
که این قلاب نیز به پروتئین حلقوی متصل است که در نیمه داخلی و خارجی غشای
سیتوپلاسمی باکتری قرار داشته و چرخش این پروتئینهای حلقوی باعث حرکت تاژک
میشود. پیلوس پیلوس در لاتین به معنی مو
(hair) است. پیلوس لوله پروتئینی توخالی است که از زیر واحدهای پروتئینی
موسوم به پیلین تشکیل شده است. باکتریها اغلب واجد دو نوع پیلوس کوتاه و
بلند هستند. پیلوس کوتاه را فیمبر (Eimberia) نیز مینامند که در اتصال
باکتری به یک سطح نقش دارد. در واقع این پیلوس به باکتری قسمت بیماریزایی
میدهد.پیلوس بلند را پیلوس جنسی یا پیلوس _F
مینامند که در انتقال ماده ژنتیکی از یک باکتری به باکتری دیگر که همان
فرآیند ادغام جنسی است، شرکت میکند. ژن پیلوس اغلب روی پلاسمید باکتری است
و پلاسمیدی که واجد ژن پیلوس است را فاکتور _F مینامند. باکتری واجد ژن
پیلوس را +F یا باکتری نر (Male) مینامند و باکتری فاقد ژن پیلوس را
بهصورت -F یا باکتری ماده (Female) نشان میدهند. ماده ژنتیکی DNA باکتری
واجد دو نوع DNA است. نوع اول را که مولکول دورشتهای و حلقوی و جایگاه
عمده ژنهای باکتری است، کروموزوم اصلی مینامند. غالب باکتریها علاوه بر
کروموزوم اصلی واجد یک یا چند DNA دورشتهای و حلقوی کوچک موسوم به پلاسمید
هستند. ژن پیلوس روی پلاسمید است. گاهی ژن مقاومت نسبت به آنتی بیوتیک نیز
روی پلاسمید است. هم کروموزوم اصلی و هم پلاسمید ، DNA رشتهای و حلقوی
هستند. منتها برخی از باکتریها همانند سلولهای یوکاریوتی واجد DNA خطی
هستند. RNA RNAهای پروکاریوتی را به صورت r RNA ,
m RNA و t RNA نشان میدهند. هر سه RNA پروکاریوتی بوسیله یک نوع RNA
پلیمراز نسخهبرداری میشوند. اطلاعات موجود در m RNA همزمان با
نسخهبرداری به پروتئین ترجمه میشود. در حالیکه rRNA جزئی از تشکیلات
ساختمانی ماشین سنتز پروتئین یا ریبوزوم است و t RNA در انتقال اسید آمینه
به ریبوزوم نقش دارد.سلول انسانیدید کلی چون
سلول قادر است همه اعمال یک موجود زنده را بطور کامل انجام دهد، بنابراین
به عنوان واحد حیات محسوب میگردد. ولی از آنجا که همه بافتها و ارگانهای
بدن از اجتماع سلولها تشکیل شده ، بطور مرسوم سلول را واحد ساختمان بدن
نامیدهاند. ماده حیاتی تشکیل دهنده سلول را پروتوپلاسم (Protoplasm)
مینامند که عمده قسمت آن غیر از هسته سلول ، سیتوپلاسم ، محتویات هسته
(Karyoplasm) میباشد. پروتوپلاسم بوسیله غشایی از محیط اطراف جدا شده است
که آن را غشای سلولی یا cell membrane مینامند. پروتوپلاسم از آب ،
الکترولیتها ، املاح و ماکرومولکولهای آلی مانند پروتئینها ، پلی ساکاریدها
، لیپیدها و اسیدهای نوکلئیک تشکیل شده است که محیط و بستر مناسبی را برای
فعالیتهای سلول فراهم میکند.ارگانلها
organelles ، ساختمانهای تخصص یافتهای هستند که اعمال مختلفی را هدایت
میکنند و در داخل سیتوپلاسم پراکندهاند. در گذشته ، سیتوپلاسم منهای
ارگانلها را محلولی بیشکل محسوب مینمودند و آنرا سیتوزول (مایع سلولی
Sytosole) مینامیدند. استفاده از تکنیکهای پیشرفته بیانگر آن است که
سیتوپلاسم سلول حاوی شبکه بسیار ظریف و پیچیدهای از الیاف باریک
microtrabecular میباشد که همراه اجزای محلول آن در مجموع ماتریکس سلولی
(cytomatrix) نامیده میشود. ساختمان و عملکرد ارگانلهای سلولی عبارتند از:غشای سلولی غشای
سلولی ساختمانی است به ضخامت 7 تا 10 نانومتر که محدوده سلول را معین کرده
و به عنوان سدی انتخابی ، مبادله مواد بین سلول و محیط اطرافش را کنترل
میکند. بنابراین اولین نشانه آسیب سلولی ، متورم شدن سلول میباشد که در
اثر از بین رفتن قدرت انتخابی غشا و هجوم مواد به داخل سلول بوجود میآید.
غشای ساختمانی است لیپوپروتئینی یعنی بطور عمده از لیپیدها و پروتئینها
تشکیل شده ، با وجود این ، مقدار کمی کربوهیدراتها نیز در ساختمان آن شرکت
دارد. ریبوزومها (Ribosomes) ریبوزومها ذرات
بسیار کوچک و متراکمی با ابعاد 15 تا 25 نانومترند که عمدتا از 7RNA و
مقداری پروتئین ساخته شدهاند. از نظر ساختمانی از دو زیرواحد کوچک و بزرگ
تشکیل شدهاند که هر دو زیرواحد در هستک ساخته شدهاند و جهت شرکت در
پروتئینسازی به سیتوپلاسم منتقل شدهاند. هسته سلول هسته
ساختمانی است گرد یا بیضوی به ابعاد 5 تا 10 میکرون که همه سلولهای بدن
بجز گویچههای قرمز حاوی هسته میباشند. اغلب سلولها دارای یک هسته ، برخی
دارای دو هسته (سلولهای کبدی) و معدودی دارای هستههای متعدد میباشند
(سلولهای عضله مخطط). شکل و موقعیت هسته در هر سلول بستگی به شکل سلول
دارد. هسته همه فعالیتهای حیاتی سلول از قبیل سنتز پروتئین ، تقسیم ، تمایز
و رشد سلولی را کنترل میکند. هسته از نظر ساختمانی از سه قسمت غشای هسته ،
کروماتین و هستک تشکیل شده است. شبکه آندوپلاسمی شبکه
آندوپلاسمی با میکروسکوپ الکترونی به صورت وزیکولهای پهن یا لولههای پهن و
دراز منشعب و مرتبط با هم شاهده میگردند. این لولهها و وزیکولها شبکه
بهم پیوسته و وسیعی را در داخل سیتوپلاسم بوجود میآورند که به دو صورت صاف
(SER) و دانهدار (RER) دیده میشود. شبکه آندوپلاسمی صاف فاقد ریبوزوم در
سطح خود میباشد و با داشتن آنزیمهای خاص وظایفی از جمله متابولیسم
لیپیدها ، خنثیسازی سموم و ذخیره کلسیم را بر عهده دارد. شبکه آندوپلاسمی
دانهدار ، دارای ریبوزوم در سطح خود میباشد. بنابراین در پروتئین سازی
دخالت دارد. دستگاه گلژی دستگاه گلژی ، از
کیسهها و واکوئلهای پهن محدبی تشکیل شده که بطور موازی روی هم چیده
شدهاند. منحنی بودن کیسههای تشکیل دهنده دستگاه گلژی باعث میشود که این
ارگانل از نظر شکل ظاهری دارای یک سطح محدب (cis) و یک سطح مقعر (Trans)
باشد. گلژی معمولا در بالای هسته قرار دارد، ولی جایگاه آن در سلولهای
مختلف ممکن است متفاوت باشد. وظیفه گلژی شرکت در پروتئین سازی با همکاری
شبکه آندوپلاسمی دانهدار میباشد. پروتئینهای ساخته شده در شبکه
آندوپلاسمی دانهدار ، توسط وزیکولهای حامل به دستگاه گلژی منتقل میگردند.
چون وزیکولهای حامل به سطح محدب گلژی اتصال مییابند، سطح محدب گلژی را
سطح سازنده نیز مینامند. در پروتئینهای منتقل شده به دستگاه گلژی ،
تغییرات زیر به عمل میآید: • بریده شدن قطعات اضافی از مولکولهای اولیه• افزوده شدن مواد قندی• افزوده شدن سولفات • افزوده شدن فسفات • تغلیظ و بستهبندی این
تغییرات ضمن عبور از کیسههای متعدد گلژی انجام میگیرد و عقیده بر این
است که کیسههای گلژی از نظر محتویات آنزیمی متفاوتاند. پروتئینها پس از
بدست آوردن فرم نهایی خود به صورت گرانولهای محصور شده در غشا از سطح مقعر
گلژی خارج میشوند. به همین دلیل سطح مقعر گلژی را سطح ترشحی نیز مینامند.
لیزوزومها لیزوزومها با میکروسکوپ الکترونی به
صورت گرانولهای متراکمی مشاهده میشوند که 0.5 تا 0.05 میکرون قطر دارند و
بوسیله غشا محصور شدهاند. لیزوزومها حاوی تقریبا 50 نوع آنزیم میباشند که
همه آنها در PH اسیدی فعالند. بنابراین لیزوزوم دستگاه گوارش سلول محسوب
میشود و قادر به هضم مواد خارجی وارده به سلول و ارگانلهای فرسوده شده
میباشند. میتوکندری میتوکندری ارگانلی است گرد
یا میلهای که ابعاد آن 0.5 تا 1 میکرون میباشد. به عنوان مرکز مولد انرژی
سلول میباشد که قادرند انرژی شیمیایی نهفته در مواد آلی مختلف را به
انرژی قابل استفاده سلول یعنی آدنوزین تری فسفات (ATP) تبدیل نمایند.
بنابراین هرچه مصرف انرژی سلول بیشتر باشد، اندازه میتوکندریها بزرگتر و
تعداد آنها بیشتر خواهد بود و برعکس. حتی در درون سلول میتوکندریها در بخشی
از سلول قرار میگیرند که نیاز به انرژی جهت انجام فعالیت بیشتر باشد. میتوکندری
بوسیله دو غشای بیرون و درونی محصور شده که غشای بیرونی صاف ولی غشای
درونی دارای چینهای تیغه مانندی است که "کریستا" (crista) نامیده میشود و
فضای بین دو غشا را "فضای بین غشایی" و فضای محدود شده بوسیله غشای درونی
را "ماتریکس میتوکندری" مینامند که محتوی پروتئین ، DNA ، گرانولهای ریز و
متراکمی مملو از کلسیم ، منزیم ، فسفات و ساختمانهای ریبوزوم مانند
میباشد. پراکسیزوم پراکسیزومها در گذشته
میکروبادی Microbody نیز خوانده میشدند. ارگانلهایی هستند شبیه لیزوزومها
که حاوی آنزیمهای هیدروکسی اسید اکسیداز ، O - آمینو اکسیداز و کاتالاز
میباشند که دو آنزیم اولی در تولید پراکسید هیدروژن H202 دخیلند و آنزیم
کاتالاز سبب تجزیه آن به آب و اکسیژن میشود. با
توجه به فراوانی آنزیم کاتالاز در پراکسیزومها ، عقیده بر این است که
سلولها را از اثرات سمی H2O2 حفظ میکنند که در سلولهای کبدی و کلیوی به
تعداد فراوان یافت میشوند. منشا این ارگانل به عقیده بعضی ، شبکه
آندوپلاسمی دانهدار و به عقیده برخی دیگر شبکه آندوپلاسمی صاف میباشد. سانتریولها سانتریولها
به صورت دو ساختمان میلهای کوتاه و عمود بر هم در مجاورت هسته سلول قرار
دارند و با سیتوپلاسم اطراف خود "سانتروزوم" نامیده میشود که قبل از تقسیم
سلول همانندسازی میکنند و به قطبین سلول مهاجرت کرده و در دو سر دوکهای
تقسیم قرار میگیرند. هر سانتریول ، استوانهای است به قطر 0.2 میکرون و به
طول 0.5 میکرون که دیواره آن از 9 سری میکروتوبول سهتایی تشکیل شده است.
سانترویولها برای تشکیل مژه و تاژک ضروریاند. ارگانلهایی که تاکنون مورد
بحث قرار گرفتند، همگی بهوسیله غشا محصور شدهاند، ولی ارگانلهایی نیز
وجود دارند که فاقد غشا هستند و شامل میکروتوبولها و میکروفیلامنتها
میباشند. اجزای غیر زنده سلولی اجزای غیرزنده
سلولی ، بطور عمده شامل مواد غذایی ذخیره شده ، شامل پروتئینها ، چربیها ،
گلیکوژن و پیگمانها مثل ملانین و مواد زاید انباشته شده در داخل سلول
میباشندسلول گیاهیگیاهان از
واحدهای زنده و فعالی به نام یاخته تشکیل شدهاند که معمولا در درون دیواره
یاختهای جای دارند. هر یاخته ، از دیواره یاختهای و غشای سیتوپلاسمی و
سیتوپلاسم و هسته تشکیل شده است. وجود دیواره یاختهای در گیاهان آنها را
از جانوران متمایز میسازد. جنس این دیواره از سلولز است. هر دو یاخته
مجاور را یک تیغه میانی از جنس پکتین از هم جدا میکند.مقدمه سلول
واحد ساختاری مشترک در تمام موجودات زنده است. سلول عنصری مستقل ، کوچک و
دارای اندازه میکروسکوپی است. محتویات سلولی مجموعهای از اجزا با ساختاری
بسیار پیچیده و ترکیبات خاص است. تمام ظواهر و پدیدههای حیاتی و واکنشهای
موجود ، ناشی از فعالیت محتویات پروتوپلاست درون سلولی است. سلولهای گیاهی
نسبت به سلولهای جانوری دارای اشکال متنوعتری هستند. سلولهای گیاهی دارای
اشکال چند ضلعی با اقطار مساوی و منظم و یا کشیده هستند و علاوه بر آن
سلولهای گیاهی ، محصور در غشای شکل دهنده نسبتا سخت و محکم و مقاوم هستند
که گاه نازک و گاهی ضخیم است.در یک توده سلولی
همگن سازنده یک بافت ، همه سلولها دارای یک اندازه و یک شکل و معمولا چند
وجهیاند. در گیاهان آلی اندازه سلولها متناسب با کار آنهاست و بر حسب
ماهیت بافت و نقشی که در گیاه دارند اندازه آنها متفاوت است. اندازه و طول
سلولهای سازنده پیکر گیاهان به ماهیت و ویژگی آن سلول بستگی دارد و به طول
ملکولهای پروتئینی موجود در آنها و همچنین به میزان فعالیت هسته سلول و
دوره استراحت آن ارتباط دارد.سیتوپلاسم هر دو
یاخته مجاور به وسیله منافذ موجود (پلاسمودسمها) با هم ارتباط دارند. غشای
سیتوپلاسمی از یک لایه دو مولکولی فسفولیپید تشکیل یافته است که پروتئینها
به دو صورت سطحی و عمقی در آن غوطهورند. نقش غشای سیتوپلاسمی حفظ تراوایی
انتخابی است. زمینه سیتوپلاسم اساسیترین قسمت درونی یاخته را تشکیل
میدهد، زیرا اکثرا اعمال بیوسنتزی یاخته در آن صورت میگیرد. اندامکها در
این زمینه قرار دارند. یکی از ویژگیهای سیتوپلاسم جنبش دائمی آن است که در
اثر انقباض ریزرشتهها بوجود میآید، ولی ریزلولهها به این جریان جهت
میدهند.روش مشاهده سلول گیاهی سادهترین
راه مشاهده سلول گیاهی ، مطالعه سلولهای اپیدرم فلس پیاز است. اپیدرم فلس
پیاز در زیر میکروسکوپ با بزرگنمایی ضعیف به صورت سلولهای چند وجهی
کشیدهای است که بطور منظم که هم قرار داشته و بهم چسبیدهاند. چنانچه این
اپیدرم را با محلول رقیق یدیدوره آغشته سازیم هسته سلولها بطور محسوسی مشخص
میگردد. در هسته یک یا دو هستک به صورت نقاط روشن دیده میشود. علاوه بر
هسته در داخل سلولها واکوئل یا (حفرههای سیتوپلاسمی) نیز وجود دارد که در
ابتدا کوچک و پراکنده هستند و با رشد سلول بهم ملحق شده ، حفرههایی واحد و
بزرگ را تشکیل میدهند.در سلولهای پیر و مسن که
واکوئلها قسمت اعظم فضای درونی آنها را فرا میگیرند هسته به گوشهای
رانده شده ، سایر محتویات سلول به صورت ورقه نازک در اطراف واکوئل مرکزی
چسبیده به غشا باقی میمانند. به علت چسبندگی و یکی بودن غشای سیتوپلاسمی
با غشای سلولزی لذا غشای سیتوپلاسمی بطور عادی قابل مشاهده نیست ولی با
اضافه کردن چند قطره محلول آب و نمک 20 درصد و ایجاد کیفیت پلاسمولیز غشای
سلولی از غشای سلولزی جدا و قابل رویت میگردد. دیواره یاختهای در
پیرامون اغلب یاختههای گیاهی و بعضی از یاختههای جانوری ، دیوارهای به
نام دیواره یاختهای وجود دارد. دیواره یاختهای در یاختههای گیاهان
ساختار نسبتا سخت سلولزی دارد و نوعی اسکلت بیرونی را ایجاد میکند که به
این یاختهها شکل هندسی و نسبتا ثابتی میدهد. این دیواره که دیواره نخستین
نامیده میشود، بوسیله پروتوپلاسم زنده یاخته ایجاد میشود و وجود آن
اساسیترین وجه تمایز بین گیاهان و جانوران است. دیواره بین دو یاخته شامل
شامل سه بخش است: هر یک از دو یاخته مجاور هم ، دیواره نخستین را تولید
میکند و بین آن دو ، لایه بین یاختهای به نام تیغه میانی مشترک بین دو
یاخته وجود دارد.جنس تیغه میانی از ترکیبات
پکتینی ، مانند پکتین ، است. در نتیجه افزایش سن یاخته ، ممکن است مواد
دیگری ساخته شوند و از سمت داخل یاخته به صورت لایهای روی دیواره نخستین
قرار بگیرند که دیواره دومین یا پسین نام دارد. ارتباط بین دو یاخته از راه
پلاسمودسمها صورت میگیرد. پلاسمودسمها در دیوارههای نخستین در سوراخهای
ریز دیواره ، جایی که دیواره فاقد تیغه میانی است، بوجود میآیند و
سیتوپلاسم از آن محلها از یاختهای به یاخته دیگر جریان مییابد. غشای سلولی غشای
سیتوپلاسمی از یک لایه دو مولکولی (دو ردیفی) فسفولیپید ساخته شده که هر
مولکول آن شامل یک سر آب دوست و یک دم آب گریز است. استقرار این دو ردیف
مولکول در مقابل یکدیگر طوری است که دمهای آب گریز به طرف داخل و در مقابل
یکدیگر و سرهای آب دوست به طرف خارج قرار گرفتهاند. مولکولهای پروتئین در
سطح بیرونی یا درونی و یا در تمام غشا وجود دارند. نقش غشای سیتوپلاسمی حفظ
تراوایی انتخابی است. این غشا چون سدی نیمه تروا عمل میکند، نیمه تراوا
بودن غشا عامل اصلی در نقش آن است. سیتوپلاسم سیتوپلاسم
شامل تشکیلات یاختهای است که ساختاری نیمه شفاف ، بیشکل و تقریبا
یکنواخت دارد و خاصیت شکست نور در آن کمی بیش از آب است. سیتوپلاسم پس از
مرگ یاخته با رنگهای اسیدی آنیلین رنگ میگیرد، یعنی اسیدوفیل است. برعکس ،
سیتوپلاسم زنده تقریبا خنثی است. زمینه سیتوپلاسم را هیالوپلاسم گویند. در
هیالوپلاسم دو دسته عناصر به حالت شناور وجود دارند: یک دسته ضمایم دائمی
مانند میتوکندریها ، پلاستها ، دستگاه گلژی و غیره که اندامک نامیده
میشوند و دسته دیگر مواد غیر دائمی حاصل از اعمال زیست شیمیایی داخل
هیالوپلاسم به نام اجسام ضمیمه هستند.در هر حال
محدوده هیالوپلاسم از طرف داخل ، غشای هسته و از طرف خارج ، غشای
سیتوپلاسمی یاخته است. اندامکها عبارتند از: هسته ، میتوکندری ، شبکه
آندوپلاسمی ، دستگاه گلژی ، ریزلولهها و ریزرشتهها ، لیزوزومها ،
واکوئلها و پلاستها. ذرات دیگری نیز در سیتوپلاسم دیده میشوند که از
اندامکها کوچکترند و غشا ندارند و ریبوزوم نام دارند. اگر چه ریبوزومها غشا
ندارد و اندامک به شمار نمیآیند، اما اهمیت زیادی در سوخت و ساز یاخته
دارند. سیتوپلاسم در تبادلات یاخته ، مراحل مختلف سوخت و ساز و همچنین
جنبشهای سیتوپلاسمی که ممکن است چرخشی و یا موضعی باشد، نقش دارد. ریبوزومها ریبوزومها
ذرات کروی کوچکی هستند که به صورت آزاد یا روی شبکه آندوپلاسمی درون
سیتوپلاسم دیده میشوند. با استفاده از رادیوایزوتوپها توانستهاند محل
تشکیل اجزای ریبوزوم را تعیین کنند. بدین سان معلوم شده که RNA ریبوزومی در
هستک ساخته میشود و از آنجا به سیتوپلاسم منتقل میگردد. دو بخش ریبوزوم
پس از ساخته شدن به یکدیگر میپیوندند و ریبوزوم کامل را بوجود میآورند.
نقش اصلی ریبوزومها شرکت در ساختن پروتئینها است، یعنی جایگاه ساخت
پروتئین هستند. شبکه آندوپلاسمی شبکه آندوپلاسمی
متشکل از لولههای تو خالی است. در برش به صورت مجاری ظریف غشایی توخالی ،
با شاخههای فراوان و مرتبط با یکدیگر و یا به شکل مخازن پهن و بیش متراکم
و پراکنده در تمام سیتوپلاسم مشاهده میشود. به بسیاری از نقاط دیواره
بیرونی شبکه آندوپلاسمی ، تعداد فراوانی دانههای ریبوزوم متصلاند و به
همین دلیل به دو صورت دانهدار و بدون دانه یافت میشوند: شبکه آندوپلاسمی
دانهدار یا ناصاف که واجد ریبوزوم بوده و شبکه آندوپلاسمی بدون دانه یا
صاف که فاقد ریبوزوم است. نقش شبکه آندوپلاسمی ، ذخیره و هدایت بعضی مواد
درون یاخته و شرکت در تشکیل دیواره سلولزی یاخته و ایجاد ارتباط بین
یاختهها است. دستگاه گلژی دستگاه گلژی از
واحهایی به نام تشکیل شده است. دیکتیوزومها سیستمهای غشایی ویژهای هستند
که از روی هم قرار گرفتن 5 تا 15 کیسه گرد و تخت با وزیکولهایی در لبه آنها
تشکیل شدهاند. هر کیسه را سیسترنا مینامند. دیکتیوزومها در بسته بندی
پروتئین نقش دارند. میکروبادیها میکروبادیها
وزیکولهایی هستند که از دیکتیوزومها جدا میشوند و خود اندامکهای ویژهای
را پدید میآورند. اینها ذرات کروی کوچکی هستند که در پیرامون آنها فقط یک
غشا وجود دارد. میکروبادیها شامل پراکسی زوم و گلی اکسی زوم هستند. لیزوزومها لیزوزومها
نیز از دیکتیوزومها جدا شده و خود اندامکهای ویژهای را پدید میآورند و
اندامکهایی به اندازه میتوکندریها و یا کوچکتر از آنها هستند که حاوی
آنزیمهای گوناگون میباشند و نقش آنها تجزیه سریع مولکولهای درشت و گوارش
مواد هنگام تمایز یاختهای است. واکوئلها بخش
اعظم فضای یاختههای بالغ را واکوئل اشغال میکند که به صورت حفره یا
کیسهای است که غشایی به نام تونوپلاست آن را از سیتوپلاسم جدا میکند.
درون واکوئل را مایعی به نام شیره واکوئلی پر کرده است. واکوئلها محل ذخیره
آب و مواد آلی و کانی و همچنین تجمع مواد زاید سیتوپلاسم هستند. میتوکندری میتوکندریها
ذرات ریزی هستند که به شکل کروی ، یا میلهای و یا رشتهای دیده میشوند و
دارای دو غشا هستند: غشای بیرونی آنها صاف و غشای درونی به صورت چین خورده
است. نقش میتوکندری ، تنفس است و ضمنا میتوکندری ، منبع انرژی میباشد.
آنزیمهای تنفسی موجود در سطح غشای درونی آنها موجب شکستن مولکولهای گلوکز و
اسیدهای آمینه و چربیها میشود و در نتیجه انرژی آزاد میگردد. پلاستها پلاستها
را بر اساس رنگدانههایی که ذخیره میکنند، به سه گروه کلروپلاست ،
کروموپلاست و لوکوپلاست تقسیم میکنند. کلروپلاستها عموما قرصی شکل بوده و
به علت دارا بودن کلروفیل ، سبز رنگ هستند. این اندامک غشایی دو لایهای
دارد. بخش درونی کلروپلاست شامل دو سیستم لایهای و ماده دربرگیرنده این دو
سیستم یعنی ماده زمینهای یا دانهدار است. سیستم لایهای دو بخش دارد:
بخشی که گرانومها را تشکیل میدهد و بخش دیگری که آنها را بهم متصل میکند.بخش
درونی گرانوم به صورت کیسههای پهن شدهای مرتب شدهاند و تیلاکوئید نام
دارند و محل کلروفیلها هستند. نقش کلروپلاستها فتوسنتز است. لوکوپلاستها
پلاستهای بیرنگی هستند که در یاختههای بشره و دیگر بافتهای بیرنگ وجود
دارند. بعضی نشاسته ذخیره کرده و آمیلوپلاست نام دارند. گروه سوم پلاستها ،
رنگدانههای زرد یا قرمزی داشته و کروموپلاست نامیده میشوند. هسته هسته
از غشا و شیره هسته و دانههای کروماتین و یک یا دو هستک تشکیل شده است.
DNA و RNA در هسته و میتوکندری و پلاست وجود دارند. هسته بزرگترین اندامک
ساختار درونی یاختههای یوکاریوت است. اندازه نسبی هسته بر حسب سن و نوع
یاخته فرق میکند. تفاوت یاختههای گیاهی و جانوری برای تمایز یاختههای گیاهی و جانوری میتوان تفاوتهای زیر را بررسی کرد:• تفاوتهای متابولیسمی • تفاوتهای ساختاری • تفاوتهای تقسیمیغشای سلولیمحیط
درونی سلول از بیرون آن متفاوت است. این اختلاف در تمام مدت زیست سلول
بوسیله یک غشای نازک که سطح سلول را میپوشاند که آن را غشای سلولی یا غشای
سیتوپلاسمی میگویند که ورود و خروج مولکولها و یونها از کنترل میکند.نگاه اجمالی غشای
سلولی ساختمانی است به ضخامت که محدوده سلول را معین کرده و به عنوان سد
انتخابی ، مبادله مواد بین سلول و محیط اطرافش را کنترل میکند. غشا از دو
لایه تقریبا ممتد لیپیدی ساخته شده که در آنها مجموعههای پروتئینی بطور
پراکنده وارد شدهاند علاوه بر این پروتئینهای غشایی پروتئینهای دیگری که
از نوع پروتئینهای حاشیهای هستند، در غشای دو لایه و اغلب روی سطح داخلی
قرار میگیرد. بنابراین غشا بسیار نامتقارن است. بخشی از عدم تقارن غشا
مربوط به زنجیرههای الیگوساکاریدی میباشد که تنها به سطح خارجی غشا
چسبیدهاند. لیپیدهای غشا لیپیدهای غشایی شامل
فسفولیپید (فسفوگلیسرید و اسفنگولیپید) و کلسترول میباشد. فسفولیپیدها
مولکولهایی هستند که از یک قسمت سر مانند و یک دنباله متصل به آن تشکیل
شدهاند. قسمت سری که به سر قطبی Polar head نیز موسوم است، حاوی گروه
فسفات بوده و آب دوست Hydropgilic میباشد قسمت دنباله از دو زنجیره اسید
چرب تشکیل شده و آب گریز Hydrophobic میباشد. دنباله غیر قطبی Non
polartail نیز نامیده میشود.فسفولیپیدها در این
ساختمان دولایه به ترتیبی است که قطبهای هیدروفیل آنها در سطح داخلی و
خارج سیتوپلاسم و دنبالههای هیدروفوب آنها در مرکز قرار گرفته است و همین
امر باعث سه لایه دیده شدن غشا با میکروسکوب الکترونی میگردد. از دیگر
لیپیدهای غشایی ، کلسترول میباشد که در حد فاصل اسیدهای چرب قرار گرفته
است. میزان سیالیت غشا بستگی به میزان کلسترول آن دارد. هرچه کلسترول بیشتر
سیالیت غشا نیز بیشتر خواهد بود. پروتئینهای غشا پروتئینها
که در اکثر غشاها بیش از 50 درصد وزن آن را تشکیل میدهند، دارای وظایف
ساختمانی مانند حفظ شکل سلول مانند گویچههای قرمز خون و عملکری (مثل
فعالیت آنزیمی) متعدد میباشند. این پروتئینها به دو صورت محیطی percpheral
و سراسری یا داخلی Integral protein دیده میشوند و انواع آنها در
ارگانلها و سلولهای مختلف میتواند متفاوت باشد. انواع پروتئینهای غشا • پروتئینهای محیطی : در سطح غشا قرار دارند و بسیاری از آنها دارای فعالیت آنزیمی میباشند.•
پروتئینهای انتگرال : پروتئینهای درشت مولکولی هستند که مستقیما در داخل
لیپید دو لایه قرار گرفتهاند. اندازه این پروتئینها به حدی است که سراسر
ضخامت لیپید دولایه را طی میکنند و در هر دو سطح غشا نمایان هستند و یا
اینکه تا حدی در ضخامت لیپید دو لایه فرو رفتهاند و فقط در سطح داخلی یا
خارجی غشا نمایان میباشند. از آنجا که مواد محلول در آب قادر به عبور از
لیپید دولایه نمیباشند عقیده بر این است که پروتئینهای سراسری به عنوان
کانالهایی برای مبادله مواد محلول در آب از قبیل یونها عمل میکنند. کربوهیدراتهای غشا کربوهیدراتهای
غشا از نوع الیگوساکاریدها میباشند. الیگوساکاریدها به کربوهیدراتهای
متشکل از چند واحد قندی اطلاق میگردد. الیگوساکاریدها عمدتا در سطح خارجی
غشا و متصل با پروتئینها و لیپیدها یعنی به صورت گلیکوپروتئین و گلیکولیپید
دیده میشوند. ترکیبات فوق هم دارای خاصیت آنتی ژنیک میباشند و هم به
عنوان رسپتور (گیرنده) در سطح سلول عمل میکنند. وجود رسپتور در سطح سلول
باعث میشود که مواد معینی بتوانند وارد سلول شوند و یا سلول نسبت به
هورمون معینی که رسپتور آن را دارد عکسالعمل نشان دهد. سیستمهای انتقال از غشا انتشار مبادله
مواد محلول در چربی ، آب ، گاز اکسیژن و دیاکسید کربن بین سلول و محیط
اطراف انتشار نامیده میشود. در صورتی که انتشار مواد با اتصال به
مولکولهای دیگر تسریع گردد آن را انتشار تسهیل شده مینامند. چون انتشار
تسهیل شده با دخالت پروتئینهای انتگرال صورت میگیرد. پروتئینهای دخیل در
این امر را حامل Porter یا انتقال دهنده گویند.انتقال فعال Active transport نقل و انتقال الکترولیتها ( ) بین سلول و محیط اطراف آن اگر بر خلاف شیب غلظت و با صرف انرژی انجام میگیرد.آندوسیتوز Endocytosis •
پینوسیتوز : در این روش که به آشامیدن سلول نیز موسوم است ابتدا مایعات و
مواد محلول و بسیار ریز به رسپتورهای غیر اختصاصی سطح سلول متصل میشوند
سپس غشا در آن ناحیه فرو رفته شده و به تدریج با عمق رشد ، فرورفتگی و بهم
چسبیدن لبههای آن قسمت فرو رفته به صورت وزیکول در آمده و از غشای سلول
جدا شده و در سیتوپلاسم رها میگردد. این وزیکول ممکن است به لیزوزوم
پیوسته و تحت تاثیر آنزیمهای آن قرار گیرد و یا به عنوان حامل عمل کرده و
پس از طی بخش داخلی سلول و پیوستن به غشای مقابل محتویات خود را از سلول
عبور میدهند. عبور مواد از دیواره مویرگها نمونهای از این روش میباشد.•
آندوسیتوز با واسطه رسپتور : این روش انحصارا برای ورود موادی معین درون
سلولهایی معین مورد استفاده قرار میگیرد، نیازمند اتصال ماده با رسپتور
اختصاصی مربوطهاش در سطح سلول میباشد. برخی از هورمونها و برخی ویروسها
به این طریق وارد سلول میشوند.• فاگوسیتوز: فاگوسیتوز در مقایسه با آندوسیتوز با واسطه رسپتور ، روشی غیر اختصاصی است. سلولهای
معینی مانند ماکروفاژها با استفاده از این روش ، باکتریها و قارچهای وارد
شده به بدن و یا حتی سلولهای آسیب دیده و فرسوده را فاگوسیتوز میکنند. اگزوسیتوز برعکس
آندرسیتوز در عمل اگزوسیتوز مواد از محیط داخل سلول به خارج از سلول
انتقال مییابند. این مواد که شامل ذرات ترشحی ساخته شده در سلول و یا مواد
باقیمانده حاصل از تجزیه لیزوزوم میباشند به صورت وزیکول ترشحی یا دفعی
دیده میشوند. پس از چسبیدن وزیکول ترشحی یا دفعی به غشای سلول ، غشا در
محل چسبیدگی از بین میرود و به این طریق محتویات وزیکول به خارج از سلول
تخلیه میگردد. وظایف غشای سلولی 1. حفظ شکل
مشخص سلول و جلوگیری از خروج محتویات آن. این عمل برای پردهای که فقط 75
آنگستروم ضخامت دارد بسیار عجیب و ناباورانه است. اگر غشای سلولی در محلی
پاره شود، سیتوپلاسم از آن محل خارج میشود و سلول میمیرد.2.
جلوگیری از خروج مواد لازم برای سلول و وارد کردن موادی که سلول لازم
دارد. این غشا مانند یک نگهبان جلوی عبور مواد ممنوع الخروج یا ممنوع
الورود را میگیرد و تنها آنهایی را که لازم است، وارد سلول میکند. موادی
که وارد سلول میشوند دو گروه هستند: یک گروه بطور عادی وارد سلول میشوند،
بعنی از آنها که مقدار آنها در خارج سلول بیشتر است، به داخل آن منتشر
میشوند. گروه دیگر نحوه ورودشان بسیار جالب است.زیرا
ممکن است مقدار آنها در داخل سلول چندین برابر بیرون باشد و ظاهراً باید
از آن خارج شوند، ولی در جدار غشای سلولی موادی وجود دارد که آنها را به
داخل میبرد. این مواد شیمیایی ، مانند مورچههایی که دانههای گندم و سایر
مواد غذایی را میگیرند و به داخل لانه خود میبرند، به موادی که باید به
داخل سلول برده شود میچسبند و سپس همراه آنها از غشای سلولی عبور میکنند،
ولی قبل از رسیدن به سیتوپلاسم ، ماده مزبور را رها کرده و آن را با فشار
وارد سیتوپلاسم میکنند و خود فوراٌ برای آورن طعمه جدید به طرف خارج غشا
میروند. مواد شیمیایی دیگری نیز وجود دارند که همین عمل را در مورد خارج
کردن موادی که سلول لازم ندارند، انجام میدهند.قارچهامقدمه قارچها
موجوداتی هتروتروف بوده، فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند و در یکی از پنج
سلسله موجودات زنده قرار داده شدهاند. این موجودات به علت فقدان کلروفیل
(سبزینه) قادر به سنتز مواد آلی نیستند و در نتیجه ناگزیرند به صورت
ساپروفیت بر روی مواد آلی مرده گیاهی و جانوری و یا به صورت انگل بر روی
یاختههای زنده و یا داخل آنها زیست کنند. نوع دیگر زندگی همزیستی قارچها
با دیگر موجودات است که در میکوریزا و گلسنگها دیده میشود.ساختار قارچ ساختار
اغلب قارچها از رشتهها و یا ریسههای نخی شکل به نام هیف تشکیل شده است.
در قارچهای پست ، ریسهها یا هیفها فاقد دیواره عرضی هستند. انشعابات هیفها
یا ریسهها شبکهای به نام میسیلیوم را بوجود میآورند. شبکه میسیلیوم را
میتوان به صورت کپک بر روی مواد آلی مختلف مشاهده کرد. آنزیمهایی که توسط
قارچهای مختلف بوجود میآیند میتوانند انواع مواد آلی را تجزیه کرده و به
مواد سادهتری مبدل کنند. قارچها از لحاظ ساختار یاختهای جزء یوکاریوتها
هستند در اطراف هسته و دیگر اجزای یاخته غشای دو لایه وجود دارد. در اطراف
یاخته ، دیواره یاختهای حاوی کیتین قرار میگیرند. تولید مثل در قارچها اکثر
قارچها به دو طریق جنسی و غیر جنسی تکثیر مییابند. در قارچهای تک
یاختهای ، تولید مثل غیر جنسی به روش تقسیم دوتایی و جوانه زدن انجام
میگیرد و قارچهای پر یاختهای غیر از قطعه قطعه شدن ریسه یا هیف ، انواع
هاگهایی از قبیل اسپورانژیوسپور (زئوسپور و آپلانسپور) گویند یا ، جنسی
حاصل میشود. این نوع تولید مثل در قارچها به پنج روش صورت میگیرد.روش
ترکیب گامتهای متحرک ویژه قارچهای پست است. قارچهای پست ، یا خود تک
یاختهای و متحرکاند و یا یاختههای متحرک تولید میکنند. تماس
گامتانژیایی ، آمیزش گامتانژیایی ، اسپرمزایی و تولید مثل جنسی توسط
یاختههای رویشی از انواع دیگر روشهای تولید مثل جنسی در قارچها بشمار
میروند.تقسیم بندی قارچها سلسله قارچها را به
دو شاخه ، قارچهای حقیقی و قارچهای کاذب ، تقسیم کردهاند قارچهای حقیقی
خود به پنج زیر شاخه تقسیم میشوند که عبارتند از: زیر شاخه ماستیگو مایکوتینا یا
قارچهای زئوسپوری که ممکن است ساختار آنها و یا هاگهایی که تولید میکنند
متحرک و دارای تاژک باشند. نوع تاژک ومحل قرار گرفتن آن در این قارچها از
نظر رده بندی مهم است قارچهای این زیر شاخه از نظر نوع ساختار و تولید مثل
جزء پستترین قارچها بشمار میآیند. اشکال ابتدایی این قارچها فاقد ریسه یا
هیف بوده و ساختار تک یاختهای دارند که در واقع بخشی رویشی و نیز زایشی
قارچ بشمار میآید. سپس ساختار آنها اندکی پیشرفتهتر شده، بخش رویشی و
زایشی از یکدیگر مجزا میشوند.در قارچهای تکامل
یافتهتر این گروه ، ساختار ریسه یا هیف بوجود میآید. ریسه یا هیف آنها
فاقد دیواره عرضی است. تولید مثل جنسی در این گروه نیز روند تکاملی را طی
میکند و از ایزوگامی به آنیزوگامی و سپس ائوگامی میرسد. تعدادی نیز
گامتهای غیر متحرک دارند و به روش تماس گامتانژیایی تولید مثل جنسی انجام
میدهند که این قارچها تکامل یافتهتر از دیگر قارچهای این گروه هستند. این
گروه از قارچها به صورت ساپروفیت بر روی بقایای مواد آلی یا به صورت انگل
داخلی و خارجی بر روی یاخته میزبان زیست میکنند.زیر شاخه زیگومایکوتینا قارچهای
این گروه نیز جزء قارچهای پست بشمار میآیند و ریسه یا هیف آنها فاقد
دیوارههای عرضی (سپتا) است. تولید مثل غیر جنسی توسط هاگهای غیر متحرکی
انجام میشود که معمولا در کیسهای به نام اسپورانژیوم بوجود میآیند.
تولید مثل جنسی توسط آمیزش دو گامتانژ صورت میگیرد. کیسهای به نام
اسپورانژیوم بوجود میآیند. در این حالت اندامهای جنسی دیده نمیشوند. هیف
یا ریسههای رویشی ، گامتانژ را بوجود میآورند. این قارچها اغلب خاکزی
هستند و غیر از خاک بر روی مواد قندی مانند نان و مربا و غیره زیست
میکنند. زیر شاخه آسکومایکوتینا این گروه به
علت داشتن ریسه یا هیف دیوارههای عرضی (سپتا) هستند این قارچها جزء
قارچهای عالی بشمار میآیند. در نتیجه تولید مثل جنسی ، هاگهایی به نام
آسکوسپور در درون کیسههایی به نام آسک تولید میکنند. کیسههای آسک حاوی
آسکوسپورها ، اغلب توسط پوششی به نام آسکوکارپ احاطه میشوند. آسکوکارپها
به شکلهای مختلف بسته ، نیمه باز و باز وجود دارند.رده
بندی این گروه بر اساس نوع آسکوکارپ صورت میگیرد. مخمرها یا بوزکها فاقد
آسکوکارپند. در این قارچها تولید مثل غیر جنسی اغلب توسط هاگهایی به نام
کونیدیا انجام میشود که بر روی هیفی موسوم به کونیدیوفور قرار میگیرند
ولی مخمرها یا بوزکها که ساختار تک یاختهای دارند به روش تقسیم دوتایی و
یا جوانه زدن تولید مثل غیر جنسی انجام میدهند. زیر شاخه با زیدیومایکوتینا تکامل
یافتهترین قارچها در این شاخه قرار میگیرند. هیفها یا ریسهها دارای
دیوارههای عرضی هستند. در یاختههای هیف یک یا دو هسته وجود دارد. تولید
مثل جنسی به صورت رویشی انجام میگیرد در نتیجه آن هاگهایی به نام
بازیدیوسپور تولید میشوند که بر روی بازیدیوم قرار میگیرند. هنگام رویش
بازیدوسپور ، ریسه یا هیف تک هستهای حاصل میشود و از ترکیب دو ریسه یا
هیف تک هستهای مخالف ، ریسه یا هیفی دو هستهای بوجود میآید.هنگام
تولید مثل جنسی ، دو هسته مخالف با یکدیگر ترکیب شده، هسته دیپلوئیدی را
تشکیل میدهند که با تقسیم میوز چهار هسته هاپلویید و در نتیجه چهار
بازیدسپور را بوجود میآورد. در قارچهای چتری ، بازیدیوسپورها بر روی
تیغههای شعاعی به نام گیل قرار دارند. در قارچهای منفذدار یا سوراخدار ،
بازیدیوسپورها در اطراف منافذ یا سوراخها قرار میگیرند ولی در قارچهای توپ
پفکی ، بازیدیوسپورها در داخل بازیدیوکارپ بسته قرار دارند. زیر شاخه دوترومایکوتینا این
گروه به قارچهای ناقص نیز معروفند زیرا در چرخه آنها تولید مثل جنسی دیده
نمیشود و تنها روش تکثیر آنها تولید مثل غیر جنسی است. این قارچها اکثرا
بر حسب اندازه ، شکل رنگ و ویژگیهای موجود در کونید یا حاصل از تولید مثل
غیر جنسی آنها شناسایی و طبقه بندی میشوند. در طبیعت این قارچها پراکندگی
فراوان دارند و باعث ایجاد بیماری در گیاهان ایجاد میشوند. میکوریزا ساختاری
که در نتیجه برقراری ارتباط بین قارچها و ریشه گیاهان ایجاد میشود
میکوریزا میگویند. در این ساختار به علت وجود آنزیمهایی در ریسه یا هیف
این قارچها قابلیت حلالیت و جذب مواد به مراتب بیش از ریشه گیاهان است. دو
نوع میکروریزا وجود دارد. میکرریزا خارجی میکوریزای
خارجی که ویژه درختان است یا هیف قارچهای ماکروسکوپی از قبیل قارچهای چتری
، توپ پفکی ، در اطراف ریشه آنها غلاف ضخیمی ایجاد میکنند. میکوریزای داخلی در
اغلب گیاهان دیده میشود در این نوع میکوریزا هیفها یا ریسههای قارچهای
میکروسکوپی موجود در خاک به درون یاختههای ریشه گیاهان وارد میشوند.کروموزومکروموزوم
در سلولهای یوکاریوتی از ترکیب کروماتین و پروتئینهای هیستونی و غیر
هیستونی تشکیل شده است. و در سلولهای پروکاریوتی از ترکیب کروماتین و
پروتئینهای غیر هیستونی ساخته شده است.نگاه کلی واژه
کروموزم به مفهوم جسم رنگی ، که در سال 1888 بوسیله والدیر بکار گرفته شد.
هم اکنون این واژه برای نامیدن رشتههای رنگپذیر و قابل مشاهده با
میکروسکوپهای نوری بکار میرود که از همانندسازی و نیز بهم پیچیدگی و
تابیدگی هر رشته کروماتین اینترفازی در سلولهای یوکاریوتی تا رسیدن به
ضخامت 1000 تا 1400 نانومتر ایجاد میشود. در پروکاریوتها نیز ماده ژنتیکی
اغلب به حالت یک کروموزوم متراکم میشود. در برخی باکتریها علاوه بر
کروموزوم اصلی که اغلب ژنها را شامل میشود کروموزوم کوچک دیگری که بطور
معمول آن را پلاسمید مینامند، قابل تشخیص است گر چه تعداد کمی از ژنها بر
روی پلاسمید قرار دارند.اما از آنجا که در بیشتر
موارد ژنهای مقاومت به آنتی بیوتیکها بر روی آن جایگزین شدهاند، از نظر
پایداری و بقای نسل باکتری اهمیت زیادی دارد. کروماتین در ساختمان کروموزوم
به شکل لوپ دیده میشود. لوپها توسط پروتئینهای اتصالی به DNA که مناطق
خاصی از DNA را تشخیص میدهند پابرجا میماند. سپس مراحل پیچ خوردگی نهایتا
نوارهایی را که در کروموزومهای متافازی دیده میشود ایجاد میکند. هر تیپ
کروموزومی یک نوع نواربندی اختصاصی را در ارتباط با نوع رنگ آمیزی نشان
میدهد. این رنگ آمیزیها منجر به مشخص شدن تعداد و خصوصیات کروموزومهای هر
گونه از موجودات زنده میگردد. که این خصوصیات تعدادی و مورفولوژیک
کروموزومها را کاریوتیپ مینامند.مراحل تبدیل رشته کروماتین به کروموزوم برای
تبدیل یک رشته کروماتینی 10 تا 30 نانومتری به یک کروموزوم ، علاوه بر
لزوم همانندسازی رشته کروماتین سطوح سازمان یافتگیای را در نظر میگیرند
که ضمن آن با دخالت H3 ، H1 و پروتئینهای غیر هیستونی پیچیدگیها و
تابیدگیهای رشته کروماتین افزایش مییابد، طول آن کم ، ضخامت و تراکمش زیاد
میشود و به کروموزوم تبدیل میگردد. این سطوح سازمان یافتگی و اغلب به
صورت رسیدن از رشته 10 تا 30 نانومتری به رشته 90 تا 100 نانومتری تشکیل
رشته 30 تا 400 نانومتری و در مراحل بعد با افزایش پیچیدگیها و تابیدگیها ،
ایجاد رشته 700 نانومتری و بالاخره تشکیل کروموزوم دارای دو کروماتید و با
ضخامت تا 1400 نانومتر در نظر میگیرند.اولین
مرحله پیچیدگی و تراکم رشته کروماتین برای تبدیل به کروموزوم با
فسفریلاسیون شدید هیستونهای H3 ، H1 همراه است. پس از رها شدن DNA از
اکتامر هیستونی ، با دخالت آنزیمهای مسئول همانندسازی ، پیوندهای هیدروژنی
بین دو زنجیره گسسته میشود، هر زنجیره مکممل خود را میسازد و به تدریج با
ادامه همانندسازی ، دو مولکول DNA بوجود میآید که در هر مولکول یک زنجیره
قدیمی و زنجیره دیگر نوساخت است. بخشهای مختلف این دو مولکول DNA که نظیر
همدیگر هستند به تدریج که همانندسازیشان پایان میپذیرد، با اکتامرهای
هیستونی که نیمی از آنها اکتامرهای والدی و نیمی جدید هستند ترکیب میشوند.بعد
از تشکیل ساختمان نوکلئوزومی ، دو رشته کروماتین 10 نانومتری و سپس
رشتههای 30 نانومتری ایجاد میشوند. هر رشته کروماتین 30 نانومتر سطوح
سازمان یافتگی را میگذارند، با مجموعهای از پروتئینهای غیر هیستونی
زمینهای یا اسکلتی آمیخته میشود و به یک کروماتید تبدیل میشود. مجموعه
دو کروماتید نظیر هم که از محل سانترومر بهم متصلاند کروموزوم متافازی را
ایجاد میکنند. اجزای ساختمانی کروموزوم در متافاز که کروموزومها سازمان یافتگی بیشتری دارند، برای هر کروموزوم بخشهای زیر در نظر گرفته میشود. کروماتید کروماتید
بخشی از کروموزوم متافازی است که نیمی از سراسر طول کروموزوم را میسازد.
دو کروماتید هر کروموزوم از ناحیه سانترومر بهم متصلاند. هر کروماتید از
ابر پیچیدگیهای رشته کروماتین و آمیختگی آن با پروتئینهای غیر هیستونی
اسکلتی یا زمینهای بوجود آمده است. دو کروماتید هر کروموزوم متافازی را که
در حکم تصویر آینهای یکدیگر هستند، کروماتیدهای خواهر یا کروماتیدهای
نظیر مینامند.در پروفاز و گاهی در اینترفاز ،
کروموزوم به صورت رشتههای بسیار نازکی است که آنها را کرومونما مینامند
این رشتهها مراحل مقدماتی تراکم کروماتید را نشان میدهند. کروماتید و
کرومونما ، نامی برای مشخص کردن دو ساختمان یکسان اما با دو درجه سازمان
یافتگی است. کرومومر نیز از تجمع ماده کروماتینی به صورت دانههای کروی
ایجاد میشود. سانترومر محل اتصال دو کروماتید
خواهر هر کروموزوم متافازی را سانترومر نامند. سانترومر بخش نازکی از
کروموزوم که جایگاه آنرا فرورفتگی اولیه نیز مینامند. ناحیه سانترومر
ناحیه بسیار هتروکروماتینی است و بویژه در بخشهای کناری خود دارای ژنها یا
ترتیبهای نوکلوتیدی تکراری است. این بخشهای هتروکروماتین با رنگهای بازی
شدت رنگ میگیرند. هر کروموزوم علاوه بر سانترومر اصلی ممکن است دارای
سانترومر یا سانترومرهای فرعی در محل فشردگیهای ثانویه باشد. فشردگیهای
ثانویه با داشتن پیچیدگیهای کمتر از فشردگی اولیه قابل تشخیصاند. کینه توکور طرفین
سانترمر هر کروموزوم را دو بخش پروتئینی پیاله مانند و متراکم به اسم کینه
توکور میپوشاند. هر کینه توکور دارای سه بخش بیرونی و میانی و درونی است.
در ساختمان هر بخش پروتئینهای رشتهای با تراکم متفاوتی قابل تشخیص هستند
بخش بیرونی متراکم و بخش میانی کم تراکم است. بخش درونی بطور فشردهای با
سانترومر اتصال دارد. کینه توکورها از مراکز سازماندهی میکروتوبولها و
رشتههای دوک میتوزی هستند. تلومر این اصطلاح
برای بخشهای انتهایی کروماتید بکار گرفته میشود. تلومرها دارای ویژگیهای
سلول شناسی خاصی هستند. در مگس سرکه ترتیبهای DNAای تلومری که در انتهای
همه کروموزومها وجود دارد جدا سازی و بررسی شده است. تلومرها انتهاهای
مولکولهای طویل و خطی DNAای هستند که در هر کروماتید وجود دارد. از سوی
دیگر وقتی کروموزومها بوسیله عواملی مثل پرتوهای X یا اثر آلکالوئیدها
شکسته شوند، انتهاهای آزاد بدون تلومر آنها چسبنده میشود و با سایر
کروموزومها ادغام میشود. علاوه بر نقشی که تلومرها در پایداری کروموزومها
دارند، در برخی گونهها به حالت مهیا و بعضی بین دو کروموزوم عمل کرده و
نوک به نوک اتصال موقتی پیدا میکنند. فرورفتگی ثانویه یکی
دیگر از ویژگیهای ریخت شناسی کروموزومها هستند که از نظر موقعیت و
فواصلشان بر حسب گونهها جای ثابتی دارند. وجود آنها از نظر تشخیص
کروموزومها بویژه در یک مجموعه کروموزومی مفید است فرورفتگیهای ثانویه به
دلیل عدم ایجاد انحرافهای زاویهدار در قطعات کروموزومی از فرورفتگیهای
اولیه شناخته میشوند. سازمان دهندگان هستکی این
نواحی فرورفتگیهای ثانویهای هستند که دارای ژنهای رمزدار کننده RNAهای
ریبوزومی جز rRNA5S میباشند و در تشکیل هستک دخالت دارند. پدیدار شدن
فرورفتگی ثانویه به دلیل رونویسی بسیار فعال ژنهای rRNAای است که آنها را
از فرورفتگیهای اولیه مشخص میسازد. در انسان سازمان دهندگان هستکی در
فرورفتگیهای ثانویه کروموزومهای 13 و 14 و 15 و 21 و22 قرار دارند که همه
از کروموزمهای آکروسانتریک و دارای ماهواره هستند. ماهواره جسم
کوچکی کروی است که از بقیه کروموزوم بوسیله یک فرورفتگی ثانویه جدا
میشود. ماهواره و فرورفتگی ثانویه از نظر شکل و بزرگی برای هر کروموزوم
ویژه ، ثابت هستند. ماهوارههای کروموزومی بخشهایی از کروموزوم از دیدگاه
ریخت شناسی هستند و نبایستی آنها را با ماهوارههای DNAای که دارای
ترتیبهای DNAای بسیار تکراری میباشند اشتباه کرد. انواع کروموزمها از نظر تعداد سانترومر کروموزومها را از نظر تعداد سانترومرهایشان به کروموزمهای یک سانترومری ، دو سانترومری و چند سانترومریاسترپتومایسس را نام برد.• معروفترین و شناخته شده ترین گونه کورینه باکتریوم ، کورینه باکتریوم دیفتریا میباشد که عامل بیماری دیفتری میباشد. • دو گونه مهم مایکوباکتریوم توبرکلوزیسکه عامل سل و مایکوباکتریوم لپرا که عامل جذام میباشد. • گونههای متعلق به نوکاردیا در عفونتهای ریوی و عفونت مخرب دست و پا دخالت دارند. ریکتیساها این
گروه شامل ریکتسیا و کلامیدیا میباشند. این دسته از باکتریها ، انگلهای
درون سلولی اجباری هستند که فقط در درون سلول میزبان قادر به تولید مثل
هستند و از این لحاظ به ویروسها شباهت دارند. یکی از بیماریهایی که عامل
مولد آن ریکتسیا میباشد، تیفوس است که بوسیه شپش منتقل میشود ، گونههایی
از کلامیدیاها موجب کوری در انسان میشوند. مایکوپلاسما مایکوپلاسما
باکتریهای فاقد دیواره سلولی هستند. مهمترین گونه بیماریزا در انسان
مایکوپلاسما نومونیا است که عامل ذاتالریه ابتدایی آتیپیک میباشد. این
بیماری در بخش فوقانی دستگاه تنفس و ندرتا مانند سایر ذاتالریهها ، عارض
میشود.میکرو بیولژیمیکروبیولوژی
(Microbiology) علمی است که درباره میکروارگانیسمها یا جانداران ذره بینی
بحث و گفتگو میکند. جانداران ذره بینی به کلیه موجوداتی اطلاق میشوند که
به علت کوچک بودن ابعاد فقط با ذره بین یا میکروسکوپ قابل مشاهده هستند.دید کلی تنوع
بیولوژیکی در میکروارگانیسمها بیش از سایر موجودات میباشد.
میکروارگانیسمها موجوداتی هستند که با چشم غیر مسلح مشاهده نمیشوند. شکل ،
عمل و خصوصیات بیوشیمیایی یا مکانیزم ژنتیکی آنها ، بر اساس محدودیتهای
مولکولی بنا شده است. میکروبیولوژی راههای مفیدی را برای شناسایی
میکروارگانیسمها فراهم ساخته است. در طبقه بندی موجودات زنده ،
ارگانیسمهایی را که حاوی هسته بوده و هسته توسط غشایی احاطه شده است، از
پروکاریوتها که DNA آنها بطور فیزیکی از سیتوپلاسم جدا نشده است، مجزا
کردهاند. بطور کلی میکروبیولوژی درباره ویروسها ، میکروارگانیسمهای
پروکاریوتی و میکروارگانیسمهای یوکاریوتی بحث میکند. تاریخچه علم
میکروبیولوژی از سال 1674 هنگامی که آنتوان لوون هوک ، با عدسی شیشهای
خود دنیایی از موجودات ریز را در قطره آب برکه مشاهده کرد. در اواخر قرن 17
نظریه تولید خودبخودی مورد بحث قرار گرفت. در این زمان بسیاری از
دانشمندان از جمله فرانسیکوردی ، فکر میکردند میکروارگانیسمها از مواد غیر
زنده ایجاد شدهاند. در سال 1766 اسپالانزانی نتیجه گرفت که میکروبها از
هوای غیرسترون وارد محلولهای غذایی شده و آنها را فاسد میکنند. دو ابرمرد
دنیای علم که به کنار گذاشتن نظریه خلقالساعه کمک شایانی کردند شیمیدان
فرانسوی به نام پاستور و پزشک انگلیسی به نام تندال بود. در 100 سال گذشته
میکروب شناسان موفق به دریافت چند جایزه نوبل شدهاند. ویروسها ویروسها
به علت داشتن خصوصیات خاصی با سایر موجودات زنده تفاوت دارند. یک ذره
ویروس دارای مولکول اسید نوکلئیک DNA یا RNA بوده که توسط پوشش پروتئینی یا
کپسید احاطه شده است. اسید نوکلئیک ویروس برای تکثیر در درون سلول به
آنزیمهای سلول میزبان وابسته است. از تجمع اسید نوکلئیک و قطعات پروتئینی
که به تازگی سنتز شدهاند، ذرات کامل ویروسی تشکیل میشود که به محیط خارج
سلول رها میگردند. ویروسها بسیار متنوع بوده و از نظر ساختمان ، تشکیلات
ژنوم ، بیان ژنوم ، راههای تکثیر و سرایت باهم تفاوت زیادی دارند. ویروسها
قادرند باکتریها ، گیاهان و جانوران را آلوده کنند. پریونها برخی
کشفیات قابل توجه در سه دهه گذشته منجر به شناسایی خصوصیات مولکولی و
ژنتیکی عاملی قابل انتقال به نام عامل بیماری اسکراپی که نوعی بیماری تخریب
کننده سیستم عصبی مرکزی در گوسفندان است، شده است. ساختمان پریونها فقط از
پروتئین ساخته شده و فاقد اسید نوکلئیک است. بیماریهای ناشی از پریون در
انسان به علت اینکه به صورت بیماریهای ژنتیکی و عفونی بروز میکند کاملا
اختصاصی هستند. بررسی بر روی بیولوژی پریونها ، ضرورتی در تحقیقات پزشکی
محسوب میشود.باکتریها باکتریها متنوعترین و
مهمترین میکروارگانیسمها هستند. تعداد کمی از آنها در انسان و حیوانات و
گیاهان بیماریزا است. بطور کلی بدون فعالیت آنها ، حیات بر روی زمین مختل
میگردد. بطور یقین یوکاریوتها از موجودات زنده باکتری مانند بوجود
آمدهاند. نظر به اینکه باکتریها ساختمان سادهای داشته و میتوان به آسانی
بسیاری از آنها را در شرایط آزمایشگاه کشت داد و تحت کنترل درآورد، میکروب
شناسان مطالعه وسیعی درباره فرایندهای حیاتی آنها انجام دادهاند. درباره
نحوه رشد و مرگ باکتریها ، متابولیسم باکتریها ، ژنتیک باکتریها ، ارتباط
آنها با ویروسها و ... مطالعات گستردهای صورت گرفته است. قارچها قارچها
دسته جداگانهای از یوکاریوتها را تشکیل میدهند. این دسته از
میکروارگانیسمها همگی هتروتروف بوده و برای رشد و تکثیر به ترکیبات آلی جهت
اخذ انرژی و کربن نیاز دارند. قارچها هوازی و یا بیهوازی اختیاری هستند.
اکثر قارچها ساپروفیت بوده و در خاک و آب به سر میبرند و در این نواحی ،
بقایای گیاهی و جانوری را تجزیه مینمایند. قارچها مانند باکتریها در تجزیه
مواد و گردش عناصر در طبیعت دخالت داشته و حائز اهمیت هستند. علم مطالعه
قارچهای انگل برای انسان را قارچ شناسی پزشکی گویند. که این انگلها
بیماریهای زیادی را بوجود میآورند. پروتوزوئرها پروتوزوئرها
جانداران یوکاریوتیک تک سلولی هستند که به قلمرو آغازیان تعلق دارند.
پروتوزوئرها از نظر ساختمان تفاوت بسیاری با یکدیگر دارند. این دسته از
جانداران ساکن آب و خاک بوده و از ذرات مواد غذایی و باکتریها تغذیه
میکنند. عدهای از آنها بخشی از فلور طبیعی بدن جانداران را تشکیل
میدهند. مطالعات این جانداران در محدوده علم میکروبیولوژی قرار دارد. میکروبیولوژی خاک خاک
یکی از مخازن عمده میکروارگانیسمها محسوب میشود. فراوانترین
میکروارگانیسمها در خاک ، باکتریها هستند. خاک باغچه در هر گرم محتوی
میلیونها باکتری است. در جاهای عمیق تعداد آنها کاهش مییابد. قارچها به
تعداد کمتر از باکتریها در خاک یافت میشوند. شاید مهمترین نقش
میکروارگانیسمهای خاک ، شرکت آنها در چرخههای بیو- ژئوشیمیایی است که به
گردش برخی عناصر شیمیایی در طبیعت کمک کرده و آنها را قابل مصرف میسازد.
میکروبیولوژیستها در این زمینه تحقیقات زیادی انجام دادهاند. میکروبیولوژی آب در
میکروبیولوژی آب ، میکروارگانیسمها و فعالیت آنها در آبهای طبیعی نظیر
دریاچهها ، برکهها ، رودخانهها و دریاها مورد مطالعه قرار میگیرد. و
میکروارگانیسمهای مفید و مضر برای انسان و سایر جانداران شناسایی میشوند. میکروبیولوژی مواد غذایی میکروارگانیسمها
تغییرات مطلوب و نامطلوب در مواد غذایی پدید میآورند. و از طرف دیگر تهیه
بسیاری از فرآوردههای غذایی بدون کمک میکروارگانیسمها ، امکانپذیر نیست.
مانند کلم شور ، زیتون رسیده و پنیر. اسیدهای حاصل توسط میکروارگانیسمها و
اضافه کردن آنها به مواد غذیی مانند خیار شور آنها را از گزند
میکروارگانیسمهای نامطلوب حفظ میکند. این بخش از میکروبیولوژی ، امروزه
کاربرد زیادی دارد.عوامل ضد میکروبی مواد
دارویی موادی هستند که برای درمان بیماریهای عفونی یا جلوگیری از وقوع
بیماری بکار میروند . این مواد معمولا از باکتریها و قارچها بدست میآیند و
اخیرا برخی از آنها را در کارخانجات میسازند. از مواد شیمیایی هنگامی
میتوان برای درمان بیماریهای عفونی استفاده کرد که دارای اثر سمی انتخابی
باشند. یعنی ضمن متوقف کردن رشد یا نابودی عامل مولد بیماری ، به سلول
میزبان آسیبی نرسانند. علاوه بر سمیت انتخابی ، داروها باید بتوانند به
داخل بافتها و سلولهای میزبان نفوذ کننده و تغییری در مکانیزم دفاعی طبیعی
میزبان بوجود نیاورند. از عوامل ضد میکروبی میتوان به آنتی بیوتیکها اشاره
کرد. ارتباط میکروبیولوژی با سایر علوم میکروبیولوژی
یک علم کاربردی است که با بسیاری از شاخههای علوم رابطه نزدیک دارد. از
جمله میتوان به ژنتیک ، پزشکی ، زیست شناسی سلولی ، انگل شناسی ، قارچ
شناسی پزشکی و بیوشیمی اشاره کردمیکروسکوپ الکترونی (Electron Microscopy) یکی
از تجهیزات بزرگ علمی میکروسکوپ الکترونی است که براساس قوانین اپتیکی کار
میکند. دراین دستگاه ، الکترون پر انرژی از یک منبع الکترون خارج شده و
تحت شتاب میگیرد. لذا نور حاصل در مسیر خود از روزنههای تعبیه شده در یک
فلز و یا از لنزهای مغناطیسی عبور میکند.ریشه لغوی میکروسکوپ به معنی کپی یا ثبت کوچکتر ذره است و ریشه در زبان لاتین دارد و از آن برای بررسی ذرات اتمی و زیر اتمی استفاده میشود. تاریخچه میکروسکوپ
الکترونی نوعی میکروسکوپ مرکب است. اولین میکروسکوپ مرکب ، احتمالا در
سالهای 1600 میلادی توسط دو نفر هلندی به نام هانس و زاکاریاس جنس ساخته
شد. درسال 1873 ارنست آبه ثابت کرد که برای تشخیص دقیق دو ذره نزدیک به هم ،
طول موج نور نباید بیشتر از دو برابر فاصله دو ذره از یکدیگر باشد.
بالاخره درسال 1939 اولین میکروسکوپ الکترونی ساخته شد.سیر تحولی و رشد میکروسکوپهای
اولیه که میکروسکوپ ساده نام داشت، شامل فقط یک عدسی بودند اما میکروسکوپ
الکترونی ، که میکروسکوپ مرکب است از ترکیب حداقل دو عدسی بوجود آمده است.
در طول قرن هیجدهم میکروسکوپ در زمره وسایل تفریحی به شمار میآمد. با
پژوهشهای بیشتر پیشرفتهای قابل توجهی در شیوه ساختن عدسی شئی حاصل شد.
بطوری که عدسیهای دیگر یصورت ذره بینهای معمولی نبودند بلکه خطاهای موجود
در آنها که به کنجهایی معروف هستند، دفع شدهاند و آنها میتوانستند جرئیات
یک شی را دقیقا نشان دهند. پس از آن در طی پنجاه سال ، پژوهشگران بسیاری
تلاش کردند تا بر کیفیت و مرغوبیت این وسیله بیافزایند. بالاخره ارنست آبه
توانست مبنای علمی میزان بزرگنمایی میکروسکوپ را تعریف کند. بدین
ترتیب میزان بزرگنمایی مفید آن بین 50 تا 2000 برابر مشخص شد. البته
میتوان میکروسکوپهایی با بزرگنمایی بیش از 2000 برابر ساخت. مثلا قدرت
عدسی چشمی را بیشتر کرد. اما قدرت تفکیک نور ثابت است و درنتیجه حتی
بزرگنمایی بیشتر میتواند دو نقطه از یک شی را بهتر تفکیک کند. هر چه
بزرگنمایی شی افزایش یابد به میزان پیچیدگی آن افزوده میشود. بزرگنمایی شی
در میکروسکوپهای تحقیقاتی جدید معمولا 3X ، 6X ، 10X ، 12X ، 40X و 100X
است. در نتیجه بزرگنمایی در این میکروسکوپ بین 18 تا 1500 برابر است. چون
بزرگنمایی میکروسکوپ نوری از محدوده معینی تجاوز نمیکند برای بررسی بسیاری
از پدیدههایی که احتیاج به بزرگنمایی خیلی بیشتر دارند مفید است. تحقیقات
بسیاری صورت گرفت تا وسیله دقیق تری با بزرگنمایی بیشتر ساخته شود. نتیجه
این پژوهشها منجر به ساختن میکروسکوپ الکترونی شد.مکانیزم میکروسکوپ
مرکب از یک لوله تشکیل شده که در دو انتهای آن دو عدسی شئی نزدیک به شی
مورد مطالعه و عدسی چشمی قرار دارد. تصویری که توسط عدسی شئی بوجود میآید،
بوسیله عدسی چشمی بزرگتر میشود. به این جهت بزرگنمایی آن بیش از قدرت یک
عدسی است. در میکروسکوپهای پیشرفته ، دستگاه نوری پیچیده تر است. بدین
ترتیب که در آنها علاوه بر لامپ ، یک کندانسور (مجموعه عدسیهای متمرکز
کننده نور) و یک دیافراگم که شدت نور را کنترل میکند، قرار داده شده است.
لامپی که در این نوع میکروسکوپها مورد استفاده قرار میگیرد، با ولتاژ کم
کار میکند. لامپهای فراوانی برای این منظور وجود دارند که هرکدام نوری با
شدت و طول موج مورد نظر تامین میکنند. بنابراین برای تفکیک دو نقطه
نزدیکتر از 2500 آنگستروم باید از میکروسکوپ الکترونی استفاده کرد.زیرا
طول موج الکترون از طول موج نور کمتر است. اولین میکروسکوپ الکترونی که
ساخته شد، درست مانند میکروسکوپ نوری که شعاع نور را از داخل نمونه مورد
مطالعه عبور میدهد، شعاع الکترون را از داخل مقطع بسیار نازکی عبور
میدهد. چون تراکم مواد در تمام قسمتهای نمونه مورد مطالعه یکسان نیست،
میزان الکترونی که از قسمتهای مختلف عبور میکند متفاوت است. درنتیجه
تصویری از قسمتهای تاریک و روشن آن بدست میآید. میکروسکوپ الکترونی دارای
یک قسمت لولهای شکل است که الکترون میتواند آزادانه از آن عبور کند. در
قسمت بالای لوله یک قطب منفی الکتریکی به شکل رشته سیم نازک وجود دارد که
جنس آن از تنگستن است. این قسمت آنقدر حرارت داده میشود تا بتواند از خود
الکترون آزاد کند. این عمل با ایجاد اختلاف
پتانسیل از 20000 تا 100000 ولت بین کاتد و آند صورت میگیرد. در نتیجه یک
شعاع الکترونی بسوی پایین قسمت لولهای شکل شتاب داده میشود. به این سیستم
تفنگ الکترونی میگویند. در طول لوله عدسیهایی همگرا اندازه و روشنایی
شعاع الکترونی را قبل از برخورد با نمونه مورد مطالعه کنترل میکنند. مقطع
مورد بررسی روی یک صفحه مشبک دایره شکلی قرار داده میشود. شعاع الکترونی
پس از عبور از مقطع و قبل از این که به حد بزرگنمایی نهایی برسد، از میان
عدسیهایی شئی عبور کرده و تنظیم میشود. سپس توسط عدسیهایی بر روی صفحه زیر
میکروسکوپ منعکس میشود. چگالی بزرگنمایی بیشتر میکروسکوپها از 50 تا
800000 برابر است. صفحه زیر میکروسکوپ از مواد فسفردار (فسفید روی)
پوشانیده شده که در مقابل پرتو الکترون از خود نور تولید میکند. در زیر
این صفحه یک دوربین عکاسی قرار دارد که از تصویر روی صحنه عکس میگیرد.اطلاعاتی که میکروسکوپ الکترونی ارائه میدهد. •
توپوگرافی شی (نقشه برداری): در این کار با آشکار کردن مشخصات سطح و بافت
داخلی شی ، میتوان به خواصی مانند سفتی و میزان ارتجاعی بودن آن پی برد.• مورفولوژی (زیست شناسی): به دلیل اینکه در این رویت شکل و سایر ذرات مشخص است، میتوان به نیروی استحکام پی برد.• ترکیب: این میکروسکوپ میتواند عناصر سازنده شی را مشخص نماید. بنابراین میتوان به خواصی مانند نقطه ذوب ، اکتیویته شی دست یافت.•
بلور شناسی: میکروسکوپ الکترونی چگونگی چیده شدن اتم را در مجاورت یکدیگر
نشان میدهد. به این ترتیب میتوان آنها را از نظر رسانایی و خواص الکتریکی
بررسی نمود. میکروسکوپ نوریدید کلی با
توجه به گسترش روز افزون میکروسکوپها در شاخههای مختلف علوم پزشکی و صنعت
هر روزه شاهد پیشرفتهای مختلف در صنعت میکروسکوپها میباشیم. این پیشرفتها
شامل پیشرفت سیستم روزی طراحی اجزای مکانیکی ، پایداری استحکام و راحتی در
استفاده از آنها میباشد. میکروسکوپهای نوری معمولی که در تحقیقات
بیولوژیکی و پزشکی بکار میروند دو دسته میباشند. یک دسته دارای چشمه نوری
مجزا از میکروسکوپ میباشند و دسته دوم میکروسکوپهایی میباشند که دارای
چشمه نوری تعبیه شده در میکروسکوپ میباشند. میکروسکوپهای معمولی مدرن مورد
استفاده از نوع دوم میباشد و تقریبا ساخت و استفاده نوع اول منسوخ شده
است.اجزای اصلی میکروسکوپ نوری پایه یک
قطعه شامل یک بخش پایین به صورتهای مختلف و گاهی بصورت نعل اسبی میباشد
که بر روی میز محل مطالعه قرار میگیرد. پایه دارای ستون میباشد که اجزا
مختلف به آن متصل میشود، وزن پایه نسبتا زیاد است و اجزائی که بر روی پایه
سوارند عبارتند از: چشمه نور و حرکت دهنده لوله میکروسکوپ. لوله میکروسکوپهای
مختلف تک چشمی (monocular) و یا دو چشمی (binocular) میباشند، وقتی به
مدت طولانی میخواهیم از میکروسکوپ استفاده کنیم دو چشمی بهتر است، چون
مانع خستگی چشم میباشد. لوله شامل دو گروه عدسی به نامهای چشمی و شیئی
است. عدسیهای شیئی در میکروسکوپهای معمولی چهار عدسی شیئی بر روی صفحه چرخان نصب شده که ویژگیهای این عدسیها بصورت زیرا است:عدسی شیئی آکروماتیک X10 (16 میلیمتری با N.A = 0.3) عدسی شیئی آکروماتیک X40 (4 میلیمتری با N.A = 0.65) عدسی فلورئیت X45 (35 میلیمتری) عدسی آکروماتیک X90 (2 میلیمتری و N.A = 1.2)دو
عدسی اول در حالت خشک و دو عدسی بعدی در حالت ایمرسیون روغنی مورد استفاده
قرار میگیرند. وظیفه عدسی شئی تهیه تصویر بزرگ شده از شیئی مورد نظر است
عدسیهای شیئی وقتی به صورت خشک بکار میروند، دارای N.A زیاد نمیباشند و
لذا مدت تفکیک آنها است. استفاده از روش ایمرسیون روغنی میتواند موجب
افزایش N.A و افزایش روزلوشن شود. عدسیهای شیئی معمولا بصورت عدسیهای مرکب
میباشند. کیفیت در عدسیهای شیئی وابسته به شدت روشنایی تصویر میتوان
تفکیک میباشد. عدسیهای چشمی وظایفی که چشمی بر
عهده دارند عبارتند از: بزرگ سازی تصویر معکوس حاصله از عدسی شیئی ، تشکیل
تصویر مجازی از تصویر حاصله بوسیله عدسی شیئی ، اندازه گیری و سنجش اجزا
واقع در تصویر. چشمیها دارای انواع مختلفی میباشند که دو نوع معروف و
معمول آنها عبارتند از چشمی هویگنس (Huygenian) و چشمی رامزدن (Ramsden).
چشمی هویگنس متشکل از دو عدسی سطح محدب میباشد که یک طرف هر کدام مسطح و
یکطرف محدب میباشد.در نوع هویگنس سطح محدب هر
دو عدسی بطرف پایین میباشد و بین این دو عدسی دیافراگم قرار گرفته ،
دیافراگم در محل کانون عدسی بالای عدسی چشمی واقع است. عدسی پایین پرتوهای
رسیده از عدسی شی را جمع آوری نموده و در محل دیافراگم یا در نزدیکی آن
متمرکز مینماید. عدسی چشمی این تصویر را بزرگ نموده و البته بصورت یک
تصویر مجازی بزرگ شده به چشم فرد مشاهدهگر منتقل میکند.کار
دیافراگم کاهش خیره کنندهگی نور رسیده به چشم بیننده است.چشمیهای هویگنس
به چشمیهای منفی معروفند و دارای بزرگنمایی 10 و 5 میباشند. چشمی هویگنس
دارای قیمت نسبتا ارزان و کارایی مناسب میباشد، اشکال عمده آن محدود بودن
میدان دید و عدم تامین راحتی کافی برای چشم است. چشمیهای رامزدن به چشمیهای
مثبت معروفند، این چشمیها با دقت خوبی انحرافات عدسیهای آپکروماتیک را
تصحیح مینمایند. سیستم روشنایی میکروسکوپها
دارای محدودیتهای متعددی میباشند و لیکن در عمل اغلب روشنایی میکروسکوپ
موجب محدودیت اصلی میشود. بنابراین تلاشهای زیادی در تهیه روشنایی و روش
تهیه روشنایی مناسب برای میکروسکوپها گردیده است. پس تهیه نور مناسب
میتواند نقش اساسی در وضوح تصویر داشته باشد. روشنی محیط نمیتواند برای
تهیه تصویر مناسب و کافی باشد، لذا در تهیه روشنایی حتما باید از لامپها و
چشمههای مصنوعی نوری استفاده میشود. لامپهای مورد استفاده در میکروسکوپها
عبارتند از:• لامپ هالوژن: این لامپ نور سفید
ایجاد میکند و متشکل از یک رشته تنگستن در گاز هالوژن میباشد. حاصلضرب
شدت نور حاصله در طول عمر این لامپ تقریبا ثابت است. از لحاظ قیمت در
مقایسه با لامپ جیوه و گزنون ارزانتر میباشد و برای کارهای فتومیکروگرافی
مفید است.• لامپ تنگستن: این لامپها در میکروسکوپهای ارزان قیمت و آموزشی بکار میروند.• لامپ گزنون: این نوع لامپ یک لامپ تخلیه الکتریکی است. این لامپها دارای پایداری بیشتری نسبت به لامپهای جیوهای میباشند.•
لامپ جیوهای: این لامپ همانند لامپ گزنون از طریق تخلیه الکتریکی ایجاد
نور مینماید. لامپ جیوهای حاوی مقدار کمی جیوه است که در اثر یونیزه شدن
هوای داخل لامپ ، یونهای تولید شده موجب تبخیر و یونیزه شدن جیوهها
میشوند. کندانسور وظیفه کندانسور متمرکز سازی نور بر روی نمونه میباشد. کندانسور در زیر Stage که محل قرارگیری نمونه است واقع میشود.•
کندانسور آبه: این نوع کندانسور عموما در میکروسکوپهای معمولی بکار
میروند. در این نوع کندانسورها دو عدسی بکار رفته است و دارای قیمت ارزان
میباشند. این کندانسورها با عدسیهای شیئی و آکرومات CF با بزرگنمایی 4x تا
100x برای مشاهدات عمومی و کاربردهای تشخص مفید میباشند.• کندانسور با عدسی متحرک: این کندانسور برای فتومیکروگرافی همراه با عدسیهای شیئی و پلن آکرومات از نوع CF مفید میباشند.•
کندانسور آکرومات: این گروه کندانسور در مشاهدات و فتومیکروگرافی مورد
استفاده قرار میگیرد این نوع کندانسور با عدسیهای شیئی 4x تا 100x
میتواند بکار رود.• کندانسور آکرومات - آپلانت: این نوع
کندانسور را پایه همراه با عدسی های شیئی آپوکرومات بکار برد این کندانسور
ها برای فتومیکروگرافی جهت تصویرگیری از اجزا بسیار ریز بسیار مفید می
باشد.• کندانسور جهت عدسیهای شیئی با توان کم ، که این نوع
کندانسور معمولا در بزرگنماییهای بسیار پایین مثل عدسی شیئی با بزرگنمایی
4x تا 460x مفید هستند. چگونگی تشکیل و مشاهده تصویر نور
به صورت موج سینوسی پیوسته انتشار نمییابد و لیکن میتوان تصور کرد که یک
فوتون همچون یک بار ولی با سرعت 300000 کیلومتر در ثانیه حرکت میکند. و
چون این ذرات بطور پیدرپی در حال تعقیب یکدیگرند، لذا در عمل راهی جز
نمایش آنها به صورت یک موج پیوسته نیست. فوتونهای نوری میتوانند دارای طول
موجهای متفاوتی باشند، رنگ نور بوسیله طول موج آن تعیین میشود. مخلوط
نورهای مختلف موجب تحریک شبکیه چشم میشود که انسان احساس رنگ سفید
مینماید.اکثرا اشیایی که توسط میکروسکوپ مشاهده
میشوند نسبت به نور شفاف میباشند و اجزای آنها تنها وقتی قابل مشاهده
میباشند که این اجزا نسبت به زمینه دارای کنتراست (کنتراست در شدت و یا
رنگ) باشند. وقتی که نور سفید به یک جسم قرمز بتابد، تمامی طول موجهای
موجود در نور سفید بجز نور قرمز در آن جذب میشود. بنابراین یک جسم با
ناحیه قرمز را در یک زمینه سفید بخاطر آنکه دارای کنتراست رنگی میباشد
میتوان دید.عدسی شیئی در میکروسکوپ که یک عدسی
همگرا با فاصله کانونی کوچک است، تصویر حقیقی و وارونه و بزرگتر از شیئ را
تشکیل میدهد. برای این منظور شیئ باید بین کانون عدسی شیئی و قرار گیرد،
توان عدسی شیئی بزرگتر از توان عدسی چشمی است و تصویر اول را بزرگتر میکند
(عدسی چشمی مثل ذره بین عمل میکند) و تصویر حاصل از عدسی شیئی باید در
فاصله کانونی عدسی چشمی باشد. از این شیئ ، تصویر مجازی نهایی تشکیل میشود
که بزرگتر است. تقسیم میکنند وقتی تحت تاثیر عواملی مثل پرتوهای X
کروموزمها خرد شوند و قطعاتشان ادغام شود، کروموزومهای به اصطلاح بدون
سانترومر ایجاد میکنند. این کروموزومها هنگام تقسیم سلولی رفتار عادی مثل
سایر کروموزومها را ندارند. انواع کروموزوم از نظر محل سانترومر • کروموزمهای تلوسانتریک: سانترومر در یکی از دو انتهای کروموزومها قرار گرفته است.•
کروموزومهای آکروسانتریک: سانترومر آنها نزدیک به یکی از دو انتهای
کروموزوم قرار گرفته در نتیجه یکی از بازوها نسبتا به دیگری بسیار کوچک است
از قطعات کروموزومی از محل قرار گرفتن سانترومر از بازوهای کروموزومی
مینامند.• کروموزمهای متاسانتریک: سانترومر آنها در وسط
کروموزوم قرار گرفته و در نتیجه بازوهای کروموزم هم اندازه هستند اکثر
کروموزمها دارای یک سانترومر هستند. برخی گونهها سانترومرهای بخش شدهای
دارند در رشتههای دوکی به تمامی طول کروموزوم متصلند این کروموزومها را
هولوسانتریک گویند.گروههای عمده باکتریها از نظر پزشکیباکتریها
ارگانیسمهای تکسلولی هستند که اکثرا به صورت آزاد زندگی میکنند و دارای
اطلاعات ژنتیکی و تولید انرژی و سیستمهای بیوسنتتیک لازم برای رشد و تولید
مثل خود میباشند. باکتریها متنوعترین میکروارگانیسمها هستند که شامل
گروههای زیادی میباشند.دید کلی باکتریها
مهمترین و متنوعترین میکروارگانیسمها هستند و تعداد کمی در انسان جانوران
و سایر موجودات بیماریزا بوده و بطور کلی بدون فعالیت آنها حیات بر روی
زمین مختل میگردد. تنها تعداد کمی از باکتریها مانند کلامیدیاها و
ریکتزیاها اجبارا انگل داخل سلولی هستند. باکتریها از جنبههایی با
یوکاریوتها تفاوت دارند. باکتریها ریبوزومهای 80S ، اندامکهای غشادار مانند
هسته ، میتوکندری ، کروموزوم حلقوی بدون پوشش دارند. باکتریها (به غیر از
میکوپلاسماها) دارای دیواره سلولی هستند.بطور
یقین موجودات زنده یوکاریوتیک از موجودات زنده باکتری مانند بوجود آمدهاند
و نظر به اینکه باکتریها ساختمان سادهای داشته و میتوان به آسانی بسیاری
از آنها را در شرایط آزمایشگاه کشت داد و تحت کنترل درآورد ، میکروب
شناسان مطالعه وسیعی درباره فرآیندهای حیاتی آنها انجام دادهاند. در این
مبحث باکتریهای شایع با تاکید بر انواع بیماریزا در انسان معرفی میگردد.اسپیروکتها این
باکتریها در آبهای آلوده ، فاضلابها ، خاک و مواد آلی در حال پوسیدن یافت
میشوند. به شکل فنر پیچیده و متحرک هستند. اندازه آنها از چند میکرون تا
500 میکرون است. سه جنس از اسپیروکتها بیماریزا هستند:• تروپونما: شامل گونه تروپونما پالیزم است که این باکتری عامل مولد بیماری سیفلیس میباشد.• بورلیا: این باکتری عال مولد بیماری تب راجعه میباشد.• لپتوسپیرا: این باکتری از راه شکافها و زخمهای پوست وارد میشود و شایعترین شکل بیماری ، عفونت کلیه است. کوکوسها و باسیلهای گرم منفی هوازی جالبترین
باکتریها در این گروه انواع متعلق به جنس سودوموناس است یکی از گونههای
سودوموناس ، سودوموناس آئروجینوزا میباشد که این باکتری عفونتهای مجاری
ادراری ، عفونتهای زخمی و سوختگیها ، آبسه و مننژیت را ایجاد میکند.
باکتریهای این گروه قادر به ساختنآنزیمهای متعددی هستند و بدین نحو در
تجزیه مواد شیمیایی نظیر حشره کشهایی که به خاک افزوده میشوند، کمک
میکنند. مقاومت این گروه به آنتی بیوتیکها از نظر پزشکی حائز اهمیت است. باسیلهای گرم منفی بیهوازی اختیاری آنتروباکتریاسه این
خانواده شامل گروهی از باکتریهای ساکن روده انسان و سایر جانوران است.
جنسهای باکتریهای روده عباتند از: اشیرشیا ، شیگلا ، کلبسیلا ، آنتروباکتر و
... . اشیرشیاکلی یکی از ساکنین اصلی روده بوده و آشناترین میکروبی که
پژوهشهای فراوانی بر روی آن صورت گرفته است. سالمونلا یکی از باکتریهای
بیماریزا است که یکی از گونههای آن مولد بیماری تب تیفوئید میباشد.
گونههای شیگلا عامل اسهال خونی است. کلبسیلا عامل عفونت مجاری تنفسی
ذاتالریه است. سرشیا عامل عفونت ادراری و تنفسی است و آنتروباکتر در
عفونتهای مجاری ادراری نقش برعهده دارند. ویبریوناسه جنسهای
مهم این خانواده شامل ویبریو و آئروموناس میباشد. گونه بیماریزا
ویبریوکلرا است که عامل بیماری وبا میباشد. باکتریهای متعلق به آئروموناس
عامل بیماری ذاتالریه و اختلالات روده میباشند. هموفیلوس یکی از گونههای آن به نام هموفیلوس آنفلوآنزا عامل مننژیت در کودکان و جوانان میباشد. باکتریهای گرم منفی بیهوازی در
این گروه دو جنس مهم از نظر پزشکی به نامهای نایسریا و موراگزلا وجود
دارد. نایسریا از اهمیت ویژهای برخوردار است و انگل غشاهای مخاطی در انسان
بوده و درجه حرارت نزدیک درجه حرارت بدن انسان زندگی میکند، گونههای
بیماریزا شامل باکتری مولد بیماری سوزاک و باکتری مولد مننژیت میباشد.
باکتریهای جنس موراگزلا در التهاب بافت ملتحمه چشم دخالت دارند. کوکوسهای گرم منفی بیهوازی این
باکتریها اختصاصا به صورت دوتایی ، گاهی تکتک ، خوشهای یا زنجیری قرار
میگیرند. و همگی بدون حرکت و بدون اسپور هستند. باکتریهای متعلق به جنس
ویلونلا بخش از میکروفلور طبیعی دهان و پلاک دندانی هستند. کوکوسهای گرم مثبت این
گروه از باکتریها از نظر پزشکی شامل دو جنس استافیلوکوکوس و استروپتوکوکوس
هستند. عدهای از باکتریهای استافیلوکوکوس مواد سمی تولید میکنند که
گویچههای قرمز خون و گویچههای سفید خون را نابود میکنند. چندین نوع
عفونت استافیلوکوکی بوسیله گونه استافیلوکوکوس اورائوس ایجاد میشود که در
ایجاد عفونتهای پوستی ، ذاتالریه و آبسههای مغزی دخالت دارند.
استرپتوکوکها در تب زایمان ، تب مخملک ، گلودرد ، تب روماتیسمی و پوسیدگی
دندان دخالت دارند.باسیلها و کوکوسهای اسپوردار دو
جنس مهم اسپوردار باسیلوس و کلسترویدیوم میباشند. باسیلوس آنتراسیس عامل
بیماری سیاه زخم که معمولا در گاو ، گوسفند و اسب بیماری تولید میکند،
میتواند به انسان انتقال پیدا کند. باکتریهای متعلق به جنس کلستریدیوم
بیهوازی اجباری هستند و بیماریهایی که تولید میکنند شامل کزاز و بوتولیسم
میباشد. باکتریهای میلهای شکل گرم مثبت بدون اسپور مهمترین
این گروه جنس لاکتو باسیلوس میباشد. لاکتوباسیلوسها در روده و حفره دهانی
زندگی میکنند. در دهان این باکتریها نقشی در پوسیدگی دندان به عهده
دارند. در صنعت از این باکتریها برای تولید کلم شور ، دوغ و ماست استفاده
میشود. باکتری بیماریزای متعلق به این گروه "یستریا منوسایتوجنز" است که
در تولید آبسه ، انسفالیت و آندوکاردیت ، دخالت دارد. اکتینومیستها از جنسهای مهم این گروه میتوان کورینه باکتریوم ، مایکوباکتریوم ، نوکاردیا ، اکتینومیسس و
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت 21:34 توسط Morteza
|